انتخابات به روایت ناظران؛ پایان دوران هاشمی، تثبیت حلقه محمد یزدی؟
- 4 ساعت پیش
کمتر از دو ماه به انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای ایران مانده است. انتخاباتی که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران آن را مهم و تاثیرگذار در صحنه سیاست ایران ارزیابی کرده اند. از این هفته در صفحه "ناظران میگویند" سلسله مطالبی منتشر میشود که مبنای آن پاسخ تعدادی از ناظران و کارشناسان به مهمترین سوالهای مطرح درباره این انتخابات است. "اهمیت و تاثیر این انتخابات در چیست؟" پاسخها به اولین سوال را می خوانیم:
استمرار اعتدال؛ سعید برزین/ تحلیلگر سیاسی
برخی از مهمترین تحولات اجتماعی ۴۰ سال گذشته در بسترهای غیر انتخاباتی رخ دادند. از جمله انقلاب (۵۷)، قیام نیروهای چپ (دهه ۶۰) و فعالیتهای صنفی و سندیکایی (دهه ۷۰) همگی در ظرفهای غیر انتخاباتی بودند.
اما در همان حال، برخی از مهمترین تغییرات سیاسی در بستر و ظرف انتخابات شکل گرفتند و از طریق انتخابات بود که برنامه قدرتمندان حکومتی تغییر یافت. انتخابات در ایران هرگز آزاد و عادلانه نبوده است اما هر یک از فرازهای انتخاباتی به نوعی اهمیت داشته و جهت و کیفیت و سرعت تحولات اجتماعی را تعیین کرده اند.
مصداقهای برجسته این قاعده را میتوان در دوران سازندگی (هاشمی رفسنجانی)، دوران اصلاحات (محمد خاتمی) و دوران مردمباوری (محمود احمدینژاد) جستجو کرد. هر یک از این فصلها از بستر یک انتخابات آغاز شدند.
با اینکه انتخابات مجلس در مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری کم اهمیتتر تلقی میشود اما قوه مقننه همیشه در تعیین قدرت دستگاه اجرایی – از طریق تایید و یا رقابت با آن - نقش مهمی ایفا میکند.
انتخابات ۹۴ نه تنها مستثنی از این قاعده نیست بلکه آنرا تایید میکند. انتخابات آینده مجلس میتواند فصل "اعتدال" حسن روحانی (و دست آوردهایش را در پرونده هستهای) استمرار دهد و یا کشور را بار دیگر به سمت تندروها بکشاند.
در قبال مجلس خبرگان هم اگر نمایندگانی انتخاب شوند که منعکس کننده منافع طبقات مختلف اجتماعی و تفکرات گوناگون سیاسی باشند میتوان تصور کرد که رهبر بعدی پایگاه وسیعتری خواهد داشت. اما اگر مجلس خبرگان محدود به یک جناح سیاسی شود رهبر بعدی حاصل اجماع نخواهد بود و در نتیجه پایگاه اجتماعیش ضعیف، برش حرفهایش محدود و موقعیت سیاسیاش متزلزل خواهد بود. در آن صورت میتوان تصور کرد دیگر نهادهای کشوری و لشکری و مدنی در برابر بیت رهبری نیرومند خواهند شد.
سکوی پرش روحانی؛مهدی تاجیک/ روزنامه نگار
بعد از دستیابی به توافق اتمی که مسیر تازهای را برای سیاست خارجی ایران باز کرد حالا پرسش این است که آیا انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات خبرگان رهبری به گشایشی در فضای سیاس داخلی کشور منجر میشود یا نه. دولت تاکنون نتوانسته انتظار هوادارانش را درباره گشایش فضای سیاسی برآورده کند و ناکامی خود در این زمینه را با اولویت دادن به سیاست خارجی توجیه کرده است اما به نظر میرسد که دیگر آن توجیه کاربردی ندارد. انتخابات مجلس شورای اسلامی در صورت پیروزی میانهروها و اصلاحطلبان میتواند یک فرصت طلایی برای دولت باشد.
اگر ترکیبی از میانهروها و اصلاحطلبان اکثریت کرسیهای مجلس آینده را از آن خود کنند دو اتفاق قابل پیش بینی خواهد افتاد. نخست این که دست حسن روحانی برای ایجاد تغییر در کابینه و ارائه لوایح دلخواهش بازتر خواهد شد و دوم این که وعدههای عقب افتادهاش نظیر رفع حصر از رهبران جنبش سبز ممکن است مجالی برای تحقق پیدا کند. انتخابات مجلس شورای اسلامی از این منظر همچون سکوی پرشی برای روحانی است. سکویی که در حال حاضر بیشتر به صخرهای سنگی شباهت دارد و اصولگرایان دارای اکثریت در آن ترجیح میدهند که همین شکل و شمایل کنونی اش حفظ شود. تغییر در کرسیهای مجلس به معنای تغییر در موازنه نیروهای سیاسی هم هست.
در حال حاضر حامیان دولت و اصلاحطلبان انگیزه فراوانی برای نزدیکشدن به اصولگرایان میانهرو دارند. آنها از تشکیل ائتلافی استقبال میکنند که هدف از آن تضعیف بخش تندرو اصولگرایان باشد. در تصویر بزرگ از صفبندی نیروهای سیاسی ایران هم میتوان دید که تندروها تا حدودی به حاشیه رفتهاند اما باید در نظر گرفت که صحنه سیاسی ایران همیشه مستعد اتفاقهای غافلگیر کننده است.
فرصتی برای رونق کسب و کار؛علی اصغر رمضانپور/ تحلیلگر سیاسی
انتخابات مجلس شورای اسلامی همواره عامل مهمی در شکل دادن به تحولات در درون جمهوری اسلامی بوده و از اهمیت زیادی برخوردار بوده و هست. اما مجلس خبرگان رهبری به دلیل محدودیت های ساختاری برای مشارکت مردمی در آن بیشتر اهمیتی نمادین داشته و سهم مستقلی در شکل دادن مناسبات قدرت نداشته است. در دروه اخیر به دلیل مطرح شدن مساله امکان شورایی شدن رهبری و شدت یافتن تقابل میان رده های بالای روحانیت حاکم بر ایران و انتقادهای اکبر هاشمی رفسنجانی از قدرت یابی تندرو ها، انتخابات خبرگان رهبری نیز اهمیتی بیش از دوره های پیش یافته است. اما با توجه به دست بازتر شورای نگهبان در رد صلاحیت ها در انتخابات خبرگان نمی توان به رسیدن به خبرگانی چندان متفاوت از خبرگان فعلی امید زیادی داشت.
در انتخابات مجلس شورا شرایط متفاوت است و اگر دولت روحانی موفق شود توافق بر سر برنامه اتمی را به مرجله اجرا برساند، می توان امیدوار بود، با وجود رد صلاحیت های شورای نگهبان مجلسی شکل بگیرد که تندرو های کمتری داشته باشد و میانه رو ها نفوذ بیشتری داشته باشند. چنین مجلسی به تغییر فضای سیاسی به نفع دولت روحانی و در نتیجه به زنده ماندن امید به بهتر شدن فضای کسب و کار در ایران و مناسبات کم تنش تر با جهان منجر می شود.
پایان دوران هاشمی، تثبیت حلقه محمد یزدی؟؛ حسین رسام/ تحلیلگر سیاسی
فارغ از این که انتخابات در ایران را آزاد و رقابتی بدانیم یا نه، در اهمیت و تاثیر انتخابات بر تحولات سیاسی ایران تردیدی نیست. هر انتخابات صحنه بدهبستان حلقههای قدرت، سکوی پرش بازیگران تازه، نمایشگر جایگاه آونگ سیاست بر پیوستار توزیع قدرت سیاسی، راوی تحولات درونی جمهوری اسلامی و نهایتا دماسنج افکار عمومی است. مجلس سوم و یکهتازی خط امامیها، مجلس پنجم و سربرآوردن تکنوکراتها، مجلس هفتم و حذف اصلاح طلبان و مجلس نهم و حرکت از منتهیالیه راست به مرکز تنها چند نمونهاند. مجلس خبرگان چهارم که به سال نهمش رسیده عرصه زورآزمایی شیفتگان نظریه کشف و هواداران ایده نصب، محل ظهور گسلهای تازه در راس هرم قدرت جمهور اسلامی، صحنه اوج گیری و به حاشیه رفتن هاشمی، و نردبان ترقی چهرههای تازهای همچون احمد خاتمی و صادق لاریجانی بوده است.
