رفتارهای تودهوار در اقتصاد ایران – بخش اول
تاریخ انتشار: ۲ شهریور, ۱۳۹۴
حمید بابایی*
سردرگمی و ابهام در مورد سرمایهگذاری مشکلی است که همواره دامنگیر دارندگان وجوه نقد در ایران بوده است. در ایران، سرمایه در گردش مردم، محل مناسب و مطمئنی برای خود نمییابد و هر بار با هجوم یکباره این سرمایهها به یکی از بازارهای ایران، آن بازار در نوردیده میشود و زندگی مردم از آن متاثر میگردد. در ایران ابهام در مورد سرمایهگذاری منجر به شکلگیری رفتارهای غیر عقلایی دستهجمعی سرمایهگذاران و صاحبان سرمایههای سرگردان شده است و در طی تکرار در طول دههها به صورت رفتار غالب در بین مردم در آمده است.
در اکثر کشورها مخصوصا کشورهای توسعهیافته، سرمایههای مالی مردم، جذب بازار سرمایه و باعث افزایش ارزش این بازارها شده و درنتیجه، تبدیل به پشتوانهای برای تامین سرمایه شرکتها گردیده است. اما در ایران به دلیل نبود شفافیت و همچنین فساد زیاد در بازارهای مالی، نبود وضعیت روشن و شفاف سیاسی، نبود نوآوری و کارآفرینی، تکیه بسیار بر واردات، بدبینی نسبت به سرمایهگذاری در سرمایه ثابت تولیدی و غیره، این سرمایهها تحت تاثیر رفتار یکباره و دستهجمعی افراد بین بازارهای مختلف منتقل میشود و نتایجی چون ایجاد تورم، ایجاد زیانهای هنگفت، رواج مشاغل کاذبی مانند دلالی، تخصیص غیر بهینه سرمایه، خروج سرمایه از بخش تولید، و ایجاد رکود بعد از خروج سرمایه به جا میگذارد. استفاده از نظریه رفتارهای تودهوار و دستهجمعی افراد برای توضیح تحولات بازارهای مالی در طی سالهای اخیر، مورد توجه اقتصاددانان مالی قرار گرفته است. بازارهای مالی هرازگاهی رفتارها و روندهایی از خود نشان میدهند که فرض کارا بودن این بازارها را با شک و تردید همراه میکند در حالی که اقتصاددانان رفتارهایی را در بین سرمایهگذاران شناسایی کردهاند که علت برخی روندهای نابهنجار قیمتی در این بازارها را توضیح میدهد. از مهمترین این رفتارها میتوان به رفتار گلهای هردینگ (herding)، اعتماد بیش از حد یا کاذب (over confidence)، و واکنش بیش از حد (over reaction)، اشاره کرد.
در ایران هر یک از این رفتارها به صورت مکرر در بازارهای مختلف مالی و غیر مالی و بخشهای مختلف اقتصادی در حال وقوع بوده و باعث ایجاد روندهای غیر عقلایی در رشد و زوال ارزش داراییهای مختلف شده است.
رفتار هردینگ در اثر نبود اطلاعات و یا در اثر عدم دسترسی بسیاری از افراد به اطلاعات اقتصادی و صرفا بر مبنای رفتار دیگران شکل میگیرد و میتواند به تنهایی تحولات اقتصادی بسیاری را رقم بزند. این رفتار بدین شکل روی میدهد که افراد از وضعیت موجود آینده مطلع نبوده صرفا مطابق با تصمیم دیگران به خرید و فروش یا فعالیت اقتصادی خاصی دست میزنند. به عبارت دیگر، افراد چون برآورد صحیحی از وضعیت موجود و آینده ندارند با این تصور غلط که دیگران با دسترسی به اخبار صحیح، تصمیم عقلایی اتخاذ کردهاند همجهت با دیگران تصمیم میگیرند و بدین ترتیب این شکل تصمیمگیری به صورت زنجیروار باعث میشود تا دستهی بزرگی از افراد همجهت با هم و بدون علم به نتیجهی کار، نسبت به خرید کالای سرمایهای خاص، فروش آن و یا شروع کسب و کار خاصی اقدام کنند.
رفتار تودهوار (over reaction) وقتی رخ میدهد که در واقع اطلاعات درست و معتبر نیز موجود است اما به دنبال انتشار اخباری که دلالت بر افزایش ارزش یک دارایی و یا کاهش آن دارد، ترس و هیجان باعث ایجاد تغییری بسیار بیشتر از افزایش و یا کاهش متناسب با اخبار شده معمولا منجر به شکلگیری حباب قیمتی در دارایی میشود. این امر در مورد بازارهای مالی ایران نیز صادق است. دهه ۷۰ خورشیدی، زمانی است که در ایران این رفتار در مورد کالاهای مصرفی بیش از هر زمان دیگر رخ میداد به طوری که به محض انتشار خبری در مورد کمبود قریبالوقوع کالایی، قیمت آن کالا به شدت بالا میرفت. تعیین نوع رفتار تودهوار که هر از گاهی در یکی از بازارهای ایران اتفاق میافتد کار آسانی نیست و نیازمند تحقیقات میدانی در سطح بازار است اما میتوان از روی شواهد موجود تا حدی در مورد این رفتارها در بعضی از بازارها اظهارنظر کرد. این رفتارهای غیرعقلایی و دستهجمعی در عرصه تولید نیز در ایران رخ داده و تولیدکنندگان زیادی را دچار زیان کرده است. در این خصوص میتوان به تولید اقلام کشاورزی از جمله میوه کیوی اشاره کرد در دههی ۷۰ با ورود به بازار ایران و به دلیل قیمت بالای آن، بسیاری از تولیدکنندگان محصولات کشاورزی تصمیم به تولید آن گرفتند و بسیاری از اراضی کشاورزی و حتی باغات نیمهی شمال کشور را تبدیل به باغات کیوی کردند به طوری که سطح زیر کشت این محصول بیش از حد مورد نیاز کشور رشد کرد در حالی که هیچیک از باغداران در آن زمان، ارزیابی دقیقی نسبت به نیاز مصرفی سالهای آتی این میوه نداشتند. امروز با افت نسبی قیمت این میوه به دلیل واکنش تودهوار بیش از حد بیست سال پیش باغداران شمال کشور، سود مورد انتظار این باغداران حاصل نشده است و بدین صورت این زمینها که میتوانست برای تولید محصولات مهم دیگر به کار رود، اتلاف شدهاند. ظهور برندهای مختلف در صنایع غذایی مثلا در تولید ماکارانی و غیره، و گرایش دستهجمعی به سمت استفاده از یک مدل لباس و پارچهی خاص در دههی ۷۰ خورشیدی همگی نمونههایی از رفتارهای تودهوار در تولید هستند.
یکی از عرصههای دیگری که شاهد رفتار تودهوار بوده تحصیلات عالی در ایران است به طوری که متقاضیان ورود به دانشگاه و بیشتر دانشجویان کمترین اطلاع را از ماهیت رشتههای دانشگاهی، وضعیت اقتصادی کشور و زمینههایی که بتوان در آن رشد کرد دارند و مراکزی هم که بتوانند برای متقاضیان در این زمینه اطلاعرسانی کنند بسیار ضعیف عمل میکنند. متقاضیان ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران غالبا بر مبنای رفتار سایر رقبا در مورد تحصیلات خود تصمیم میگیرند و همین امر، باعث شده تا اولا ورود به رشتهها نه بر مبنای آگاهی از ماهیت هر رشته و زمینههای مورد نیاز کشور بلکه بر مبنای جهت حرکت سایرین رقم بخورد. ثانیا تعداد فارغالتحصیلان شماری از رشتهها پس از اشباع بازار کار آن همچنان با همان شدت قبلی در حال انباشته شدن باشد. برای مثال ایران با آنکه از لحاظ جمعیت در رتبه ۱۶ جهانی قرار دارد اما پس از آمریکا و روسیه سومین دارنده تعداد مهندسان است آن هم مهندسانی که کسر بزرگی از بیکاران در کشور را تشکیل میدهند. نکتهی جالب اینکه با وجود آنکه بسیاری از فارغالتجصیلان برای سالها از یافتن شغل ناتوان هستند اما این جریان تودهوار همچنان ادامه دارد به طوری که امروز به مرحله دکترای تخصصی نیز رسیده و دانشگاهای کشور را وادار کرده که در واکنش به این موج تودهوار متقاضیان، اقدام به پذیرش تعداد زیادی دانشجوی دکترای تخصصی کنند؛ در حالی که بسیاری از این دانشگاهها شرایط و صلاحیت تربیت دکترا را ندارند. برای مثال تا سال ۸۴ کمتر از هشت هزار دانشجوی دکترای تخصصی غیر پزشکی در کشور وجود داشت اما امروز این رقم به بیش از پنجاه و هشت هزار نفر نیز رسیده است. اگر تعداد ورودیهای این مقطع را در نظر بگیریم متوجه میشویم که در رشتههای مهندسی این تعداد برابر با تعداد ورودیهای دوره لیسانس در اوایل دهه ۷۰ است. این امر باعث خواهد شد تا ایران در مدت کوتاهی با بحران جدیدی به نام بحران دارندگان دکترای تخصصی مواجه شود. در حالی که نگاهی به پایاننامههای آنها نشان میدهد که این پایاننامهها بعضا در حد یک مرور ادبیات ضعیف و دارای کمترین نوآوری و خلق ایدههای جدید هستند.
——————————————
* حمید بابایی دانشجوی مقطع دکترای فایننس در دانشگاه لییژ بلژیک است. او در مردادماه ۱۳۹۲ در سفری به ایران بازداشت شد و در حال حاضر، محکومیت شش سال حبس خود را در زندان رجاییشهر کرج سپری میکند.
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar