söndag 31 januari 2016

سفر اشتاین‌مایر به تهران به قصد میانجیگری میان ایران و عربستان

سفر اشتاین‌مایر به تهران به قصد میانجیگری میان ایران و عربستان

وزیر امورخارجه آلمان قصد دارد با هدف میانجیگری میان ایران و عربستان، هفته آینده به این دو کشور سفر کند. از نظر او، به‌رغم نقض شدید حقوق بشر در این دوکشور، تنش‌زدایی در روابط آنها برای ثبات و امنیت منطقه اهمیت بسیار دارد.
فرانک والتر اشتاین‌مایر، وزیر امور خارجه آلمان، هفته آینده رهسپار ایران و عربستان سعودی خواهد شد. هدف او از این سفر تنش‌زدایی در مناسبات این دو کشور است.
اشتاین‌مایر در این رابطه به روزنامه آلمانی "ولت ام زونتاگ" گفته است: «حتا برای منافع خودمان هم که شده باید تمام تلاش خود را به کار ببندیم تا این بحران دامنه‌ای افسارگسیخته پیدا نکند و از امکانات خود استفاده کنیم تا مسیرهای گفت‌وگو حفظ شوند و زمینه برای برقراری اعتماد [میان ایران و عربستان] فراهم آید.»
از نظر وزیر امور خارجه آلمان، با هر نوع تشدید مجدد بحران میان تهران و ریاض، آتش طرفین تندتر و یافتن راه حل دشوارتر می‌شود.
اشتاین‌مایر می‌گوید، بحران‌ها و مناقشه‌های خونین در خاورمیانه "در ارتباط مستقیم با شکاف عمیق میان شیعیان و سنی‌‌‌ها، و نیز رقابت میان عربستان سنی‌مذهب و ایران شیعه‌مذهب بر سر تسلط بر منطقه است".
او می‌افزاید، یافتن راه حلی سیاسی برای بحران سوریه نیز "بدون فشار مشترک از بیرون و همکاری قدرت‌های منطقه" امکان‌پذیر نیست. در یمن نیز "از آغاز سال میلادی به این سو تلاش‌های میانجیگرانه‌ی سازمان ملل بی‌نتیجه مانده و درگیری‌ها بار دیگر با شدت تمام از سر گرفته شده‌اند".
در پی حمله تظاهرکنندگان خشمگین به سفارت عربستان سعودی در تهران و به آتش کشیدن آن، مقامات ریاض به روابط دیپلماتیک خود با جمهوری اسلامی ایران پایان دادند. این اعتراضات در پی اعدام روحانی شیعه‌مذهب و مورد حمایت جمهوری اسلامی، نمر النمر، رخ دادند. این روحانی در دوم ژانویه ۲۰۱۶ در عربستان سعودی اعدام شد.
به دنبال اقدام عربستان در قطع رابطه با ایران، شماری از کشورهای مسلمان و هم‌پیمان عربستان سعودی نیز به روابط دیپلماتیک خود با ایران خاتمه دادند.
وزیر امور خارجه آلمان همچنین اعلام کرد که در سفر خود به ایران و عربستان سعودی، "مسائل را با صراحت تمام" مطرح خواهد کرد. او افزود، طبیعی است که "راحت‌تر است بگوییم: با کشورهایی که تصوری دیگری از حقوق بشر، آزادی بیان و نقش زن دارند، با این کشورها نمی‌خواهیم سر و کار داشته باشیم، و نمی‌خواهیم دستان خود را آلوده کنیم". ولی از نظر او، با چنین رویکردهایی نه تنها "سیاست خارجی هرگز نتیجه نداده، بلکه در جهانی به شدت آشفته و مملو از مناقشه‌های خطرناک، که دیگر اصلا نتیجه نخواهد داد".
پیش از این وزیر امور خارجه آلمان به خاطر سفر به ایران و عربستان سعودی، در شرایط نقض فاحش حقوق بشر در این دو کشور، مورد انتقاد قرار گرفته بود.

لاریجانی: اصلاح قرارداد نفتی در خیابان صورت نمی‌گیرد

لاریجانی: اصلاح قرارداد نفتی در خیابان صورت نمی‌گیرد

علی لاریجانی٬ رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به تجمع شماری از دانشجویان بسیجی مقابل وزارت نفت در اعتراض به قراردادهای نفتی تازه ایران با کشورهای خارجی گفته با تجمع نمی‌توان این قرارداد‌ها را «اصلاح» کرد و «خیابان محل حل این نوع مسائل نیست.»
 
به گزارش روز یکشنبه،یازدهم بهمن‌ماه، خبرگزاری ایرنا٬ آقای لاریجانی این اظهارات را در پاسخ به تذکر احمد توکلی٬ نماینده مجلس درباره برخورد پلیس با معترضان به قراردادهای نفتی بیان کرده است.
 
رسانه‌های ایران گزارش کردند که نیروی انتظامی روز شنبه، دهم بهمن‌ماه، مانع از تجمع دانشجویان بسیجی در مقابل وزارت نفت در تهران در اعتراض به قراردادهای نفتی تازه ایران با کشورهای خارجی شد.
 
این خبر در حالی منتشر شده که علی کاردور، معاون سرمایه‌گذاری و تامین مالی شرکت نفت ایران در گفت‌و‌گو با هفته‌نامه صدا اعلام کرده کنفرانس لندن که قرار بود از سوم تا پنجم اسفند برای جلب سرمایه‌های خارجی در صنعت نفت و گاز ایران برگزار شود فعلا لغو شده است.
 
آن‌طور که آقای کاردور گفته «مشکلات تهیه ویزا» علت این تصمیم بوده است.
 
احمد توکلی٬ نماینده تهران در مجلس با اذعان به غیرقانونی بودن تجمع روز شنبه دانشجویان بسیجی گفته «اما قطعا باید اعتراض به این نوع قرارداد‌ها انجام شود.»
 
وی در تذکری آئین‌نامه‌ای در جلسه علنی مجلس افزوده «اهمیت قراردادهای نفتی آنقدر زیاد است و اگر همین گونه بماند که ان‌شاء‌الله نمی‌ماند٬ حتی اگر ده‌ها تظاهرات سراسری هم انجام شود، کم است.»
این نماینده مجلس با اشاره به بازداشت ۳۸ نفر در جریان تجمع روز شنبه از اینکه «هنوز» چهار نفر از آن‌ها در بازداشت هستند انتقاد کرده است.
 
علی لاریجانی نیز در واکنش به اظهارات توکلی گفته «حل این موضوع راه دارد٬ با تظاهرات که نمی‌شود قرارداد تنظیم کرد.»
 
لاریجانی افزوده در کشور «یک نظمی برای رسیدگی به این امور» وجود دارد و این نوع مسائل «در خیابان قابل حل نیست.»
 
رئیس مجلس تجمع دانشجویان بسیجی مقابل وزارت نفت را «غیرقانونی» دانسته و ادامه داده «اگر افراد نظری دارند باید نظر خود را به صورت قانونی مطرح کنند.»
 
شماری از نمایندگان اصولگرای مجلس و رسانه‌های نزدیک به آن‌ها قراردادهای نفتی جدید را به «زیان» کشور می‌دانند.
 
نمایندگانی چون علیرضا زاکانی٬ احمد توکلی، الیاس نادران، حسین نجابت، احمد امیرآبادی و محمد دهقان معتقدند قراردادهای جدید نفتی «مغایر» قانون اساسی و «اقتصاد مقاومتی» است.
 
دانشجویان بسیجی نیز همگام با این نمایندگان٬ قراردادهای نفتی تازه ایران با کشورهای خارجی را «تاراج منابع ملی» معرفی کرده و خواستار لغو آن‌ها هستند.
 
محمدرضا نقدی٬ رئیس سازمان بسیج نیز روز گذشته سفر جسن روحانی به ایتالیا و فرانسه و قراردادهای تجاری‌ای که در جریان این سفر امضا شد را «خنجری به پیکر اقتصاد مقاومتی» توصیف کرد.
 
«اقتصاد مقاومتی» اصطلاحی است که برای نخستین بار، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، برای توصیف وضعیت اقتصادی تحت تحریم از آن استفاده کرد.

هجوم سرداران سپاه و بسیج برای فتح مجلس

هجوم سرداران سپاه و بسیج برای فتح مجلس

اکبر گنجی ( روزنامه نگار و پژوهشگر ایرانی )
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حضوری فعال در قلمروهای سیاست و اقتصاد ایران دارد. حضوری که در دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، با حمایت و تشویق او به شدت گسترش پیدا کرد و در دوران احمدی‌نژاد به حدی رسید که حتی او هم در موردی مجبور شد از «برادران قاچاقچی خودمان» سخن بگوید.
 
حسن روحانی که بر سر کار آمد، کوشید تا سپاه را تا حدودی از اقتصاد و سیاست عقب براند. امری که بارها با اعتراض علنی آنان روبه‌رو شد. سرداران سپاه و بسیج بارها اعلام کردند که دولت روحانی پروژه‌های اقتصادی را مانند دولت قبلی به این دو نهاد واگذار نمی‌کند.
 
حسن روحانی آنقدر ساده‌لوح نبود که گمان باطل برد که می‌تواند سپاه و بسیج را از اقتصاد و سیاست و فرهنگ و اجتماع حذف کند و به قلمرو حرفه‌ای نظامی‌شان براند. مسئله این بود که با «غارت ملی» دوران احمدی‌نژاد، و تحت شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ، حسن روحانی با رکود منفی ۶.۸ درصدی و تورم ۴۰ درصدی دولت را تحویل گرفت. جیب دولت مانند گذشته پر نبود، اما سپاه و بسیج را هیچ میزانی از قدرت اقتصادی و سیاسی سیراب نمی‌کرد و نمی‌کند.
 
شورای نگهبان هزاران تن از نامزدهای رقیب را رد صلاحیت کرده و ۱۸۰ کرسی مجلس را برای اصولگرایان تضمین کرده است. معنای این سخن این نیست که رقیبان اصلاح‌طلب می‌توانند به ۱۱۰ کرسی باقی مجلس مانده امیدوار باشند.
 
آیت‌الله خامنه‌ای به دنبال مجلسی سلطانی است (رجوع شود به مقاله آیت‌الله خامنه‌ای و مجلس سلطانی در برابر مجلس آمریکایی). سرداران سپاه و بسیج هم با حضور فعال می‌کوشند تا مجالس سلطانی برای او بسازند. آنان با دروغ‌گویی، تهمت‌زنی، و ساختن دو قطبی «نیروهای ارزشی و انقلابی و اصولگرای ولایی» در برابر «نیروهای نفوذی آمریکایی و مواجب‌بگیر عربستان سعودی» می‌کوشند که نیروهای اندک باقیمانده نزدیک به هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی، محمد خاتمی -و خودشان- را حذف کنند.
 
شواهد این مدعا بسیار زیاد است. اما برای آنکه حوصله خواننده سر نرود، فقط و فقط به سخنان دو روز اخیر- نهم و دهم بهمن- سرداران سپاه و بسیج استناد خواهیم کرد. حملات بی‌امان آنان معطوف به روحانی، ظریف، خاتمی و هاشمی - به عنوان نفوذی‌های آمریکا و عربستان سعودی- است. همین شواهد برای تأیید مدعای مقاله کفایت می‌کند: سرداران سپاه و بسیج تمامیت‌خواهی خود را در مجالس سلطانی و رهبری خودسرانه آیت‌الله خامنه‌ای می‌بینند. حال به شواهد ما بنگرید:
 
سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه، در نهم بهمن ۱۳۹۴ گوشزد کرد که مهم‌ترین نگرانی آیت‌الله خامنه‌ای از قلمرو فرهنگ است. او گفت که ما نگران حفظ انقلابیم و حافظ مرزهای سیاسی، فرهنگی و ارزشی انقلاب. مقام رهبری پیش از این از تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی سخن گفته‌اند، ولی اینک مدتی است که از نفوذ دشمن سخن می‌گویند که «نفوذ فرهنگی» یکی از مصادیق آنهاست. سپس هشدار داد و گفت: «به عنوان یک کارشناس نظامی اعلام می‌کنم که امروز هیچ دغدغه امنیتی و دفاعی نداریم ،اما دغدغه فرهنگی، جای آنها را گرفته است».
 
سردار محمدرضا نقدی، فرمانده کل بسیج، در ۹ بهمن ۱۳۹۴ در همایش فرماندهان بسیج گفت همانگونه که مقام رهبری فرمودند، دشمن به دنبال نفوذ از طریق انتخابات به مجلس است. در انتخابات به افرادی رأی دهید که از شرافت و عظمت ما دفاع کنند، «نه اینکه دست دوستی به آمریکا بدهند».
 
حذف گسترده رقبا و منتقدان هنوز هم سرداران سپاه را آرام نکرده است. آنان به شدت نگران هستند که خاتمی مانند انتخابات گذشته -به همراه هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی- نقشه‌های آنان را به هم بریزند. به همین دلیل با تهمت‌زنی به خاتمی می‌گوید:
 
«ما نباید به کسی [سید محمد خاتمی] که از پادشاه بحرین و عربستان آدمکش پول گرفته ولو این که روحانی، سید و رئیس‌جمهور بوده باشد، افتخار کنیم زیرا یزد افتخاراتی مانند شهید صدوقی و آیت‌الله خاتمی دارد. شاه عربستان و بحرین برای فعالیت آن فرد هزینه می‌کنند تا برای انتخاب افراد در مجلس و ریاست جمهوری نظر بدهد بنابراین خویش و قوم بازی را کنار بگذارید و راه حسینی را پیش بگیرید».
 
سردار امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، در ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ از خطر نفوذ دشمن سخن گفت و تأکید کرد که «دست‌نشانده‌های آمریکا با پول‌های سعودی دنبال نا امن کردن کشور هستند». او سپس از آمادگی سپاه برای مقابله بصیرت‌مندانه با دشمن سخن گفت و از مردم درخواست کرد:
 
«نیروهای انقلابی را بر مسند مسئولیت‌هایی در مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری انتخاب کنید، چرا که آنها می‌توانند از این نظام و انقلاب دفاع کنند. آ‌نجا که اساس نظام و انقلاب اسلامی در معرض خطر و تهدید قرار بگیرد، عکس‌العمل ما محافظه‌کارانه نخواهد بود و بر سر آن چیزی که ۲۰۰ هزار برای آن شهید دادیم، معامله نخواهیم کرد».
 
سردار حاجی‌زاده پس از تعیین تکلیف مهم‌ترین نهادهای سیاسی داخلی کشور، در مورد نقش مداخله‌گرانه سپاه در سیاست خارجی هم گفت: «همان طور که امام راحل فرمودند، رابطه بین ایران و آمریکا رابطه گرگ و میش است و ما هم هیچ گاه اجازه این ارتباط را نمی‌دهیم و این ارتباط برقرار نخواهد شد».
 
سرلشگر سید یحیی صفوی، دبیر همایش «ساماندهی سیاسی فضا و اداره بهینه شهر تهران»، در جلسه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ مسئولان این همایش گفت: «شاید ۸۰ تا ۹۰ درصد حل مشکلات تهران در اختیار دولت است». پس از انداختن تقصیر مشکلات تهران به گردن دولت، درباره انتخابات پیش رو هم گفت: «امیدواریم انتخابات پرشوری را پیش روی داشته باشیم و مردم مشارکت بالای ۶۰ درصد داشته باشند».
 
سردار نقدی در ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ بر حملات خود بر دولت افزود و آن را متوجه سفر حسن روحانی به ایتالیا و فرانسه کرد و توافقات را به نقد کشید. نقدی گفت که آمریکا به جای تحریم، با «روش دوستی» به دنبال نفوذ در نظام است. سرداران با دروغ‌گویی کار خود را پیش می‌برند. به همین دلیل نقدی ادعا کرد که دولت «آمریکا ۴۶ میلیارد دلار از سرمایه بلوکه شده ایران را به بهانه غرامت تفنگ‌داران کشته شده در لبنان برداشت کرده است».
 
او گفت که یکی از شواهد نفوذ رخ داده آمریکا در ایران این است که «برخی از افراد ساعاتی بعد از سخنان رهبری خلاف ایشان سخن می‌گویند».
 
سپس پرسید: وقتی شش تن از اعضای کابینه حسن روحانی بیش از هزار میلیارد تومان ثروت دارند، آنان چگونه می‌توانند در خدمت مردم باشند؟ دولت به دنبال تکیه بر «کدخدای منطقه» است. دشمن در ایران نفوذ کرده، برای این که محمدجواد ظریف -وزیر خارجه- علوم غربی آموخته و مانند وزرای خارجه دیگر کشورها عمل می‌کند. او علمی که امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای خوانده، نیاموخته و به همین دلیل وقتی ما از وعده‌های خداوند سخن می‌گوییم، «به ما می‌خندند».
 
نقدی حمله به ظریف را با حمله مستقیم به روحانی تکمیل کرد و گفت: «رخدادهای سفر رم و فرانسه خنجری بر پیکر اقتصاد مقاومتی [آیت‌الله خامنه‌ای] است زیرا این اقدامات بر ضد اقتصاد مقاومتی و در صورت استمرار آنها باید دانشگاه‌های فنی کشور را تعطیل کنیم».
 
او ادعا کرد که کشورهای اروپایی پشت فتنه ۸۸ بودند و ایران را تحریم کردند. نقدی در ادامه باز هم دروغ‌گویی کرد و گفت: «رئیس‌جمهور در کشور فرانسه حضور یافت اما وزیر خارجه این کشور از او استقبال رسمی کرد و مصاحبه مطبوعاتی این مقام مسئول نظام اسلامی در ایتالیا زیر چکمه مجسمه سردار متجاوز به ایران انجام شد که این موارد از نتایج نفوذ است».
 
گویی او نمی‌داند که وقتی رؤسای جمهور دیگر کشورها به ایران می‌آیند، حسن روحانی در فرودگاه به استقبال آنان نمی‌رود. ظریف هم همین پاسخ را به او داد و گفت: «برای سفر رئیس‌جمهور ما به فرانسه دولت فرانسه بالاترین تشریفات را انجام داد و من واقعاً خجالت می‌کشم که برخی برای تخطئه می‌گویند که رئیس‌جمهور ما را وزیر امور خارجه فرانسه در یک حرکت غیرعادی تحویل گرفت. شما ببینید نخست‌وزیر هند و حتی آقای پوتین را در فرانسه چه کسی تحویل گرفت. مگر ما خودمان قبل از استقبال رسمی رئیس‌جمهور را برای استقبال می‌فرستیم؟»
 
نقدی قراردادهای نفتی دولت روحانی را هم «قراردادهای استعماری» قلمداد کرد و پیشنهاد کرد تا به دور ایران دیوار بکشیم، تا بتوانیم با ظرفیت‌های داخلی «موفقیت اقتصادی» به دست آوریم. تمامی حملات سردار متولد نجف، زمینه‌چینی برای انتخابات بود. به همین دلیل در پایان سخنانش به صراحت گفت:
«خطر نفوذ در انتخابات وجود دارد زیرا در این انتخابات رقابت‌های جناحی وجود ندارد و مجلسی که در مقابل استکبار موضع می‌گیرد با مجلسی که سخنان استکبار را دنبال می‌کند تفاوت بسیاری دارد زیرا بدون آرمان ایستادگی در مقابل استکبار وضعیت آینده نظام نامشخص است. نیروهای انقلابی باید برای انتخابات مجلس در کنار یکدیگر قرار گیرند تا از رقابت‌های نادرست جلوگیری شده و بستر برای حضور افراد ناآگاه فراهم نشود، طبق سخنان رهبری باید به لیست تعیین شده توسط افراد مؤمنی که در فتنه‌ها گمراه نشدند، رأی بدهیم».
 
سرلشگر محسن رضایی هم در ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ از به زانو در آوردن آمریکا توسط انقلاب اسلامی سخن گفت. او گفت که خیلی‌ها می‌گویند تا مشکل خودمان با آمریکا را حل نکنیم، نمی‌توانیم مشکلات کشور را حل کرده و به راه خودمان ادامه دهیم. سرلشکر رضایی هم به سرعت به سراغ انتخابات رفت و ابتدا به رهبران جنبش سبز تاخت و گفت: «علت اصلی فتنه ۸۸ این بود که نامزدها شکایات خود را به جای مجاری قانونی از طریق خیابان‌ها پیگیری کردند».
 
رضایی هم کار را با دروغ‌گویی ادامه داد و گفت: «اصلاح‌طلبان دو برابر و نیم، اصولگرایان سه برابر و مستقل‌ها نیز سه برابر کرسی‌های مجلس نامزد دارند». معلوم نیست محسن رضایی وجود ۷۲۵ نامزد تأیید صلاحیت شده اصلاح‌طلبان را از کجا آورده است؟ او در پایان از ضرورت وحدت اصولگرایان در انتخابات سخن گفت.
 
سپاه در انتخابات به شدت فعال شده است. آنان همچنان می‌ترسند. چون خامنه‌ای می‌ترسد. پیامدهای ناخواسته توافق هسته‌ای آنان را ترسانده است. می‌ترسند غافلگیر شوند. شاید هم بشوند. هیچ‌کس نمی‌تواند دقیقاً پیش‌بینی کند منطقه و ایران آبستن چه رویدادهایی است؟ انتخابات جمهوری اسلامی، اگرچه انتخابات یک نظام دیکتاتوری منحصر به خودی‌هاست، اما «نهاد انتخابات»، هر اندازه هم که تحت کنترل باشد، در شرایط کنونی، کارکردهای ناخواسته‌ای دارد.
 
«هراس» خامنه‌ای و سپاه و بسیج را باید درک کرد. نمی‌توان ترس آنان را به تبلیغات محض فروکاست. اگر «هزینه‌های سنگین توافق هسته‌ای» پرداخت شد، چرا هزینه‌های سنگین دیگری پرداخت نشود. مسئله مهم این است که جامعه از کنترل خارج شده و خامنه‌ای به دلیل مسائل اجتماعی گریسته است. می‌گویند آمریکا آن چنان در ایران نفوذ کرده که «۲۰ درصد پسران جوان از لوازم آرایشی زنانه مثل ریمل و پنکک استفاده می‌کنند». جامعه رهاشده از ارزش‌های مقبول نظام، با گریه‌های خامنه ای و سرکوب، به راه راست هدایت نخواهد شد.

پیرترین پزشک ایران نوه دکتر مصدق است

پیرترین پزشک ایران نوه دکتر مصدق است

دکتر «محمود مصدق» نوه مردی است که صنعت نفت را ملی و هویت ایرانیان را در آن زمان احیا کرد. دنبال پیرترین پزشک شاغل بودیم، نه نوه مصدق. از اتفاق، دکتر مصدق پزشک را یافتیم که هم پزشک شاغل است، هم پیرترین.
«من مصاحبه نمی‌کنم. چندبار به شما بگویم؟ حرف‌های من به دردتان نمی‌خورد، بروید از دکترهای دیگری که از من موفق‌تر هستند مصاحبه بگیرید.» و بعد با عصبانیت به بیرون مطب راهنمایی‌ام می‌کند.
به گزارش پارسینه، یکی از قدیمی‌ترین پزشکانی است که تجربه نیم‌قرن معالجه بیمارانی را دارد که دچار نازایی هستند. وی امروز بیمارانی را درمان می‌کند که سال‌های بسیار دور مادر و حتی مادربزرگ‌هایشان را معالجه کرده است. ٨١ ساله است ولی هنوز مثل روزگار جوانی‌اش روزانه ٣ تا ٥ ساعت مقالات و تحقیقاتی را که در رشته‌اش صورت گرفته می‌خواند تا اطلاعاتش را به‌روز نگاه دارد.
 
دکتر «محمود مصدق» نوه مردی است که صنعت نفت را ملی و هویت ایرانیان را در آن زمان احیا کرد. دنبال پیرترین پزشک شاغل بودیم، نه نوه مصدق. از اتفاق، دکتر مصدق پزشک را یافتیم که هم پزشک شاغل است، هم پیرترین. از محمد مصدق دو پسر و سه دختر به یادگار ماند. پسر اول، غلامحسین و پسر دوم، احمد. محمود مصدق فرزند غلامحسین است که او هم پزشک و متخصص بیماری‌های زنان بود. مطبش ساختمانی قدیمی است که بیش از 70 سال از عمرش می‌گذرد. شماره پلاک ساختمان با بقیه فرق می‌کند و همین این ساختمان را از بقیه متمایز می‌کند.
 
در چوبی را که باز کنی بیمارانی را می‌بینی که سر و وضعشان نشان می‌دهد از شهرهای دور آمده‌اند. روی چند صندلی و نیمکت قدیمی نشسته‌اند و از چهره‌هایشان می‌خوانی که نگرانند. گویی نتیجه‌ای که از این پزشک کهنه‌کار گرفته‌اند از مطب‌های شیک دهان‌پرکن نگرفته‌اند. خبری از منشی نیست. یکی از بیماران که از استرس پای راستش را به زمین می‌زند، می‌گوید: «دکتر منشی ندارد. هر روز غروب موقع رفتن، برگه‌ای را مهر می‌کند و به در ساختمان می‌چسباند تا بیمارانی که صبح زود از شهرستان به مقابل ساختمان می‌آیند، اسمشان را روی برگه بنویسند.»
 
اشتیاق عجیبی برای ملاقاتش دارم. نه فقط به خاطر اینکه بیشتر از 50 سال است طبابت می‌کند و پزشک کارکشته‌ای است که بیشتر به خاطر نسبتش با مرحوم دکتر مصدق؛ کسی که محضر پدربزرگ را از نزدیک درک کرده و با او بسیار زیسته است.
 
اتاق معاینه تفاوتی با بیرون ندارد. مردی سالخورده با روپوشی سفید و کراوات قهوه‌ای که چهره‌ای بسیار شبیه به پدربزرگ دارد. سرش پایین است و نسخه می‌نویسد. میز شلوغی دارد. کتاب‌ها و مجلات ایرانی و خارجی به طور نامنظم روی آن چیده شده‌اند. تنها جایی که نظم دارد، قفسه کتاب‌هاست که چند عکس قدیمی هر مراجعه‌کننده‌ای را در همان ابتدای ورود به خود جلب می‌کند. عکس‌های سیاه و سفید دکتر مصدق که بالای سر میز و زیر دیواره قفسه قرآن پیدا بود و قاب عکسی که در آن غزلی از حافظ نوشته شده بود: «ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم / از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم».
 
وقتی بیمار از اتاق بیرون می‌رود، خودم را معرفی می‌کنم. از بالای عینک قهوه‌ای‌رنگش، نگاهی با سردی به من می‌اندازد. روی خوش نشان نمی‌دهد و می‌گوید به هزار و یک دلیل مصاحبه نمی‌کند. اصرارم فایده‌ای ندارد. از کوره در می‌رود که «آخر عمری با من چه کار دارید؟ این همه دکتر خوب و موفق و جوان، چرا سراغ من که آفتاب لب بوم هستم آمدی؟ آنها کارشان از من بهتر است. برو از آنها مصاحبه بگیر.»
 
چند دقیقه‌ای بیرون ساختمان در حالی که می‌خواهم از نگاه پر از پرسش عکاس روزنامه فرار کنم با خودم کلنجار می‌روم که بمانم یا بروم؟ تصمیمم را می‌گیرم و دوباره به مطب می‌روم. انگار برای بیماران آشنا شده‌ام. نگاهشان این بار سرد نیست.
 
زن سن و سال داری که بچه برادرش و دخترش هم همراهش هستند رو به من می‌کند و می‌گوید: «دخترم، من ٣٠ سال پیش نمی‌توانستم بچه‌دار شوم. پیش دکتر مصدق آمدم. خدا پدرش را بیامرزد. بچه‌دار شدم و حالا نوه هم دارم. دختر برادرم و دخترم هم متأسفانه نازایی دارند. دکترها از دخترم قطع امید کرده‌اند. حالا هر دوی آنها را آورده‌ام که ببینم دکتر می‌تواند کاری برایشان بکند یا نه. کلی نذر کرده‌ام. اول به خدا توکل کرده‌ام و بعد به دکتر. دکتر چشم و دل‌سیر است و اصلا در قید و بند پول و اینجور چیزها نیست.»
 
هنوز حرف‌هایش تمام نشده که نوبتشان می‌شود. زن جوانی که از قوچان آمده، ادامه حرف‌ها را می‌گیرد: «٦ میلیون در شهرمان خرج کردم ولی نتیجه‌ای نگرفتم تا اینکه یکی از همشهریانم به من گفت پیش دکتر مصدق بیایم. دکتری است که خرج روی دست بیمار نمی‌گذارد. 9 ماه پیش که اینجا آمدم باورم نمی‌شد مطب این شکلی باشد و دکتر پیری بتواند معجزه کند. تشخیص دکتر واقعا حرف ندارد. حالا با داروهای دکتر ٣ ماه است باردارم و آمده‌ام عکس‌های سونوگرافی را نشانش بدهم».
 
زن 38 ساله‌ای که بعد از 12 سال دوماهه باردار است، می‌گوید: «خاله و مادرم از قدیم مریض دکتر بودند. خاله‌ام 40 سال پیش ازدواج کرده بود و 9 سال بچه‌دار نشد. 10 سال است هر دو ماه یک‌بار دکتر می‌رفتم، آخرش هم هیچی به هیچی. اینجا که آمدم الان دوماهه حامله‌ام. اگر امیدی نباشد دکتر همان موقع می‌گوید و زن و شوهر‌ها را گرفتار امروز برو فردا بیا نمی‌کند. دیروز خودم شاهد بودم خانم و آقایی آمدند و دکتر به آنها گفت هیچ کاری نمی‌شود کرد. شاید اگر به رویان مراجعه کنید بتوانید نتیجه بگیرید آن هم 20 درصد، نه بیشتر».
 
از همسرش می‌خواهد دفترچه بیمه‌اش را نشانم دهد که دکتر مبلغ ویزیت را پای دفترچه نوشته و اینکه همه داروهایی که تجویز می‌کند ایرانی است و هزینه‌های غیرواقعی به بیمار تحمیل نمی‌کند. سپس خانمش نزدیک‌تر می‌شود و در گوشم می‌گوید: «دکترهای دیگه برای معاینه جدا هزینه می‌گیرن. این اصلا اینجوری نیست».
 
گرم صحبت هستیم که در اتاق باز می‌شود و زنی که چند دقیقه پیش زیر لب دعا می‌خواند، با صورتی خندان بیرون می‌ آید: «دکتر می‌گوید دخترم می‌تواند مادر شود. خدایا شکرت» و از فرط خوشحالی و خداحافظی‌نکرده با دختر و برادرزاده‌اش از مطب بیرون می‌رود. حالا نوبت من است که شانسم را دوباره امتحان کنم. در می‌زنم و با جسارت وارد می‌شوم. کنار زن جوانی که پیش دکتر نشسته می‌نشینم. دکتر نرم می‌شود اما دوست ندارد درباره خاندانش حرف بزند و تک و توک جمله‌هایی که لابه لای خواندن برگه سونوگرافی یا هنگام گرفتن شرح حال دقیق بیمار و معاینه به زبان آورده را چاپ کنیم.
 
«پرولاکتیت خوبه. فقط هورمون ... یه هوا بالاست و اون هم قابل اصلاح است. دفترچه داری؟ دفترچه‌ات را بده به من».
رو به من حرف‌های دیگری هم زیر لب می‌زند: «آره بابا اوضاع خراب است. نه خانم بدجایی اومدی. پدر من اون آقا (عکس پدرش را روی قفسه کتابخانه‌اش نشانم می‌دهد) بیمارستان نجمیه را اداره می‌کرد. جد من این بیمارستان را وقف کرد که در آن مریض مجانی ببینند.»
خود شما متولد چه سالی هستید؟من متولد سال ۱۳۱۳ هستم.
کمی به زندگی شخصی شما بپردازیم. چرا پزشکی خواندید؟پدر من بیمارستان نجمیه را اداره می‌کرد. جد من این بیمارستان را وقف کرد که در آن مریض مجانی ببینند. پدرم گفت «من تو را برای تحصیل پزشکی فرستادم درس بخوانی و برگردی در بیمارستان نجمیه خدمت کنی». اطاعت امر کردم. الان روزی چند مریض می‌بینم.
شما نوه دکتر مصدق هستید و در زمره نزدیک‌ترین کسان به ایشان. پدربزرگی که نامش بر تارک تاریخ معاصر ایران می‌درخشد. او چه جایگاهی در زندگی کاری شما داشته است؟من هرچی دارم از پدر و پدربزرگم دارم.
چه چیزی از مرحوم دکتر مصدق یاد گرفتید؟درستی. درستی. درستی. مصدق می‌دانید معنی‌اش چیست؟
پاسخ می‌دهم «صداقت».
از فرزندانتان هم کسی هست که پزشکی خوانده باشد؟من هیچ وقت نگذاشتم بچه‌هایم طب بخوانند. الان اگر بخواهم از نو شروع کنم باز هم نمی‌گذارم طب بخوانند. خانم، من حقوق می‌خواندم. من لیسانس حقوق از دانشگاه هاروارد هستم و قرار بود وکیل بشوم. گذشتم و آمدم به سوی طب.
واقعا دوست داشتید وکیل شوید؟آره از وکالت خوشم می‌آمد.
چرا بعد از گذراندن دوره پزشکی در دانشگاه لوزان سوئیس به ایران بازگشتید؟پدرم از من خواست. بچه‌هایم با من اینجوری نیستند. من و پدرم رابطه خاصی داشتیم. پدرم گفت «تو باید طب بخونی» من هم گفتم «چشم».
یعنی پدرتان می‌خواستند شما راه ایشان را ادامه دهید و در همان رشته زنان و نازایی تحصیل کنید؟
بله. بنده همان دانشگاه خودشان در لوزان سوئیس رفتم. همان دانشگاهی که پدرم طب زنان و نازایی خوانده بود، من هم همان جا طب خواندم. متخصص شدم و به ایران برگشتم.
یعنی تعصب خاصی به وطنتان داشتید؟
بله وطن‌پرستی در خون من است.
جایی خوانده‌ام که پدرتان تعصب خاصی به زبان فارسی داشتند و همان زمان که شما در سوئیس تحصیل می‌کردید تابستان‌ها معلم زبان فارسی به منزل می‌آوردند تا زبان فارسی را فراموش نکنید.من هر چه دارم از پدرم دارم. نگذاشتم حرفش زمین بیفتد. اطاعت امر کردم، طب خواندم و آمدم ایران. من فقط اطاعت امر کردم.
پدرتان نیز متخصص زنان و نازایی بودند. آن زمان که روش‌های پیشرفته امروزی برای درمان نازایی نبود ایشان چگونه بیمارانشان را درمان می‌کردند؟پدر من بنیانگذار این رشته در ایران بود. 1313 همان سالی که من به دنیا آمدم، دانشگاه تهران افتتاح شد و پدر من بعد از آنکه تحصیلاتش را در سوئیس تمام کرد همان سال به ایران بازگشت. از آن زمان تا 40 سال بعد در دانشگاه تهران رشته جراحی زنان تدریس می‌کرد. او مرا به این رشته تشویق کرد و بزرگ‌ترین خدمت را به من کرد.
دکتر محمود مصدق با 50 سال پیش چه فرقی در حرفه‌اش کرده است؟خیلی فرق کرده و تجربه‌ام زیاد شده است. آن زمان تمام امکانات بیمارستان در اختیارمان بود. من از مطبم می‌رفتم عمل جراحی انجام می‌دادم دوباره به مطب برمی‌گشتم. اما الان دیگر توان و امکاناتش را ندارم.
بیمارانتان می‌دانند شما نوه مرحوم دکتر مصدق هستید؟همه می‌دانند.
چه واکنشی دارند؟هیچ. پدرم عمر و وقتش را صرف این ملت کرد. ثروت و زندگی‌اش و همه چیزش را برای این ملت گذاشت.
شما چند فرزند دارید؟من چهار فرزند دارم، یک دختر و سه پسر.
آنها چه تحصیلاتی دارند؟دخترم روانشناسی خوانده، یک پسرم اقتصاد، یک پسرم حقوق خوانده و وکیل دادگستری است و پسر دیگرم دندانپزشکی خوانده است.
ایران هستند؟نه، هیچ کدام. فقط یک پسرم که وکالت خوانده ایران است.
شما روزتان را چگونه سپری می‌کنید؟من خیلی ساده، صبح بیدار می‌شوم و به مطب می‌آیم. عصر هم می‌روم خانه. یک زندگی یکنواخت دارم و رژیم غذایی خاصی هم ندارم. روزی هم هر چند تا مریض بتوانم ویزیت می‌کنم. معمولا 3 بعد از ظهر فرار می‌کنم می‌روم. نمی‌توانم بیشتر از این ساعت در مطب بمانم. خردادماه هم پروانه‌ام تمام می‌شود.
همسرتان هم پزشک هستند؟نخیر. همسر من «پرستار» بود.
ایشان با شغل شما مشکلی نداشتند؟نه، اصلا. حتی نصف شب هم همراه من سر زائو آمده است.
40 سال پیش چگونه طبابت می‌کردید؟الان پزشکی و تحقیق پیشرفت کرده است. در همین حوزه نازایی ببین موسسه رویان چه می‌کند. رحم اجاره‌ای، تخمک اجاره‌ای. آن موقع این حرف‌ها نبود. کسی که بچه دار نمی‌شد می‌گفتیم برو از شیرخوارگاه بچه بگیر و زندگی کن ولی الان امکانات خیلی زیاد شده و تکنولوژی پیشرفت کرده است.
شما در درمان و تشخیص بیماری‌ها با تکنولوژی همراه شدید؟تا جایی که توانستم بله.
اما مریض‌های شما می‌گویند دکتر تا جایی که بتواند روش‌های IUI و IVF را برای بیمارانش توصیه نمی‌کند.آره، درست است اما فقط تا یک جایی می‌توانم این کار را انجام ندهم. اگر به بن‌بست خوردم چاره‌ای نیست. خودم مریض‌ها را به رویان معرفی می‌کنم.
مریض‌هایتان می‌گویند دکتر با کشیدن دست روی شکم زنان باردار جنسیت جنین را تشخیص می‌دهد.نه بابا خانم اینها شایعه است.
شما چشم‌انداز درمان نازایی را چگونه می‌بینید؟چشم‌انداز بسیار روشنی می‌بینم. رحم پیوندی تحول بزرگی در درمان نازایی است. بالاخره در طول عمر ما انجام شد. الان در دنیا 6 رحم اجاره‌ای را پیوند زده‌اند.
مریض قدیمی هم دارید؟ مثلا کسی که از 40 سال پیش مریض شما بوده است.خیلی زیاد.
قدیمی‌ترین مریضتان چند سال دارد؟مریض‌های من مادربزرگ‌هایی هستند که زمانی خودشان نازا بودند. بچه‌هایی که خودم گرفتم الان برای درمان نازایی می‌آیند.
آن زمان چقدر ویزیت می‌گرفتید؟حقوق آن زمان چقدر بود؟ من یادم است به منشی‌ام 300 تا یک تومانی می‌دادم. وقتی بیمارستان نجمیه بودم حقوق 300 تومان بود، الان دو میلیون تومان است. بله تمام اینها گذشت. آن موقع پیکان 15 هزار تومان بود، الان ارزان‌ترین ماشین که پراید باشد لااقل 20 میلیون تومان است. من شیک‌ترین ماشینی که در عمرم داشتم با 52 هزار تومان خریدم. بی‌ام‌و داشتم. الان چنده؟ 400میلیون تومان. اینجوریه دیگه.
هنوز هم دارید از گوشی پزشکی قدیمی استفاده می‌کنید؟بله اما تو جراحی از آخرین متدها استفاده می‌کنم. چرا؟ برای اینکه مجلات مختلف پزشکی از آمریکا و اروپا برایم مرتب می‌آید و به خاطر شغلم شب‌ها سه تا چهار ساعت مطالعه می‌کنم و دانش خودم را به‌روز می‌کنم.
دکتر، روش تشخیص بیماری‌ها با 50 سال پیش چه فرقی کرده است؟ مریض‌هایتان می‌گویند دکتر مصدق بر خلاف پزشک‌های دیگر زیاد اهل تجویز آزمایش و سونوگرافی نیست.من دبیر انجمن نازایی ایران هستم. الان بیمارم، ناخوشم. یک بیماری صعب‌العلاج هم دارم و به‌زودی هم مرخص می‌شوم. ولی تا یک سال پیش سالی سه بار یا حتی چهار بار تمام کنگره‌های نازایی دنیا را شرکت می‌کردم. تمام کاغذهایش هم هست و زمانی عضو بین‌المللی انجمن نازایی بودم. حالا دیگه داریم جمع می‌کنیم و تو لاک خودمان افتادیم. این حرف‌ها تمام. تمام. آره بابا. پروانه نظام پزشکی‌ام خرداد تمام می‌شود.
به نظر شما چرا اعتماد بیماران به برخی پزشکان کم شده است؟تبلیغات بدی علیه پزشکان می‌کنند که درست نیست. بدبختانه خود پزشکان مسئول این بی‌اعتمادی هستند. اولا قشر پزشک را به خاطر چهار تا پزشک و نمونه‌ای که معلوم نیست راست است یا دروغ که مردم را سرکیسه کرده‌اند همه را با یک چشم می‌بینند. مثلا می‌گویند پزشک‌ها ملاحظه و تعهد اخلاقی ندارند و تو سر پزشک می‌زنند.
به نظرتان یک پزشک خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟الان پزشک خوب و بد قاطی شده است. ما الان پزشک به کشورهای دیگر صادر می‌کنیم. ایام جنگ تحمیلی در شهرستان‌ها پشت جبهه می‌رفتیم. دولت پزشک‌های هندی استخدام کرده بود. الان پزشک زیاد داریم. باید دانششان را به‌روز کنند.
اگر زمان به گذشته برگردید چه می‌کنید؟من سعی خودم را کردم. بیشتر از این هم فکر نمی‌کنم مایه داشته باشم. دیگر آخر خط هستم.
+77
رأی دهید
-8
 
7
 
0
 

کدام شرکت‌ها بعد از تحریم به سراغ ایران آمدند؟

کدام شرکت‌ها بعد از تحریم به سراغ ایران آمدند؟

  • 3 ساعت پیش
در طی دو هفته‌ای که از برداشته شدن تحریم‌های هسته‌ای ایران می‌گذرد، ده‌ها شرکت خارجی آمادگی خود را برای سرمایه‌گذاری و فعالیت در ایران اعلام کرده‌اند. بعضی قراردادها قطعی شده و شماری دیگر در حال بررسی است.
خبرگزاری رویترز مروری کرده است بر این شرکت‌ها و وضعیت توافق و تفاهم آنها با طرف‌های ایرانی.

قراردادهای قطعی:

Image copyrightGetty
  • ایرباس:

ایران قراردادی به ارزش ۲۷ میلیارد دلار برای خرید ۱۱۸ هواپیمای ایرباس، از جمله دوازده هواپیمای مسافربری پهن‌پیکر A۳۸۰، امضا کرده است. شرکت ایرباس می‎‌گوید که اجرایی شدن این قرارداد مشروط به گرفتن مجوز صادرات از آمریکا است چون ۱۰ درصد از قطعات موتور هواپیماهای ایرباس ساخت این کشور است.
  • پژو سیتروئن:

این شرکت فرانسوی که پیش از تحریم‌ها از فعال‌ترین شرکت‌های خودروسازی در ایران بود، گفته است که با قرارداد پنج ساله‌ای به ارزش ۴۰۰ میلیون یورو برای تولید، تحقیقات و توسعه به ایران باز می‌گردد و انتظار دارد در سرمایه‌گذاری مشترک با شرکت ایران خودرو، سالانه دویست هزار دستگاه خودرو در ایران تولید کند.
  • توتال:

    شرکت نفتی توتال در جریان سفر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران قراردادی را برای خرید حدود ۱۵۰ هزار بشکه نفت در روز با ایران امضا کرد. شرکت توتال که پیش از تحریم‌ها از شرکت‌های فعال در ایران بود، گفته به ایران وفادار است و آمادگی دارد همکاری با ایران را در سایر زمینه‌های نفتی هم مورد بررسی قرار دهد.
Image copyrightReuters
Image captionتعدادی از قراردادهای شرکت‌های ایتالیایی در سفر رئیس جمهوری ایران به رم امضا شد
  • دانیلی:

این شرکت ایتالیایی فعال در زمینه تجهیزات و صنایع فلزی و فولاد قراردادی به ارزش تقریبی ۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون یورو به صورت مشارکت انتفاعی با ایران امضا کرده است. دانیلی در شرکت "پرشن متالیک" سرمایه‌گذاری خواهد کرد که با ارزش دو میلیارد یورو در حال جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی است.
دانیلی قرار است قراردادهای دیگری هم به ارزش ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون یورو برای تجهیز ماشین‌آلات و کارخانه‌های فولاد و آلومینیوم‌سازی با دیگر شرکت‌های ایرانی امضا کند.
  • کندوته داکوا:

این شرکت ایتالیایی فعال در زمینه تاسیسات زیرساختی روز ۲۵ ژانویه اعلام کرد که قراردادی به ارزش ۴ میلیارد یورو برای اجرای پروژه‌هایی برای شرکت‌های ایرانی امضا کرده است.
  • هلنیک پترولیوم:

بزرگ‌ترین شرکت پالایش نفت یونان با خرید نفت خام از شرکت ملی نفت ایران موافقت کرده است. هلنیک پترولیوم اولین شرکت پالایشی اروپایی بود که بعد از رفع تحریم‌ها روابط تجاری خود را با ایران از سر گرفت. این شرکت یکی از بزرگترین خریداران نفت ایران قبل از وضع تحریم‌های انرژی از سوی غرب بود.
  • نورینکو اینترنشنال:

این شرکت چینی اعلام کرده است که در قالب یک کنسرسیوم، قراردادی به ارزش ۳۵۰ میلیون دلار برای پروژه‌های خط آهن در ایران امضا کرده است.
  • ساینوستیل:

این شرکت مهندسی و فناوری چینی گفته است که یکی از واحدهایش قراردادی معادل ۴۷۱ میلیون دلار با کارخانه فولاد "بافق کسری" در ایران امضا کرده است.

امضای تفاهم‌نامه یا در حال مذاکره:

Image copyrightGetty
  • کومرتس‌بانک:

کومرتس‌بانک، دومین بانک بزرگ آلمان، می‌گوید در حال بررسی امکان بازگشت به ایران است. این بانک کمتر از یک سال پیش با پرداخت جریمه‌ای معادل ۱.۴ میلیارد دلار به دلیل نقض تحریم‌های آمریکا موافقت کرده بود.
  • دایملر:

دایملر می‌گوید بخش خودروسازی سنگین این شرکت یادداشت‌های تفاهم اولیه‌ای با طرف‌های ایرانی برای سرمایه‌گذاری مشترک امضا کرده است. در صورت نهایی شدن این تفاهم‌ها دایملر به ایران بازخواهد گشت.
  • آئودی:

این شرکت خودروساری که تحت مالکیت فولکس واگن آلمان است، می‌گوید نمایندگانش برای مذاکره درباره صادرات احتمالی خودرو و بررسی بازار برای صدور ماشین‌های لوکس به ایران سفر کرده‌اند.
  • اوتونیوم:

گفته می‌شود این شرکت سوئیسی فعال در صنایع خودروسازی در حال مذاکره با شرکت‌های رنو و پژو برای همکاری احتمالی در بازار خودروسازی ایران است.
Image copyrightGetty
  • آلستوم:

    آلستوم یادداشت تفاهمی برای ساخت خط اصلی و شهری حمل و نقل با ایران امضا کرده است. آلستوم می‌گوید هدفش فراهم کردن زمینه گفت‌وگو برای همکاری‌های صنعتی بیشتر و تولید و تعمیر قطار در ایران است.
  • بوشر:

مدیر عامل این شرکت ماشین‌آلات سوئیسی می‌گوید که انتظار دارد در ماه‌های آینده سفارش‌های قابل توجهی از ایران دریافت کند. به گفته مدیر عامل بوشر، درآمد این شرکت در بازار ایران می‌تواند به ۲۰ تا ۳۰ میلیون دلار برسد.
  • هرنکرشت:

این شرکت تونل‌سازی آلمانی که در دهه ۱۹۹۰ میلادی در ساخت متروی تهران مشارکت داشت، می‌گوید که آماده سرمایه‌گذاری در پروژه‌های ایران است. رئیس هرنکرشت گفته است که در دو ماه آینده برای گفت‌وگو با شرکای سابق این شرکت به ایران سفر می‌کند.
  • بریتیش ایرویز

آی ای جی (IAG) شرکت مادر بریتیش ایرویز، خطوط هوایی بریتانیا، می‌گوید که امیدوار است در آینده نزدیک پروازهای خود را به ایران از سر بگیرد.
  • لوک‌اویل:

مدیران ارشد این شرکت نفتی روسی به ایران سفر کرده‌اند و به گفته معاون وزیر انرژی روسیه برای مشارکت احتمالی در شماری از پروژه‌های نفتی عمده در ایران به توافق اولیه رسیده‌اند.
  • شرکت ملی آلومینیوم هند

شرکت ملی آلومینیوم هند (نالکو) برای سرمایه‌گذاری دومیلیارد دلاری در ساخت یک مجتمع ذوب آهن در ایران ابراز آمادگی کرده است. رئیس نالکو گفته گروهی از کارشناسان این شرکت را برای ارزیابی یه ایران می‌فرستد.
  • صندوق سرمایه‌گذاری عمان

یک صندوق سرمایه‌گذاری دولتی در عمان یادداشت تفاهمی با ایران خودرو امضا کرده تا طرج ۲۰۰ میلیون دلاری تاسیس یک کارخانه خودروسازی در عمان را بررسی کند.
  • پوسکو:

این شرکت کره جنوبی قصد دارد یادداشت تفاهم اولیه‌ای با شرکت ایرانی "پترو کاوان پویا" برای سرمایه‌گذاری یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلاری در پروژه‌های مربوط به فولادسازی در ایران امضا کند.
Image copyrightGetty
  • شلمبرژه:

به گزارش بعضی رسانه‌ ها، بزرگترین شرکت خدمات نفتی جهان در حال مذاکره با ایران برای بازگشت به این کشور است. هر چند بعضی منابع در ایران مذاکره با شلمبرژه را رد کرده‌اند. این شرکت پیش از تحریم‌ها حضوری گسترده در ایران داشت.
  • سایپم:

شرکت ایتالیایی سایپم یادداشت تفاهمی برای مشارکت در پروژه‌های بزرگ نفت و گاز در ایران امضا کرده است. سایپم که زیر نظر شرکت انی (Eni) و صندوق دولتی اف‌اس‌آی (FSI) ایتالیا فعالیت می‌کند، گفته است که این یادداشت تفاهم با شرکت گسترش نفت و گاز پارسیان امضا شده و شامل قرارداد بازسازی و مدرن‌سازی پالایشگاه‌های شیراز و تبریز می‌شود. سایپم جزییاتی مالی بیشتری ارائه نکرده است.
  • شرکت‌های ایتالیایی دیگر:

آنسالدو انرجا، فینکانتیری و ایتینرا از جمله شرکت‌های ایتالیایی هستند که با شرکت‌‌های مختلف ایرانی به توافق رسیده‌اند. همچنین شرکت تی‌ اسپارکل شاخه بین‌المللی "گروه مخابرات ایتالیا" امضای قرارداد با یک شرکت مخابراتی ایران را تایید کرده است.
شرکت دولتی خط آهن ایتالیا هم قرار است پیشتیبانی فنی ساخت یک خط آهن پرسرعت و همین طور برقی کردن یک خط دیگر را بر عهده بگیرد.
  • ترکسل:

بزرگترین شرکت تلفن همراه ترکیه در حال بررسی موقعیت برای بازگشت به بازار ایران است. مدیر عامل ترکسل گفته که با شرکت‌های موبایل و تلفن ثابت در ایران در تماس بوده است.
  • بیمه زوریخ:

این شرکت بیمه اعلام کرده است که امکان بیمه کردن شرکت‌هایی را که با ایران تجارت می‌کنند، بررسی می‌کند.