söndag 30 juni 2019

ترامپ : من برای جیمی کارتر افسوس می خورم چون حزبش او را در سطل زباله‌ها انداخت

ترامپ : من برای جیمی کارتر افسوس می خورم چون حزبش او را در سطل زباله‌ها انداخت

العربیه :دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا،روز شنبه 28 ژوئن 2019 در واکنش به سخنان جیمی کارتر، رئیس جمهوری سابق آمریکا که گفته بود ریاست جمهوری ترامپ به دلیل دخالت روسیه غیرقانونی است، گفت، جیمی کارتر آدم خوبی بود اما در عین حال رئیس جمهوری ناپسند بود.

ترامپ گفت:«کارتر یک دمکرات است و به دمکرات‌ها کمک مالی می‌کند بنابرین طبیعی است که این بحث‌ها برای او یک بحث محوری و مهم است».

او سپس خطاب به کارتر گفت:«به نظرم خوب می فهمی و همه خوب می‌فهمند که من به خاطر دخالت روسیه یا کس دیگری پیروز نشدم من تنها به دلیل خودم در انتخابات پیروز شدم ».
رئیسی که در زباله‌دان
به گزارش اسوشیتدپرس ترامپ گفت :«من با تلاشی بیشتر از هیلاری کلینتون توانستم در انتخابات پیروز شوم ».

او افزود:«من برای جیمی کارتر افسوس می خورم چون حزبش او را در سطل زباله‌ها انداخت».

ترامپ خطاب به کارتر گفت:«اعضای حزب دمکرات او را در زباله‌‌دان انداختند چون رئیس جمهور موفقی نبود او کاملا فراموش شده است».
کارتر: ترامپ یک رئیس غیرقانونی و نامشروع است
سخنان ترامپ در واکنش به اظهارات جیمی کارتر، رئیس جمهور اسبق آمریکا، بیان شد.

جیمی کارتر روز جمعه در شهر لیسبورگ در ایالت ورجینیا در جمع افرادی از هواداران حزب، مشروعیت ریاست جمهوری دونالد ترامپ رئیس جمهوری کنونی آمریکا را زیر سئوال برد و گفت:«او به دلیل "مداخله روسیه هم‌اکنون در کاخ سفید است».

کارتر گفت: «شکی نیست که روس‌ها در انتخابات 2016 دخالت کردند. من فکر می‌کنم یک تحقیقات کامل نشان خواهد داد که ترامپ در انتخابات سال 2016 پیروز نشد. او در انتخابات شکست خورد، و به خاطر مداخله روسیه پیروز شد».

کارتر در پاسخ به این سئوال که با این وصف آیا او معتقد است که دونالد ترامپ یک رئیس‌جمهور نامشروع است؟ کارتر در جواب گفت: «با توجه به حرفی که زدم و حالا نمی‌توانم پس بگیرم، بله.»

گفتنی است که در گزارش رابرت مولر، محقق خاص، شواهد کافی برای متهم کردن هیچ کدام از اعضای تیم کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ که نشان ده با تلاش‌ روسیه برای دخالت در انتخابات به نفع ترامپ همسو باشد مشاهد

چه کسانی در مـسـاجد ایران بیت‌کوین تولید می‌کنند؟ نهادهای حکومتی یا چینی‌ها؟

چه کسانی در مـسـاجد ایران بیت‌کوین تولید می‌کنند؟ نهادهای حکومتی یا چینی‌ها؟

گسترش تولید بیت کوین در ایران، کشور را با بحران مصرف بیش از حد برق روبرو کرده است.
+20
رأی دهید
-4

«جمهوری اسلامی می‌رود، ایران و خاورمیانه می‌مانند!»

«جمهوری اسلامی می‌رود، ایران و خاورمیانه می‌مانند!»

 کیهان لندن - الاهه بقراط: حکومت‌های ایدئولوژیک پدیده‌های جهان مدرن هستند؛ زاییده‌ی اختراعات جدید، تغییر مناسبات و رشد اقتصادی و گسترش آموزش‌ همگانی‌اند. در اواخر قرن هجدهم و طول قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم است که ایدئولوژی‌های زمینی مانند کمونیسم و فاشیسم در واکنش به بحران‌های اقتصادی سرمایه‌داری شکل می‌گیرند و نهایتا در ظرفیت‌های کاپیتالیسم که هنوز قادر به بازتولید خود است، حل شده و از بین می‌روند. بنیادگرایی اسلامی اما نه واکنش به بحران اقتصادی و یا اساسا بحران سرمایه‌داری، بلکه واکنش به بحران فرهنگی و عقیدتی و درونی خود این عقیده و ایمان در جوامع اسلامی علیه انسان و حقوق طبیعی و شهروندی آن است!

به قدرت رسیدن بنیادگرایی اسلامی در ایران، بحران مقاومت ارتجاع علیه آزادی را وارد مرحله‌ای سرنوشت‌ساز کرد. در این «محور مقاومت»، شیعه و سنی و دیگر فرقه‌های اسلامی نقشی بازی نمی‌کنند. جمهوری اسلامی از پیروان همه این فرقه‌ها در گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به خود استفاده می‌کند!

نظام کمونیستی- اسلامی- فاشیستی در ایران، بخشی از مقاومت بنیادگرایی اسلامی در جهان است که ما امروز در دوران گذار از آن بسر می‌بریم. تلاش امثال علی خامنه‌ای برای مقابله با «نفوذ» آزادی و حقوق بشر بی‌فایده است چرا که این «نفوذ» از «خارج» نیست بلکه زایش و نوزایی از «داخل» است! نسل‌های جوان در جوامع مسلمان‌نشین حاملان  این نوزایی هستند وگرنه سرسپردگان به رژیم ایران و کل اسلامیست‌ها درصدی اندک بیش نیستند که البته قدرت تخریبی آنها گسترده است.

اینست که آنچه این‌ روزها در مقابله‌ی جمهوری اسلامی و دولت کنونی آمریکا می‌بینیم، نه «جنگ ایران و آمریکا» بلکه فراتر از هر دو است: بنیادگرایی اسلامی که در ایران قدرت دولتی مطلق را در دست دارد، به مرحله‌ی نهایی نزدیک می‌شود. نه تنها ایران در حال گذار از این رژیم‌ است بلکه خود جمهوری اسلامی و این بنیادگرایی نیز در حال گذار از خویش و به شکست انجامیدن «محور مقاومت»، نه در برابر آمریکا و غرب، بلکه در برابر دموکراسی و حقوق بشر هستند.

در این میان، آیا سیاستمداران اروپا با وجود تجربه‌های خونین دو جنگ بزرگ و فاشیسم و کمونیسم، واقعا چنان درک مخدوشی از دموکراسی و آزادی دارند که بستر سر بریدن دموکراسی را به نام آزادی در کشورهای خود پهن ‌می‌کنند؟! آیا در شرایطی که جوامع جوان خاورمیانه و کشورهای مسلمان‌نشین، به ویژه در ایران، تشنه‌ی حقوق انسانی و مناسبات دموکراتیک هستند، اروپا به کشت بذر شوم  بنیادگرایی مذهبی و افراط‌گرایی چپ و راست در خاک خود مشغول نیست؟!

باری، موضوع بر سر آمریکا نیست! اگر کشورهای غربی و قدرتمند، همچنین روسیه و چین، «محور مقاومت» به سرکردگی جمهوری اسلامی را سر جای خود ننشانند، و بخواهند از آن برای امتیاز گرفتن از یکدیگر استفاده کنند، این «محور» با رانده شدن از سرزمین‌های زادگاه خود، برای بقا به این کشورها منتقل خواهد شد. جمهوری اسلامی می‌رود، شاید به اروپا! اما ایران و خاورمیانه می‌مانند!

سیلی های بی رحمانه یک معلم بر صورت دانش آموز


معلوم نیست در هنگام استخدام این معلم نماها از آنها امتحان آموزشی و پرورشی گرفته می شود یا امتحان هنرهای رزمی.
+52
رأی دهید
-16
 2

lördag 29 juni 2019

به خاطر رونمایی از کتاب یک زندانی سیاسی فوت شده، رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه برکنار شد

دارایی خامنه ای و حسینیه غصبی «امام خمینی»

دارایی خامنه ای و حسینیه غصبی «امام خمینی»

ایران بریفینگ ،امیر فرشاد ابراهیمی
هفته گذشته آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران و همه منصوبانش از سوی ایالات‌متحده تحریم شدند این تحریم شامل نهادهای زیر نظر رهبر ایران می‌شود، وسعت این نهادها و سرمایه‌های در گردشش آن‌چنان زیاد است که استیو منوچین وزیر دارایی وعده داده لیست کامل آن به‌زودی با محاسبه دقیق‌تری منتشر خواهد شد اما مایک پمپئو در گفتگویی تقریب زده است این تحریم مشمول ۹۰ میلیارد دلار خواهد شد.

به دنبال این تحریم اگرچه خامنه‌ای خود واکنشی هنوز نشان نداده است اما حسن روحانی گفت: «رهبر ایران یک‌خانه معمولی دارد با یک حسینیه»
 در اینکه رئیس‌جمهور ایران به‌عنوان یک حقوق‌دان نمی‌داند تحریم‌های آمریکا منظورش فقط توقیف دارایی‌های خامنه‌ای نیست و همه نقل و انتقالات مالی و مراودات اقتصادی خامنه‌ای و مجموعه نهادهای زیر نظرش یعنی بنیادها، ستادها، آستان قدس و سازمان‌های مختلف از تبلیغات اسلامی گرفته تا سازمان فرهنگ و ارتباطات و … شامل می‌شود جای تعجب دارد.

اما اشاره حسن روحانی به خانه خامنه‌ای و حسینیه امام خمینی هم خود عجیب است.
خانه و حسینیه در اختیار خامنه‌ای
همه می‌دانیم که با انتخاب خامنه‌ای به رهبری که پیش از آن نیز وی در خانه‌های مصادره‌ای اطراف مجلس شورای اسلامی و نهاد ریاست جمهوری به همراه دیگر مسئولان جمهوری اسلامی همچون میرحسین موسوی و… که این روزها به «مقر شهید مطهری» مشهور است می‌نشست.

هاشمی رفسنجانی بلافاصله مسئله استقرار رهبر جدید را مطرح می‌کند، چند گزینه مطرح می‌شود حسینیه جماران و اردوگاه شهید باهنر که در مجاورش بود، مجموعه‌ای در نزدیکی مصلای تهران که برای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در تپه‌های عباس‌آباد در دست‌ساخت بود و دانشکده افسری ارتش مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی اما درنهایت قرار می‌شود باغ خانه‌ای با فضای سبزش که در مجاور کاخ ریاست جمهوری بود و متعلق بود به خانواده نظام مافی و مصادره شده بود را وزارت سپاه پاسداران بسازد، محسن رفیق‌دوست مأمور ساخت آن می‌شود.

رفیق‌دوست ساخت حسینیه را این‌گونه روایت می‌کند: آقا، هنوز در ریاست جمهوری مستقر بود. آقای نخست‌وزیر هم نخست‌وزیری بود و آقای هاشمی هم هنوز رئیس‌جمهور نشده بود. ورود من به این قضایا این‌طور بود که روز دوم رهبری آقا، به دفتر ریاست جمهوری رفتم و خدمت آقا عرض کردم که من مدارج علمی ندارم و یک آدم اجرایی هستم. مثل چماق می‌مانم؛ هر وقت چماق لازم داشتید، من هستم. مردم مرتب می‌آمدند و می‌رفتند و من هم آنجا خدمت می‌کردم. تا اینکه رفراندوم متمم قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و آقای هاشمی هم انتخاب شد. قرار بود که رهبری جایی پیدا کند و آقای هاشمی هم به محل ریاست‌جمهوری‌اش برود.

حسینیه فعلی یک ملک بزرگی بود با چهار ساختمان در کنار ساختمانی که رهبری مستقر بود زمین بزرگی شبیه ورزشگاه و زمین‌بازی بود که حسینیه‌ای به نام امام خمینی در آنجا ساختند و بعدازآن دیدارهای رهبری در آنجا انجام می‌شد.
یکی از ساختمان‌ها که خیلی هم قدیمی بود، سالن بزرگی داشت که آنجا را برای آقا در نظر گرفتیم. بعداً فهمیدیم که این نظام مافی‌ها از فراماسون‌ها بودند. آرم مار و عقاب فراماسون روی دیوار گچ‌بری شده بود و چندین ملاقات آقا زیر همان آرم انجام‌شده بود تا اینکه روزی حسین شیخ‌الاسلام آمد به ما گفت که می‌دانید این شکل روی دیوار چیست؟ وقتی گفت، آن‌ها را کندیم و تمیز کردیم.

در کنار این ساختمان، زمینی به مساحت حدود دو هزار متر بود که شباهت به زمین ورزشگاه یا تعمیرگاه داشت. دور این زمین گچ ریخته بودند تا حسینیه‌ای برای آقا بسازند. بعدازاینکه آقا منتقل شدند، قرار شد آن حسینیه ساخته بشود؛ چون آقا هنوز برای سخنرانی‌ها و دیدار عمومی با مردم به ساختمان ریاست جمهوری می‌رفتند، کل مدتی که حسینیه را با همه آن نمای آجر سه سانت ساختم ۶۱ روز طول کشید؛ حتی بالکن هم زدیم.

آنچه مسلم است این زمین مصادره‌ای که با پول سپاه پاسداران ساخته‌شده حالا چه شده که بقول حسن روحانی «مال خامنه‌ای» است بماند اما یکی از صدها نهاد و مجموعه زیر نظر رهبر ایران «ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر» است این ستاد که بیش از دو دهه زیر نظر احمد جنتی بود و اخیراً جلیل محبی رئیس آن شده است زیر نظر رهبری فعالیت می‌کند.
ستاد امربه معروف و نهی از منکر
ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر در روزهای گذشته عکس نامه درخواست تغییر مکان ساختمان ۳۰۰۰ متری ستاد از منطقه پاسداران به محله‌ای در مرکز شهر با همان متراژ را در توییتر خود منتشر کرده است.

 این موضوع با واکنش‌هایی از سوی کاربران روبرو شده است این ستاد در خانه‌ای مصادره‌ای در دروس واقع است، بسیاری بر این باور بودند که متراژ ساختمان زیاد است وعده‌ای دیگر نیز وجود این نهاد را از روز اول تأسیس بی‌تأثیر می‌دانستند.

محبی در گفت‌وگو با یک رسانه داخل کشور به سؤال آن رسانه که: بسیاری از مردم نسبت به ساختمان ۳۰۰۰ متری ستاد و متراژ آن انتقاد داشتند در مورد انتقادها چه نظری دارید می‌گوید: من در مورد واکنش‌ها که نظر نمی‌دهم، هرکس دوست دارد در مورد مسئولان حکومتی نظر بدهد. ساختمان فعلی ستاد همان اندازه قبل است ساختمان فعلی هم برای ستاد اجرایی است و برای ما نیست، ساختمان را در اختیار ستاد امربه‌معروف قرارداده اند .
ستاد ابهام آلود اجرایی فرمان امام
ستاد اجرایی بزرگ‌ترین امپراتوری مالی خامنه‌ای است، ستاد اجرایی فرمان امام که بسیاری تأسیس آن را به آیت‌الله خمینی نسبت می‌دهند تأسیس ابهام‌آلودی دارد!

آغاز به کار این ستاد بر اساس آنچه ستاد و اسناد حکومتی جمهوری اسلامی ارائه می‌دهند در ششم اردیبهشت سال ۱۳۶۸ حدود یک ماه قبل از فوت سید روح‌الله خمینی انجام‌گرفته است که طی حکمی به آقایان حبیب‌الله عسگراولادی، مهدی کروبی و حسن صانعی، وی جهت در اختیار گرفتن کلیه وجوه و اموال مجهول‌المالک بلا صاحب، ارث بلا وارث و اموالی که بابت تخمیس و خروج از ذمه و اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی و دیگر قوانین در اختیار ولی‌فقیه قرارگرفته است، مأموریت داده است.

گفته می‌شود نامبردگان از طرف سید روح‌الله خمینی اختیار داشتند تا به هرگونه صلاح می‌دانند در تمامی ابعاد فروش، نگهداری و اداره آن‌ها اقدام نموده یا قسمتی از این اختیارات را در اختیار وزارت امور اقتصاد و دارایی، قرار دهند. این ستاد طی این حکم موظف شد کلیه درآمدهای حاصله را در موارد مقرره شرعیه، بنیاد شهید، بنیاد ۱۵ خرداد، بنیاد مسکن، کمیته امداد، سازمان بهزیستی، طرح شهید رجایی و بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی و موارد دیگر موردنظرشان مصرف نمایند.

پس از فوت روح‌الله خمینی این ستاد زیر نظر خامنه‌ای قرار گرفت و ریاست ستاد در سال ۱۳۷۳ توسط سید علی خامنه‌ای به محمد شریعتمداری واگذار شد و سپس در سال ۱۳۷۶ دکتر محمدجواد ایروانی در این جایگاه قرار گرفت. محمد مخبر از سال ۱۳۸۶ تاکنون ریاست ستاد را برعهده دارد.

با مراجعه به همه خاطرات و نوشته‌های آن ایام بخصوص خاطرات هاشمی رفسنجانی همه می‌دانیم که وضع عمومی و مزاجی روح‌الله خمینی از اسفند ۱۳۶۷ مخاطره‌آمیز بوده و خمینی از فروردین ۱۳۶۸ به بیمارستان قلب جماران که برای او ساخته بودند منتقل‌شده بود و اساساً در تمامی این روزها در آی سی یو بوده حال چگونه یک ماه قبل از فوتش چنین نامه‌ای و فرمانی را مکتوب کرده یک سؤال بزرگ است!

دارایی‌های ستاد اجرایی اگرچه مشخص نیست اما تخمین زده می‌شود دست‌کم در سال ۱۳۸۴ حدود ۹۳ میلیارد دلار بوده است.

نکته جالب اینجاست که خامنه‌ای همواره در این ستاد علیرغم همه‌ بخش‌ها و سیاست‌هایش از حضور افراد اصلاح‌طلب استفاده می‌کند.
خروجی ستاد امربه معروف و نهی از منکر چیست؟
اکنون رئیس ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر در مورد ساختمانی که متعلق به ستاد اجرایی است و در اختیار اوست می‌گوید: «این ۳۰۰۰ متر که در اختیار ماست، قیمت ملک در این منطقه هیچی هم نباشد متری ۳۵ الی ۴۰ میلیون است. ما خواستیم این را از ما بگیرند و اجاره بدهند یا هر کار که می‌خواهند کنند تا پولش را به مستضعفین بدهند اما به ما یک ساختمان دیگری بدهند»

اگر قیمت این ساختمان متری ۳۵ میلیون باشد که قطعاً بیش از این‌هاست ۳۰۰۰ مترش می‌شود ۱۰۵ میلیارد تومان!

این فقط یک نمونه بسیار بسیار کوچک دارایی در اختیار خامنه‌ای است، فردی که حسن روحانی می‌گوید یک‌خانه دارد و یک حسینیه تحریم کند مگر چه می‌شود؟

اما این ستاد اصلاً خروجی و کارش چه هست؟ محبی در جواب می‌گوید: این ستاد ۲۵ سال است که تأسیس‌شده، بیشتر کاری که انجام داده مربوط به سامان‌دهی عده‌ای از اعضای جامعه بوده که به خیابان و ادارات بروند و امربه‌معروف کنند، در عمل هم اتفاق خاصی نیافتاد چون آموزش درستی انجام نمی‌شد، اما من که آمدم رویکرد ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر را به سمت مسئولیت اجتماعی بردم اما در مورد اینکه مردم می‌گویند فعالیت ستاد خروجی نداشته، من هم معتقدم خروجی نداشته است. مدت کوتاهی است که من اینجا آمدم و تا ساختار را بشناسم و آن را عوض کنم و افراد را جابه‌جا کنیم هفته گذشته آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران و همه منصوبانش از سوی ایالات‌متحده تحریم شدند این تحریم شامل نهادهای زیر نظر رهبر ایران می‌شود، وسعت این نهادها و سرمایه‌های در گردشش آن‌چنان زیاد است که استیو منوچین وزیر دارایی وعده داده لیست کامل آن به‌زودی با محاسبه دقیق‌تری منتشر خواهد شد اما مایک پمپئو در گفتگویی تقریب زده است این تحریم مشمول ۹۰ میلیارد دلار خواهد شد.

به دنبال این تحریم اگرچه خامنه‌ای خود واکنشی هنوز نشان نداده است اما حسن روحانی گفت: «رهبر ایران یک‌خانه معمولی دارد با یک حسینیه»

در اینکه رئیس‌جمهور ایران به‌عنوان یک حقوق‌دان نمی‌داند تحریم‌های آمریکا منظورش فقط توقیف دارایی‌های خامنه‌ای نیست و همه نقل و انتقالات مالی و مراودات اقتصادی خامنه‌ای و مجموعه نهادهای زیر نظرش یعنی بنیادها، ستادها، آستان قدس و سازمان‌های مختلف از تبلیغات اسلامی گرفته تا سازمان فرهنگ و ارتباطات و … شامل می‌شود جای تعجب دارد.

اما اشاره حسن روحانی به خانه خامنه‌ای و حسینیه امام خمینی هم خود عجیب است.
خانه و حسینیه در اختیار خامنه‌ای

همه می‌دانیم که با انتخاب خامنه‌ای به رهبری که پیش از آن نیز وی در خانه‌های مصادره‌ای اطراف مجلس شورای اسلامی و نهاد ریاست جمهوری به همراه دیگر مسئولان جمهوری اسلامی همچون میرحسین موسوی و… که این روزها به «مقر شهید مطهری» مشهور است می‌نشست.

هاشمی رفسنجانی بلافاصله مسئله استقرار رهبر جدید را مطرح می‌کند، چند گزینه مطرح می‌شود حسینیه جماران و اردوگاه شهید باهنر که در مجاورش بود، مجموعه‌ای در نزدیکی مصلای تهران که برای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در تپه‌های عباس‌آباد در دست‌ساخت بود و دانشکده افسری ارتش مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی اما درنهایت قرار می‌شود باغ خانه‌ای با فضای سبزش که در مجاور کاخ ریاست جمهوری بود و متعلق بود به خانواده نظام مافی و مصادره شده بود را وزارت سپاه پاسداران بسازد، محسن رفیق‌دوست مأمور ساخت آن می‌شود.

رفیق‌دوست ساخت حسینیه را این‌گونه روایت می‌کند: آقا، هنوز در ریاست جمهوری مستقر بود. آقای نخست‌وزیر هم نخست‌وزیری بود و آقای هاشمی هم هنوز رئیس‌جمهور نشده بود. ورود من به این قضایا این‌طور بود که روز دوم رهبری آقا، به دفتر ریاست جمهوری رفتم و خدمت آقا عرض کردم که من مدارج علمی ندارم و یک آدم اجرایی هستم. مثل چماق می‌مانم؛ هر وقت چماق لازم داشتید، من هستم. مردم مرتب می‌آمدند و می‌رفتند و من هم آنجا خدمت می‌کردم. تا اینکه رفراندوم متمم قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و آقای هاشمی هم انتخاب شد. قرار بود که رهبری جایی پیدا کند و آقای هاشمی هم به محل ریاست‌جمهوری‌اش برود.

حسینیه فعلی یک ملک بزرگی بود با چهار ساختمان در کنار ساختمانی که رهبری مستقر بود زمین بزرگی شبیه ورزشگاه و زمین‌بازی بود که حسینیه‌ای به نام امام خمینی در آنجا ساختند و بعدازآن دیدارهای رهبری در آنجا انجام می‌شد.

یکی از ساختمان‌ها که خیلی هم قدیمی بود، سالن بزرگی داشت که آنجا را برای آقا در نظر گرفتیم. بعداً فهمیدیم که این نظام مافی‌ها از فراماسون‌ها بودند. آرم مار و عقاب فراماسون روی دیوار گچ‌بری شده بود و چندین ملاقات آقا زیر همان آرم انجام‌شده بود تا اینکه روزی حسین شیخ‌الاسلام آمد به ما گفت که می‌دانید این شکل روی دیوار چیست؟ وقتی گفت، آن‌ها را کندیم و تمیز کردیم.

در کنار این ساختمان، زمینی به مساحت حدود دو هزار متر بود که شباهت به زمین ورزشگاه یا تعمیرگاه داشت. دور این زمین گچ ریخته بودند تا حسینیه‌ای برای آقا بسازند. بعدازاینکه آقا منتقل شدند، قرار شد آن حسینیه ساخته بشود؛ چون آقا هنوز برای سخنرانی‌ها و دیدار عمومی با مردم به ساختمان ریاست جمهوری می‌رفتند، کل مدتی که حسینیه را با همه آن نمای آجر سه سانت ساختم ۶۱ روز طول کشید؛ حتی بالکن هم زدیم.

آنچه مسلم است این زمین مصادره‌ای که با پول سپاه پاسداران ساخته‌شده حالا چه شده که بقول حسن روحانی «مال خامنه‌ای» است بماند اما یکی از صدها نهاد و مجموعه زیر نظر رهبر ایران «ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر» است این ستاد که بیش از دو دهه زیر نظر احمد جنتی بود و اخیراً جلیل محبی رئیس آن شده است زیر نظر رهبری فعالیت می‌کند.
ستاد امربه معروف و نهی از منکر

ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر در روزهای گذشته عکس نامه درخواست تغییر مکان ساختمان ۳۰۰۰ متری ستاد از منطقه پاسداران به محله‌ای در مرکز شهر با همان متراژ را در توییتر خود منتشر کرده است.

 این موضوع با واکنش‌هایی از سوی کاربران روبرو شده است این ستاد در خانه‌ای مصادره‌ای در دروس واقع است، بسیاری بر این باور بودند که متراژ ساختمان زیاد است وعده‌ای دیگر نیز وجود این نهاد را از روز اول تأسیس بی‌تأثیر می‌دانستند.

محبی در گفت‌وگو با یک رسانه داخل کشور به سؤال آن رسانه که: بسیاری از مردم نسبت به ساختمان ۳۰۰۰ متری ستاد و متراژ آن انتقاد داشتند در مورد انتقادها چه نظری دارید می‌گوید: من در مورد واکنش‌ها که نظر نمی‌دهم، هرکس دوست دارد در مورد مسئولان حکومتی نظر بدهد. ساختمان فعلی ستاد همان اندازه قبل است ساختمان فعلی هم برای ستاد اجرایی است و برای ما نیست، ساختمان را در اختیار ستاد امربه‌معروف قرارداده اند .
ستاد ابهام آلود اجرایی فرمان امام

ستاد اجرایی بزرگ‌ترین امپراتوری مالی خامنه‌ای است، ستاد اجرایی فرمان امام که بسیاری تأسیس آن را به آیت‌الله خمینی نسبت می‌دهند تأسیس ابهام‌آلودی دارد!

آغاز به کار این ستاد بر اساس آنچه ستاد و اسناد حکومتی جمهوری اسلامی ارائه می‌دهند در ششم اردیبهشت سال ۱۳۶۸ حدود یک ماه قبل از فوت سید روح‌الله خمینی انجام‌گرفته است که طی حکمی به آقایان حبیب‌الله عسگراولادی، مهدی کروبی و حسن صانعی، وی جهت در اختیار گرفتن کلیه وجوه و اموال مجهول‌المالک بلا صاحب، ارث بلا وارث و اموالی که بابت تخمیس و خروج از ذمه و اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی و دیگر قوانین در اختیار ولی‌فقیه قرارگرفته است، مأموریت داده است.

گفته می‌شود نامبردگان از طرف سید روح‌الله خمینی اختیار داشتند تا به هرگونه صلاح می‌دانند در تمامی ابعاد فروش، نگهداری و اداره آن‌ها اقدام نموده یا قسمتی از این اختیارات را در اختیار وزارت امور اقتصاد و دارایی، قرار دهند. این ستاد طی این حکم موظف شد کلیه درآمدهای حاصله را در موارد مقرره شرعیه، بنیاد شهید، بنیاد ۱۵ خرداد، بنیاد مسکن، کمیته امداد، سازمان بهزیستی، طرح شهید رجایی و بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی و موارد دیگر موردنظرشان مصرف نمایند.

پس از فوت روح‌الله خمینی این ستاد زیر نظر خامنه‌ای قرار گرفت و ریاست ستاد در سال ۱۳۷۳ توسط سید علی خامنه‌ای به محمد شریعتمداری واگذار شد و سپس در سال ۱۳۷۶ دکتر محمدجواد ایروانی در این جایگاه قرار گرفت. محمد مخبر از سال ۱۳۸۶ تاکنون ریاست ستاد را برعهده دارد.

با مراجعه به همه خاطرات و نوشته‌های آن ایام بخصوص خاطرات هاشمی رفسنجانی همه می‌دانیم که وضع عمومی و مزاجی روح‌الله خمینی از اسفند ۱۳۶۷ مخاطره‌آمیز بوده و خمینی از فروردین ۱۳۶۸ به بیمارستان قلب جماران که برای او ساخته بودند منتقل‌شده بود و اساساً در تمامی این روزها در آی سی یو بوده حال چگونه یک ماه قبل از فوتش چنین نامه‌ای و فرمانی را مکتوب کرده یک سؤال بزرگ است!

دارایی‌های ستاد اجرایی اگرچه مشخص نیست اما تخمین زده می‌شود دست‌کم در سال ۱۳۸۴ حدود ۹۳ میلیارد دلار بوده است.

نکته جالب اینجاست که خامنه‌ای همواره در این ستاد علیرغم همه‌ بخش‌ها و سیاست‌هایش از حضور افراد اصلاح‌طلب استفاده می‌کند.
خروجی ستاد امربه معروف و نهی از منکر چیست؟

اکنون رئیس ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر در مورد ساختمانی که متعلق به ستاد اجرایی است و در اختیار اوست می‌گوید: «این ۳۰۰۰ متر که در اختیار ماست، قیمت ملک در این منطقه هیچی هم نباشد متری ۳۵ الی ۴۰ میلیون است. ما خواستیم این را از ما بگیرند و اجاره بدهند یا هر کار که می‌خواهند کنند تا پولش را به مستضعفین بدهند اما به ما یک ساختمان دیگری بدهند»

اگر قیمت این ساختمان متری ۳۵ میلیون باشد که قطعاً بیش از این‌هاست ۳۰۰۰ مترش می‌شود ۱۰۵ میلیارد تومان!

این فقط یک نمونه بسیار بسیار کوچک دارایی در اختیار خامنه‌ای است، فردی که حسن روحانی می‌گوید یک‌خانه دارد و یک حسینیه تحریم کند مگر چه می‌شود؟

اما این ستاد اصلاً خروجی و کارش چه هست؟ محبی در جواب می‌گوید: این ستاد ۲۵ سال است که تأسیس‌شده، بیشتر کاری که انجام داده مربوط به سامان‌دهی عده‌ای از اعضای جامعه بوده که به خیابان و ادارات بروند و امربه‌معروف کنند، در عمل هم اتفاق خاصی نیافتاد چون آموزش درستی انجام نمی‌شد، اما من که آمدم رویکرد ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر را به سمت مسئولیت اجتماعی بردم اما در مورد اینکه مردم می‌گویند فعالیت ستاد خروجی نداشته، من هم معتقدم خروجی نداشته است. مدت کوتاهی است که من اینجا آمدم و تا ساختار را بشناسم و آن را عوض کنم و افراد را جابه‌جا کنیم و برنامه بنویسیم طول می‌کشد.و برنامه بنویسیم طول می‌کشد.
+25
رأی دهید
-2

ماجرای یک آقازاده ۳ساله با چند صد میلیارد تومان سرمایه و مالکیت یک کارخانه

ماجرای یک آقازاده ۳ساله با چند صد میلیارد تومان سرمایه و مالکیت یک کارخانه

تابناک جوان : مالک یکی از بزرگترین شرکت‌های واردکننده مکمل غذایی و دارویی در ایران با چند صد میلیارد تومان سرمایه که چند میلیون یورو ارز دولتی و نیمایی دریافت کرده ـ یک کودک متولد ۱۳۸۶ خورشیدی است که از سه سالگی ۹۰ درصد سهام این شرکت را صاحب بوده!

به گزارش تابناک: «آقازاده سه ساله ای با چند صد میلیارد تومان سرمایه»، شاید باورش برای شما هم سخت باشد اما در شرایطی که برخی از مردم محتاج نان شب هستند و موضوع آقازاده ها بیشتر از همیشه مورد توجه قرار دارد که صاحب یکی از بزرگترین شرکت های وارد کننده مکمل غذایی متولد ۱۲خرداد ۱۳۸۶ بوده و این شرکت وارد کننده دارو چند میلیون یورو ارز دولتی و نیمایی دریافت کرده است و درآمد این آقازاده ۱۲ ساله معادل درآمد چند صد پزشک متخصص ۵۰ ساله است!

کمی جستجو در اینترنت و آمارنامه اتحادیه مکمل های غذایی نشان می دهد که این آقازاده فرزند یکی از اعضای هیئت مدیره اتحادیه واردکنندگان مکمل‌های غذایی، رژیمی، ویتامینی و گیاهی ایران بوده و در ۳ سالگی صاحب ۸۹ درصد سهام شرکت واردکننده مکمل های غذایی بوده است.

بر اساس اطلاعات شرکتی که این آقازاده سهام دار بزرگ آن است، در سال ۸۹ و ۸ سالگی این پسر بچه ۸۰۰ هزار بسته مکمل غذایی به ارزش ۲.۷ میلیون یورو و در سال ۹۶ و ۱۰ سالگی سهام دار بزرگ آن ۵.۳ میلیون بسته مکمل به ارزش ۱۸.۱ میلیون یورو با نرخ دلار آن زمان وارد کرده و ۱۲۹ میلیارد تومان فروش مکمل غذایی داشته است.

سال گذشته و در ۱۱ سالگی این آقازاده این شرکت وارد کننده مکمل‌های غذایی، ۶۵۶ هزار یورو ارز دولتی و ۴.۲ میلیون یورو ارز نیمایی برای واردات مکمل‌ها دریافت کرده است.

قسمت جالب ماجرا این است که این پسر بچه میلیاردر دارای ۳۹ پروانه مکمل وارداتی غذا و دارو با بیش از ۲۰ میلیون مصرف کننده است و داروهای برند مشهور اروپایی و آسیایی را وارد می‌کند.
واکنش سرپرست سازمان غذا و دارو به سهام داری یک کودک
سرپرست سازمان غذا و دارو در پاسخ به خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان درباره سهامداری یک پسربچه دوازده ساله بر یک شرکت واردکننده دارو اظهار کرد: ما همم این خبر را شنیده ایم، این موضوع بحث مالکیتی است و ما در سازمان غذا و دارو بر کیفیت دارو‌های وارداتی و تولیدی تمرکز می‌کنیم و بر مسائل اقتصادی و حتی سوء استفاده‌های مالی نظارتی انجام نمی‌دهیم.

وی تاکید کرد: سازمان غذا دارو ابزار‌های نظارتی لازم در مسائل مالی شرکت‌های دارویی و تجهیزات پزشکی را ندارد و نظارت بر این مسائل در حیطه وظایف سازمان غذا و دارو هم نیست و دستگاه‌های متولی باید در این زمینه پاسخگو باشند.

سرپرست سازمان غذا و دارو تاکید کرد: ما بر کیفیت و سلامت دارو‌های تولیدی و وارداتی نظارت می‌کنیم تا دارو‌ها به درمان بیماری‌ها کمک کنند و اثربخشی لازم را داشته باشند و بیماران پس از مصرف دارو با عارضه‌ای مواجه نشوند.
سازمان غذا و دارو با مسئولان فنی شرکت ها طرف حساب است
شعیبی سخنگوی سازمان غذا و دارو در گفت و گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، درباره اینکه اگر تخلفی صورت گیرد یا بخواهید برخوردی از نظر نظارتی با این شرکت یا شرکت های امثال آن داشته باشید، وضعیت چگونه است؟ پاسخ داد: ما ۱۲ هزار واحد تولیدی غذایی و ۴۰۰ واحد تولیدی مکمل و تعداد بسیاری شرکت واردکننده دارو و مکمل غذایی و گیاهی داریم و طرف حساب سازمان غذا و دارو مسئولان فنی این شرکت‌ها هستند.

وی ادامه داد: مسئولان فنی شرکت‌ها و کارخانه‌های دارویی و غذایی تعهدنامه محضری به سازمان غذا و دارو می‌دهند تا پایند اصول سازمان غذا و دارو باشند و مطابق منافع ما و سلامت مردم عمل کنند و کاری با سهامداران و بحث‌های مالی نداریم.

سوالات بسیاری با شنیدن این ماجرا به ذهن خطور می‌کند از جمله آن‌ها سهامداری یک کودکی ۳ ساله با چه اهداف مالی و اقتصادی انجام شده و آیا با سوءاستفاده‌های مالی و مسائلی، چون فرار مالیاتی مرتبط است؟ از طرفی این مسئله که هر فردی می‌تواند صاحب یک شرکت واردکننده دارو یا مکمل غذایی باشد کمی چالش بر انگیز است چرا که دارو، مکمل و تجهیزات پزشکی یک حوزه خطیر محسوب می‌شود و با جان مردم سر و کار دارد.

آقای رئیسی! سعید طوسی را نجات دهید

آقای رئیسی! سعید طوسی را نجات دهید

عصرایران؛ احسان محمدی - تیتر را نپسندیدید؟ حق دارید. «نجات» یعنی رهایی، خلاصی. آزادی. لابد می‌پرسید این واژه را برای کسی به کار می‌برند که سزاوار زیستن است اما سعید طوسی؟ او اینجا فقط یک نام و نماد است. از آقای رئیسی که پرشور وارد شده  انتظار می رود سعید طوسی و دستگاه عدالت را از قضاوت مبهم درباره این پرونده خاص نجات دهد و اعتماد را  برگرداند. چرا که اگر مردم به اجرای عدالت در یک موضوع مشخص باور نداشته باشند، این بی اعتمادی را به موضوعات دیگر نیز تعمیم می دهند.

نام سعید طوسی در حافظه ایرانیان کنار چند اتهام چندش‌آور تکرار می‌شود. مربی صوت و لحنی که گفته می‌شود به شاگردانش چشم طمع داشته. از لحظه رسانه‌ای شدن این اتهامات تا روز اعلام حکم تبرئه و پس از آن هدف تندترین و تلخ‌ترین واژه‌ها قرار گرفت. حملاتی ویرانگر، روان‌خراش و پی‌در‌پی که هر بار از خودم می‌پرسم چطور یک نفر می‌تواند این بار را تحمل کند و شقشقه‌اش زیر فشار متلاشی یا قلبش در سینه منفجر نشود؟

او اولین نفری نیست که به این گناه متهم می‌شود، همین حالا در دادگاه‌های شهرهای مختلف پرونده‌هایی وجود دارد که با سند و مدرک و اعتراف فرد بزه‌کار مشخص شده که این جنایت در حق کودکان معصومی صورت گرفته اما یکی از دلایل حساسیت جامعه به پرونده طوسی این است که مردم احساس می کنند او پشت‌گرم به حمایت‌ها است.

شاخک‌های حسی مردم در این مورد و مواردی نزدیک به آن بی‌نهایت حساس و تحریک‌پذیر است. کافی است احساس کنند کسی به منابع قدرت نزدیک شده و از رانت آن استفاده کرده است، آن وقت سلاخی‌اش می کنند. حتی اگر بازیگری باشد که دیروز برایش هورا می‌کشیدند.

بسیاری از آنها دنبال بهانه می‌گردند تا گله و شکایت از جاهای دیگر را اینجا عیان کنند. از آن ون‌های گشت ارشاد و کلانتری بُردن زن‌ها و دخترها برای کوتاه بودن مانتو یا زلف پریشان، تا آب‌بازی خلایق و مهمانی و پارتی‌های به هم خورده ... این نارضایتی ها را می‌شود، سرکوب کرد اما مدیریت چطور؟

بخشی از مردم دل چرکین‌اند که گروهی در حاکمیت به تمام زاوایای شخصی زندگی‌شان کار دارد. به اینکه چه بخورند، چه گوش بدهند، چه بپوشند، چه فیلمی ببینند، چه روزنامه‌ای بخوانند، چه حرکتی به بدنشان بدهند، به چه فکر کنند اما وقتی نزدیکان خودشان گناهی مرتکب می‌شوند، اختلاسی یا هفت تیرکشی و ظلمی، ماست‌مالی‌اش می‌کنند. درست یا غلط اینطور فکر می‌کنند.
در قضاوت بسیاری، سعید طوسی یکی از آنهاست که هوایش را دارند، در پرونده‌اش اعمال نفوذ کرده‌اند و حالا که زمین خورده باید لگد بخورد و تاوان آن همه نصیحت‌های گل دُرشت بقیه را هم بدهد. از روز اول ماجرا با ترس، با احتیاط و اکراه به این موضوع حتی فکر کرده‌ام. نکند حقیقت نداشته باشد؟ نکند خشم جلوی چشم حقیقت‌بین‌مان را کور کرده...نکند... نکند...

هر روز فکر می‌کنم همسرش، بچه‌هایش، دوستانش و اطرافیانش در مورد او چه فکر می‌کنند؟ ... این «چه فکر می‌کنند» آدم را می‌کُشد. پیر می‌کند. همانطور به بچه‌ها و خانواده‌هایی که درگیر این ماجرا هستند را می کَُشد. باید پدر یا مادر باشید و وقتی کودکان تان خوابیده به چهره معصوم و فرشته‌گون‌اش نگاه کنید، آن وقت می‌بینید حتی تصور اینکه دست هرزی تنش را کاویده است چطور آرزوی مرگ می‌کنید ...
 یک رسیدگی شفاف و صادقانه می‌تواند به این حدس و گمان ها، به باران تهمت‌ها و ریزش دیوار اعتمادها پایان دهد. از آنها که مردم باورش کنند. اگر سعید طوسی این جرم را نکرده است تبرئه شود و اگر نه با هرکسی که در خلال این پرونده خطایی مرتکب شده برخورد بی‌اغماض شود. نه فقط با طوسی بلکه همه کسانی که احیانا «می‌دانستند» و پنهان کردند یا فشار آوردند تا رای‌نهایی پرونده جوری دیگری رقم بخورد.

امیدوارم آقای رئیسی با دستوری صریح یک بار برای همیشه این پرونده را روشن و شفاف بررسی کند و ببندد.  این پرونده می‌تواند به قلب‌های مُردد ایمان دوباره ببخشد و مرغ پریده اعتماد را به بام‌ها برگرداند. 

امام مسجدی در تورنتو متهم به چندین مورد تجاوز جنسی شد

امام مسجدی در تورنتو متهم به چندین مورد تجاوز جنسی شد

یک امام مسجد در تورنتو پس از متهم شدن به چندین مورد تجاوز جنسی پیش از سوار شدن به هواپیما در خروج از کانادا دستگیر شد.
«محبت نیوز»- یک امام مسجد در تورنتو پس از متهم شدن به چندین مورد تجاوز جنسی پیش از سوار شدن به هواپیما در خروج از کانادا دستگیر شد. پلیس نگران بیشتر بودن قربانیان تجاوزات اوست. تحقیقات پلیس از زمانی شروع شد که در اوایل سال ۲۰۱۹ یک زن با مراجعه به پلیس ادعا کرد که این مرد به نام “سید زایدی”، ۴۹ ساله به او تجاوز کرده است.
به نقل از ایران استار، پلیس اعلام کرد که زن قربانی نخستین بار حدود ۱۰ سال پیش امام را در مسجد ملاقات کرده، پس از ملاقات زایدی به خانه زن رفته و او را متقاعد کرده که روحش را شیطان تسخیر کرده و او می‌تواند برای خلاص شدن از شر شیطان به او کمک کند. زن ادعا می‌کند در طول مراسم مذهبی برای آزادی او از دست شیطان به او تجاوز شده است. این آزادسازی زن از دست شیطان در طول چند سال ادامه داشته است! البته پلیس می‌گوید این امام مسجد در طول این مدت زن را به افشای رازش تهدید می‌کرده است.
پلیس گفت که این امام سعی کرد از کانادا خارج شود ولی در فرودگاه بین‌المللی پیرسون تورنتو دستگیر شد. ‌البته پلیس برای قربانیان احتمالی دیگری که هنوز به نزد پلیس نرفته‌اند گفته صرف‌نظر از تصمیمی که افراد قربانی برای برخورد با موضوع می‌گیرند باید گزارش چنین جنایاتی را در اختیار پلیس قرار دهند.
این امام با اتهامات زیر مواجه است:
– خیانت در امانت.
– سه مورد تجاوز جنسی.
– تهدید به مرگ قربانیان
– آزار و اذیت و شکنجه افراد

درخواست یک حجه السلام برای مراقبت از رفتار «سلبریتی ها» توسط دستگاه های امنیتی!

درخواست یک حجه السلام برای مراقبت از رفتار «سلبریتی ها» توسط دستگاه های امنیتی!

سیدجواد حسینی‎کیا عضو فراکسیون روحانیت مجلس گفته اقدام امثال رامبد جوان وطن فروشی است و نباید از سلبریتی‎ها قدیس ساخت و صدا و سیما باید برای نظام کادرسازی کند.
«محبت نیوز»- شمار زیادی از هنرمندان و سلبریتی‎ها در داخل ایران با انگیزه‎های مختلف همسو با مواضع حکومت‌اند و در رسانه‌های دولتی و خصوصی مبلغ فرهنگی هستند که نظام می‎خواهد، اما در زندگی شخصی خود سبکی را دارند که با آن‎چه تبلیغ کردند در تضاد است.
آزاده نامداری یکی از سلبریتی‎هایی بود که در جلوی دوربین‎ها با چادرمشکی از عشق و احساس قلبی خود به چادر مشکی و حجاب می‎گفت اما فیلم بدون حجاب او در سوئیس در حال آبجوخوری مُهر تاییدی بر رفتار دوگانه او بود.
اکنون در رویدادهایی مشابه ستاره اسکندری و رامبد جوان هم با ماجراهایی مشابه روبرو شدند و در افکار عمومی زیر سوال قرار گرفتند. گفتنی است هر دو آن‎ها علاوه بر این‌که در تبلیغ خط مشی سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی کوشا بودند و نفع مالی برده‌اند ابزار رای جمع کردن در انتخابات هم بودند و با حمایتشان از حسن روحانی در مخالفت با ابراهیم رئیسی مشهور به «آیت‎الله قتل عام» القا می‎کردند که اگر روحانی رئیس جمهور نشود اوضاع از هر نظر بدتر می‎شود. اتفاقن حسن روحانی رئیس جمهور شد، اوضاع بدتر شد و ابراهیم رئیسی هم رئیس قوه قضاییه شد که با اختیارات بیشتر بر این وضعیت بدتر بار مضاعف شود.
سیدجواد حسینی‎کیا عضو فراکسیون روحانیت مجلس گفته اقدام امثال رامبد جوان وطن فروشی است.
او سوم تیرماه در پاسخ به پرسش خبرگزاری موج که رفتار امثال ستاره اسکندری [که ترکیه کشف حجاب کرده بود] چه تاثیری در جامعه دارد؟ گفت: «…اگر یک زمانی در جامعه از این افراد قدیس ساخته شود و مردم و به ویژه نوجوانان و جوانان تصور کنند که ذات این افراد نیز مثل نقش‎هایی است که بازی می‎کنند. این نگاه غلط است و باید اصلاح شود.»
وی توصیه کرده «صدا و سیما باید برای نظام کادرسازی کند. صدا و سیمای ملی نمی‎تواند در خصوص این موضوع مهم بی تفاوت باشد. باید کسانی که در حوزه کار فرهنگی و هنری ورود پیدا می‏کنند، به حداقل ها معتقد باشند و اجازه ندهیم کسانی که نگاه اعتقادی صحیحی ندارند، در جامعه شهره شوند و به آنها تریبون و دوربین داده شود.»
او خواسته دستگاه‎های اطلاعاتی و امنیتی مراقب رفتار سلبریتی‎ها باشند.
او در مورد رامبد جوان و نگار جواهریان که برای تولد فرزند خود به کانادا رفته‎اند نیز گفته، «رسول الله می‎فرمایند که یکی از نشانه‎های ایمان افراد، حب وطن است. این افراد حب وطن ندارند و رفتار آنها به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.»
Email this page
این مطلب را به اشتراک بگذارید:

آمار تازه تلفات پناه‌جویان در جهان؛ هر روز حداقل یک کودک

آمار تازه تلفات پناه‌جویان در جهان؛ هر روز حداقل یک کودک

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان گفته است که ظرف پنج سال اخیر به طور متوسط حداقل یک کودک پناه‌جو در هر روز، در جریان سفر کشته و یا ناپدید شده است.
«محبت نیوز»- دلیل اصلی این مساله، مسیرهای خطرناک مهاجرت در سطح جهان خوانده شده است.
اداره بین‌المللی مهاجرت نیز در زمینه تلفات پناه‌جویان گزارشی منتشر کرده است. در این گزارش موسوم به “سفرهای مرگ‌بار” آمده است که از سال ۲۰۱۴ تا حالا ۳۲ هزار نفر در مسیر راه برای پناهندگی جان‌شان را از دست داده اند.
براساس یافته‌های این گزارش، حدود یک‌هزار و ششصد نفر از این قربانیان کودکان بوده اند، برخی از کودکان جانباخته فقط ۶ ماه سن داشته اند.
در این گزارش، دریای مدیترانه مرگ‌بارترین مسیر رفت و آمد عنوان شده است. از میان تلفات پناه‌جویان، بیشتر از ۱۷ هزار و نهصد نفر تنها در همین آب‌ها و در فاصله میان لیبی و ایتالیا جان داده اند.
سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین گزارش خود به افزایش تلفات در امتداد مرزهای امریکا و مکزیک نیز اشاره کرده و گفته است که از سال ۲۰۱۴ تا حالا، بیش از یک‌هزار و نهصد نفر در این مسیر جان‌ شان را از دست داده اند.

آمار تازه تلفات پناه‌جویان در جهان؛ هر روز حداقل یک کودک

آمار تازه تلفات پناه‌جویان در جهان؛ هر روز حداقل یک کودک

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان گفته است که ظرف پنج سال اخیر به طور متوسط حداقل یک کودک پناه‌جو در هر روز، در جریان سفر کشته و یا ناپدید شده است.
«محبت نیوز»- دلیل اصلی این مساله، مسیرهای خطرناک مهاجرت در سطح جهان خوانده شده است.
اداره بین‌المللی مهاجرت نیز در زمینه تلفات پناه‌جویان گزارشی منتشر کرده است. در این گزارش موسوم به “سفرهای مرگ‌بار” آمده است که از سال ۲۰۱۴ تا حالا ۳۲ هزار نفر در مسیر راه برای پناهندگی جان‌شان را از دست داده اند.
براساس یافته‌های این گزارش، حدود یک‌هزار و ششصد نفر از این قربانیان کودکان بوده اند، برخی از کودکان جانباخته فقط ۶ ماه سن داشته اند.
در این گزارش، دریای مدیترانه مرگ‌بارترین مسیر رفت و آمد عنوان شده است. از میان تلفات پناه‌جویان، بیشتر از ۱۷ هزار و نهصد نفر تنها در همین آب‌ها و در فاصله میان لیبی و ایتالیا جان داده اند.
سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین گزارش خود به افزایش تلفات در امتداد مرزهای امریکا و مکزیک نیز اشاره کرده و گفته است که از سال ۲۰۱۴ تا حالا، بیش از یک‌هزار و نهصد نفر در این مسیر جان‌ شان را از دست داده اند.

آمار تازه تلفات پناه‌جویان در جهان؛ هر روز حداقل یک کودک

آمار تازه تلفات پناه‌جویان در جهان؛ هر روز حداقل یک کودک

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان گفته است که ظرف پنج سال اخیر به طور متوسط حداقل یک کودک پناه‌جو در هر روز، در جریان سفر کشته و یا ناپدید شده است.
«محبت نیوز»- دلیل اصلی این مساله، مسیرهای خطرناک مهاجرت در سطح جهان خوانده شده است.
اداره بین‌المللی مهاجرت نیز در زمینه تلفات پناه‌جویان گزارشی منتشر کرده است. در این گزارش موسوم به “سفرهای مرگ‌بار” آمده است که از سال ۲۰۱۴ تا حالا ۳۲ هزار نفر در مسیر راه برای پناهندگی جان‌شان را از دست داده اند.
براساس یافته‌های این گزارش، حدود یک‌هزار و ششصد نفر از این قربانیان کودکان بوده اند، برخی از کودکان جانباخته فقط ۶ ماه سن داشته اند.
در این گزارش، دریای مدیترانه مرگ‌بارترین مسیر رفت و آمد عنوان شده است. از میان تلفات پناه‌جویان، بیشتر از ۱۷ هزار و نهصد نفر تنها در همین آب‌ها و در فاصله میان لیبی و ایتالیا جان داده اند.
سازمان بین‌المللی مهاجرت در تازه‌ترین گزارش خود به افزایش تلفات در امتداد مرزهای امریکا و مکزیک نیز اشاره کرده و گفته است که از سال ۲۰۱۴ تا حالا، بیش از یک‌هزار و نهصد نفر در این مسیر جان‌ شان را از دست داده اند.

fredag 28 juni 2019

هشدار جدی بیش از ۱۰۰ تن از فعالین مدنی ایرانی نسبت به تبعات ناگوار درگیری نظامی