مجلس شورای دهم میتواند پایان دوران اصلاح طلبی، آن گونه که ما میشناختهایمش، باشد. سربرآوردن شکافهای تازه در اردوگاه اصولگرایان و تقسیم آن به عملگرایان و اقتدارگرایان میتواند تعریفی تازه از مرکزگرایی در پیوستار سیاسی جمهوری اسلامی دهد. یک سال پایانی دولت حسن روحانی با این نقطه ثقل تازه معنی مییابد و مجلسی که شاید سربزنگاه از پشت بر او خنجر زند. مجلس بعدی همچنین میتواند تعریفی تازه از قدرت پیرامونی یا قدرت برآمده از ۱۷۵ حوزه انتخابیه تک نماینده بدهد. آیا اقتدارگرایان و نیروهای نظامی-امنیتی نزدیک به آنها رگ خواب میلیونها رای دهنده در این حوزههای انتخابیه را به دست گرفتهاند یا حوزههای کوچک رایدهندگانی مطالبهجو پروردهاند.
پرسش بزرگ مجلس خبرگان پنجم این است که آیا شاهد پایان دوران هاشمی و تثبیت اقتدار تمام عیار حلقه محمد یزدی خواهیم بود. نتیجه این تثبیت قدرت در بیشتر به چشم آمدن رهبر در انتظار جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟ یک سال پس از انتخابات مجلس خبرگان پنجم نوبت به دوره هفتم مجمع تشخیص مصلحت خواهد رسید. میتوان حدس زد آینده رهبری مجمع متاثر از نتیجه این انتخابات خواهد بود.
انتخابات پیش روی دو مجلس در اسفند ماه ادامه دگردیسیهای چهار دهه گذشته است. نتیجه این دو انتخابات تاثیر مهمی در ترسیم نقشه راه تعامل جمهوری اسلامی با دنیا خواهد داشت.
اهمیت تعیین جانشین رهبری؛مرتضی کاظمیان/ تحلیلگر سیاسی
در نگاه نخست، و در کوتاهمدت، دو انتخابات مجلس و خبرگان رهبری منجر به تغییر معناداری در ساختار سیاسی قدرت و نیز وضع اجتماعی ـ سیاسی ایران نخواهد شد. بهویژه که این دو انتخابات، بهدلیل متأثر شدن از نظارت استصوابی و دیگر محدودیتها و سانسورها و فشارها علیه جامعه مدنی و کنشگران آن، آزاد و سالم و منصفانه برگزار نمیشوند.
اما اگر مهمترین خروجی مجلس نمایشی و فرمایشی شده خبرگان را انتخاب جانشین رهبر کنونی بدانیم، و اگر بحث بیماری آیتالله خامنهای مورد توجه قرار گیرد، در آنصورت ترکیب مجلس خبرگان آتی ـ که قرار است هشت سال مستقر باشد ـ و نیز انتخابات آن، اهمیت مییابد. گو اینکه باز در نقطه نهایی (انتخاب رهبر آتی)، اعضای مجلس خبرگان درعمل نماینده باندهای اصلی قدرت یا برخی نیروهای موثر سیاسی خواهند بود؛ و کمتر به صفت فردی، اثری ویژه خواهند داشت.
مجلس برآمده از نظارت استصوابی نیز که مصوباتش باید از فیلتر شورای نگهبان عبور کند، تنها در برخی حوزهها (چون رأی به برخی وزرا یا پرسش از ایشان، نقد و تصویب بودجه، و نیز نطقهای پیش از دستور) میتواند مهم و موثر ارزیابی شود. نمیتوان در مورد اثربخشی مجلس ـ و طبیعتا انتخابات آن ـ مبالغه کرد. مجلس ششم با اکثریت اصلاحطلبان، شاهد مهمی از سقف اقدام و جایگاه پارلمان در جمهوری اسلامی است.
البته مجلس همسوتر با دولت و مطالبات اکثریت جامعه، میتواند مقوم و موید جامعه مدنی و خواستههای لایههای اجتماعی منتقد وضع موجود باشد و شود، و به گشایش تدریجی و اندک وضع سیاسی ـ اجتماعی، امداد رساند.
افزون بر آنچه گفته شد؛ آنچه دو انتخابات آتی را مهمتر میکند، تحرک و شوری است که در شبکههای اجتماعی میآفریند، و برای طیفهایی از کنشگران، فضا و بستر مناسبتر و کمخطرتری برای طرح خواستهها و آگاهیبخشی و تقویت ارکان جامعه مدنی ایجاد میکند.
بیعت بی اهمیت نیست؛مجید محمدی/ تحلیلگر سیاسی
با توجه به نظارت استصوابی، فقدان آزادیهای چهارگانه (رسانهها، بیان، تشکلها و اجتماعات)، امتیازات روحانیت و قدرت مطلقه ولایت فقیه در ایران انتخابات به معنایی که در جوامع دمکراتیک وجود دارد در ایران ممکن نیست. در ایران مردم می توانند با نامزدهای معرفی شده از سوی شورای نگهبان که همه خودی و وفادار هستند یا چنین می نمایند "بیعت" کنند. بیعت کمکی به دمکراتیزه شدن ایران نمی کند اما در این نظام بی اهمیت نیست چون جناحهای خودی با یکدیگر رقابت جدی بر سر منابع قدرت دارند و گاه از میان غیر خودیها (اکثریت مردم) یارگیری می کنند و به همین دلیل ممکن است به برخی مطالبات آنها توجه کنند.
در انتخابات مجلس دهم هم اصلاح طلبان مذهبی وفادار به ولایت فقیه و آیت الله خامنهای (اگر نباشند نمی توانند فعالیت کنند) و هم اقتدارگرایان عملگرا به بیعت غیر خودیها نیاز دارند و به همین دلیل غیر خودیها می توانند به شرط قرار گرفتن برخی از مطالبات حداقلی شان از نامزدهای یکی از طرفها حمایت کنند. امروز علی لاریجانی و جبهه رهروان ولایتش این آمادگی را برای کوتاه آمدن دارند. به عنوان مثال غیر خودیها می توانند از آنها به شرط پایان دادن رسمی به دشمنی با ایالات متحده (که جز خسارت چیزی برای مردم ایران نداشته) یا جمع کردن بساط گشت ارشاد حمایت کنند. برای غیر خودیها تفاوت زیادی میان محمدرضا عارف، محمدرضا خاتمی، علی مطهری یا علی لاریجانی نیست.
اما کار غیر خودیها در انتخابات مجلس خبرگان دشوارتر است. آنها بعید است که از رفسنجانی و همپیمانانش چیزی برای قدم گذاشتن در راه پاسخگو، نظارت پذیر و مقید کردن ولایت فقیه به قانون یا مطالبات روزمره به دست آورند. چهرههایی مثل حسن خمینی که یک عمر امتیازات حکومت دینی و وفاداری به ولایت فقیه به روایت حاکم را دریافت کردهاند بسیار بعید است که در سمت کاهش فشارهای ناشی از تمامیت خواهی گام بردارند.
مجلس خبرگانی که قرار است نامزدهایش توسط نامزدهای رقیب (امروز عضو شورای نگهبان) رد یا تایید صلاحیت شوند و نگرش حاکم بر آن تایید رهبر است و نه نظارت بر وی بعید است گامی در جهت تغییر فرایندهای سیاسی بردارد چه برسد به آن که آقای خامنهای را مورد نظارت و پاسخگویی قرار دهد. البته هر نامزدی که قدرت رهبر را به چالش بگیرد می تواند بیعت غیر خودیها را تا حدی به خود اختصاص دهد.
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar