چگونه با نتیجه غیرمنتظره انتخابات کنار بیاییم
- 10 نوامبر 2016 - 20 آبان 1395
میلیونها آمریکایی از رئیسجمهور شدن ترامپ بهتزدهاند. مثل میلیونها بریتانیایی که نمیتوانستند تصور کنند کشورشان عضو اتحادیه اروپا نباشد. در این گزارش میخواهیم ببینیم بریتانیاییهایی که آرامآرام با واقعیت برگزیت کنار آمدند، چه توصیهای برای آمریکاییهای بهتزده دارند.
راوی پالانیسامی یکی از میلیونها بریتانیایی بهتزده از رأی به خروج از اتحادیه اروپا است. داستان را اینطور تعریف میکند:
"اول شوکه بودم. فکر نمیکردم اینطور بشود. انگار ناگهان چشمم باز شده بود که کشوری که فکر میکردم در آن زندگی میکنم - پیشرو، چندقومی، اهل مدارا، روبهجلو، برونگرا - صرفا لندن است، نه کل بریتانیا. حس آزارندهای بود. مثل فرایند سوگواری مراحل مختلف داشت. روز اول بهت و ناباوری بود. اما چند روز بعد که در موردش خواندم انگار برایم جا افتاد، بهتر فهمیدم چه شده. با این حال مطمئن نیستم به مرحله پذیرش رسیده باشم. آنچه پس از آن رخ داده را دوست ندارم."
راوی میگوید رفتوآمد با خانواده و دوستان و هممحلهایها حالش را بهتر میکند. با این حال به فکر رفتن از بریتانیا است. میگوید: "واقعا نگران بریتانیا و آمریکا هستم، بیشتر از هر زمانی در زندگیام. فکر میکنم بروم سوئد، یا جایی که پیشروتر باشد، به آن شکلی که من فکر میکنم دنیا باید باشد نزدیکتر باشد."
یک مثال دیگر از بریتانیاییهای بهتزده لوک جونز است. او برای کنار آمدن با تلخی برگزیت به کار و سفر چسبیده. میگوید:
"سعی کردم هرچه میتوانم با بچههایی که در کارم بهشان کمک میکنم حرف بزنم. دیدم اکثریت قاطعشان مثل من حیرتزدهاند. کمی به آینده امیدوار شدم. بعد مدتی سفر کردم. خیلی خوب بود. حتی برای من که خوره سیاستام خوشایند بود که حتی یک بار هم کسی به برگزیت اشاره نکرد. مردم همچنان به عنوان بریتانیایی دوستم داشتند. حس کردم وجههمان در دنیا آنقدر که نگران بودم خراب نشده."
برای کنار آمدن...
- سعی کنید بخوانید و بفهمید چرا دیگران جور دیگر رأی دادهاند
- روی روابط نزدیک خانوادگی و دوستانهتان تمرکز کنید
- بیشتر کار کنید و سفر بروید
- از حلقهای که با شما موافقند فراتر بروید و با کسانی که نظر مخالف دارند حرف بزنید
- باورهای خودتان را نقد کنید - بپذیرید که ممکن است شما بهتر از بقیه ندانید
- یادتان باشد که مشکل از دست شما خارج است
- به کارهایی که آرامتان میکند بپردازید
الیس فرمور-هسکن مدیر گروهی است به نام "نقطه اشتراک" که برای مقابله با آنچه "برگزیت مخرب" مینامد فعالیت میکند. او میگوید یکی از درسهای برگزیت اهمیت گفتگو با کسانی است که جور دیگر فکر میکنند. میگوید:
"چیزی که بعد از همهپرسی به چشمم آمد حبابی بود که در رسانههای اجتماعی دورمان ساختهایم و خودمان را تکرار میکنیم. گفتگوی رودررو کمتر و کمتر شده، به خصوص با آدمهایی که نظرشان با ما فرق میکند. برگزیت تلنگری بود که با این روند مقابله کنم. گفتگو با کسانی که نظر متفاوت دارند آسان نیست. لحن بحث سریع بد میشود، دو طرف عصبی میشوند و کار به دادوفریاد میکشد. برای من بیش از هرچیز تمرین خویشتنداری بوده."
آنطور که الیس میگوید، در رسانههای اجتماعی گروههایی تشکیل شده که طرفداران خروج و طرفداران ماندن در اتحادیه اروپا با هم حرف بزنند. اما او سعی میکند محدود به آن فضا نماند و روزنامههای مختلف را بخواند، نه فقط آنها را که به نظرش نزدیکاند. میگوید:
"بعضی وقتها از متنی که میخوانم خوشم نمیآید. بعد به این نتیجه میرسم که آدمهای دیگری هم هستند که از نظر من خوششان نمیآید. من در موقعیتی نیستم که بگویم راهحل درخشانی برای این مسئله دارم، اما اینقدر می دانم که اگر نگاهمان را بازتر کنیم و حاضر باشیم حرف دیگران را گوش کنیم، وضع خیلی بهتر میشود. در واقع گام اول مسیری است که شیوه ارتباطمان با دیگران را بهتر میکند."
جیمز اولیور روانشناس است. معقتد است این روزها بخش بزرگی از نظرات سیاسیمان در شبکههای اجتماعی شکل میگیرد، و باید بپذیریم که این نظرها ممکن است غلط باشد. او معتقد است واقعیت ممکن است بهتر از آن که به نظر میرسد باشد. میگوید:
"واقعیت این است که به عنوان یک آدم معمولی هیچ چیز نمیدانیم. آنقدری که میدانیم، ترامپ رئیسجمهور باشد بهتر است. بله، کمی نامتعادل است، مشکل شخصیتی دارد. ولی بسیاری رهبران برجسته یکی دو تخته کم داشتهاند. در واقع برعکساش درست است. یک رهبر بگویید که چند تخته کم نداشته. اینکه ترامپ کمی خل است هیچ معنایی ندارد. اگر یک چیز با قطعیت بتوانیم بگوییم همین است. بیشتر از این واقعا چیزی نمیدانیم. هنوز نمیدانیم مشاورانش چه کسانی خواهند بود، سیاستهایش چه خواهد بود. اساسا نمیدانیم تاریخ چگونه پیش میرود."
پیام جیمز به کسانی که کورتیزول یا هورمون استرسشان بالاست، این است که یادتان باشد مسئله از دست شما خارج است. میگوید:
"بروید سراغ کارهایی که کورتیزولتان را پایین میآورد. بروید کلاس یوگا. سریال تماشا کنید. سکس داشته باشید. هر کار که آرامتان میکند بکنید. مشکلتان وقتی حل میشود که واقعا بفهمید که اشتباه میکردهاید که فکر میکردهاید میدانید چی برای همه بهتر است."
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar