فردریک فورسایت، نویسنده بریتانیایی داستانهای جاسوسی فاش کرده است که بیش از ۲۰ سال برای امآی ۶، واحد خارجی سرویس اطلاعاتی بریتانیا کار میکرده است.
او در زندگینامه خود با عنوان "بیگانه؛ زندگی من" که تازه منتشر شده، این اطلاعات را فاش کرده است.
طرفداران این نویسنده، سالها بود که گمان میبردند با توجه به جزئیات داستانهای جاسوسی، او حتما برای داستگاههای اطلاعاتی بریتانیا فعالیت میکرده است.
فورسایت که کتابهایی چون روز شغال،پرونده اودسا و سگهای جنگ را نوشته به بیبیسی گفته است که از او خواسته شده بود که در جریان جنگ بیافرا در سالهای پایانی ۱۹۶۰ از نیجریه اطلاعات بفرستد.
او گفته که در آن سالها ماموری اطلاعاتی به او نزدیک شده و از او خواسته که "به آنها بگوید (در نیجریه) چه خبر است".
فورسایت میگوید که در آخرین سال جنگ داخلی بیافرا در سال ۱۹۷۰ او علاوه بر نوشتن گزارشهای خبری برای رسانهها، گزارشهایی هم برای "دوست جدیدش" میفرستاده است.
به گفته فورسایت، امآی ۶ میخواسته مطمئن شود که خبر کشته شدن کودکان در جریان این جنگ واقعیت دارد.
این نویسنده ۷۷ ساله گفت: "وزارت امور خارجه (بریتانیا) کشته شدن کودکان در جنگ داخلی را تکذیب میکرد، چون (دولت) از رژیم دیکتاتور نیجریه حمایت میکرد. باعث تعجب است که امآی ۶ دیدگاه متفاوتی داشت."
Image copyrightImage captionروز شغال از مشهورترین فیلمهای معمایی تاریخ سینماست
فورسایت گفت که مانند بسیاری دیگر، او برای کاری که انجام میداده حقوقی دریافت نمیکرده است. چون به گفته او بسیاری بودهاند که رایگان و داوطلبانه حاضر به همکاری با امآی۶ بودند.
او که به عنوان خبرنگار برای رسانههای چون رویترز و بیبیسی کار میکرده، بسیاری از کتابهای داستانیاش را بر اساس تجربیات شخصی خود در کشورهای مختلف نوشته است.
آثار فورسایت که به بیش از بیست کتاب میرسد به دهها زبان از جمله فارسی ترجمه شدهاند و بیش از ۷۰ میلیون نسخه از آنها در سراسر جهان فروخته شده است.
تازهترین کتاب او فهرست قتل نام دارد که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.
روز شغال که از مشهورترین رمانهای جاسوسی جهان است و به ماجرای ترور ژنرال دوگل میپردازد، در سال ۱۹۷۳ به کارگردانی فرد زینهمان ساخته شد.
فیلم دیگری با عنوان شغال با اقتباس از این کتاب در سال ۱۹۹۷ با بازی بروس ویلیس و ریچارد گییر به روی پرده رفت که نتوانست موفقیت نسخه اولیه را تکرار کند.
مقامهای محلی در ولایت غور، در مرکز افغانستان، از اجرای حکم شلاق بر دو جوان 'به جرم زنا' خبر دادهاند. حکم این دو جوان که یک پسر و دختر ۲۲ و ۲۱ ساله هستند، در ملاء عام اجرا شده و به گفته مقامهای محلی، هر کدام از آنها ۱۰۰ ضربه شلاق خوردهاند. این مقامها فیلمی از اجرای حکم شلاق این دو جوان را نیز به رسانهها فرستادهاند.
نظر شما درباره شلاق زدن دو جوان در غور چیست؟ با توجه به اینکه این حکم، در ملا عام اجرا شده، این کار چه تاثیری بر جامعه می گذارد؟
سخنگوی ولایت غور به بیبیسی گفت که این دو جوان در چهار جلسه به جرم خود اعتراف کردهاند، اما مشخص نیست که این اعتراف چگونه و تحت چه شرایطی گرفته شده است. این سخنگو میگوید که در هر چهار جلسه، وکیل مدافع متهمان حضور داشته و اجرای حکم شلاق برای این دو جوان را مطابق با شریعت و قانون جزای افغانستان میخواند.
آیا شما قانون جزای افغانستان را که براساس آن حکم شلاق این دو جوان اجرا شده، کارآمد میدانید یا فکر میکنید این قانون، نیاز به بازنگری دارد؟
این دومین بار در چهارده سال اخیر است که در مناطق تحت کنترل دولت افغانستان، حکم شلاق در ملاء عام اجرا میشود. حدود سه ماه پیش هم در ولسوالی ولایت ارزگان، یک جوان به جرم "زنا" در ملاء عام شلاق زده شد. بیش از آن، از مناطق تحت کنترل شورشیان، گزارشهایی از شلاق زدن متهمان میرسید.
ارزیابی شما از چگونگی اجرای "قانون شریعت" در دادگاههای صحرایی طالبان و دادگاه های رسمی دولت چیست؟
انتشار خبر و تصاویر شلاق زدن دو جوان در ولایت غور، واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی ایجاد کرده است و برخی از کاربران، برای حذف مجازات شلاق، کمپین اینترنتی راه انداختهاند.
به نظر شما این واکنشها و کمپین ها، چقدر در اصلاح قوانین تاثیر دارد؟
اگر میخواهید در نوبت شما شرکت کنید میتوانید اطلاعات تماس خود را برای بیبیسی فارسی بفرستید تا با شما تماس گرفته شود.
تماس با نوبت شما:
شمارههای تلفن: ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۰۷۷ و ۰۰۴۴۲۰۷۷۶۵۰۰۷۸
پیامک: ۰۰۴۴۷۸۹۴۶۲۱۱۱۹
ایمیل: shoma@bbc.co.uk
فیسبوک: facebook.com/bbcshoma
توییتر: bbcshoma@
همچنین می توانید دیدگاههای خود را در این باره در فرم نظرخواهی زیر بنویسید تا در برنامه نوبت شما مطرح شود.
تغییرنامِ بخش بینالملل جشنواره فجر به "جشنواره بینالمللی فیلم ایران" طی چند روز گذشته واکنش بسیاری از چهرهها و رسانههای اصولگرا را برانگیخته است.
دو هفته پیش رئیس سازمان سینمایی طی حکمی رضا میرکریمی، مدیرعامل خانه سینما را به سمت دبیری جشنواره بینالمللی فیلم ایران منصوب و ابراز امیدواری کرد حال که با توافق هستهای "درهای جهان به روی فرهنگ و هنر ایران بزرگ بار دگر گشوده" شده، برگزاری این جشنواره در دوره بعدی -اردیبهشت ۹۵- استقبالی قابل توجه را در پی داشته باشد.
مطرح کردن عنوان تازه بخشِ بینالملل جشنواره در حاشیه این حکم نتوانست مانع از حملات شدید مخالفان به سازمان سینمایی شود.
اصولگرایان و رسانههای نزدیک به آنها میگویند حذف نام "فجر" که اشاره به دهه پیروزی انقلاب ایران دارد، به معنای عدول از "آرمانهای انقلاب اسلامی" بوده و این "عقبنشینی" بر خلاف دستورات اخیر رهبر ایران مبنی بر "بستن راه نفوذ غرب" در کشور پس از توافق هستهای است.
اما رئیس سازمان سینمایی در مصاحبهای با خبرگزاری مهر این تصمیم را چنین توضیح داد: "برگزاری دو بخش از یک جشنواره در دو سال مختلف و با یک نام چندان زیبنده نیست و موجب سردرگمی مخاطبان و مهمانان خواهد شد در نتیجه پس از بررسی های طولانی و نشست های مختلف کارشناسی به این باور رسیدیم که به جای برگزاری ناقص و کم تاثیر بخشی به عنوان بین الملل و بخش دیگری به عنوان ملی هر دو اتفاق را با شکوه و درست برگزار کنیم".
همصدا با رسانههایی مانند خبرگزاری فارس و روزنامه جوان، برنامه خبری "۲۰:۳۰" اخیرا در قالب گزارشی به انتقاد از این تصمیم پرداخت و در نهایت حذف کلمه "فجر" از نام جشنواره را در تناسب با محتوای بسیاری از فیلمهای حاضر در آن دانست که "هیچ سنخیتی با ارزشها و اهداف انقلاب اسلامی ندارند".
آقای ایوبی نه تنها روز بعد در نامهای تند به محمد سرفراز، رئیس صدا و سیما این برنامه را به نشر اکاذیب و "تشویش افکار عمومی نسبت به برنامه های سازمان سینمایی" متهم کرد، بلکه در نوشتهای جداگانه در وبسایت شخصیاش برنامه "۲۰:۳۰" را "غیرقابل اعتماد" خواند و از بقیه نیز خواست که به "دوربین نامحرم" این برنامه خبری اعتماد نکنند.
او به علاوه در نوشته کوتاه دیگری مدیران دولت قبل را بانی بحران ایجاد شده پیرامون این تصمیم سازمان سینمایی دانست و با اشاره تلویحی به سوابق این افراد به آنان اخطار داد: "نگذارید پردهها برافتد".
کمتر از یک هفته پیش رئیس سابق سازمان سینمایی، جواد شمقدری طی یادداشتی در وبسایت "سینماپرس" به جدا شدن بخش ملی و بینالملل و حذف کلمه "فجر" به شدت تاخته و این اقدام را تسهیلکننده "نفوذ فرهنگی دشمن" در کشور در فضای پس از توافق معرفی کرده بود. او ادعا کرد که هیچ بعید نیست "در یک گام دیگر، این جشنواره به نام تهران تغییر یابد و دوباره "فستیوال فیلم تهران" زنده شود.
فستیوال فیلم تهران جشنوارهای بود که پیش از انقلاب و بین سالهای ۵۱ تا ۵۶ با بودجهای قابل توجه برگزار میشد و در دورههای محدود برگزاریاش توانست برخی از مشهورترین چهرههای سینمایی جهان را به ایران بکشاند. این رویداد مانند سایر اقدامات فرهنگی عصر پهلوی همواره در ایران پس از انقلاب مورد حمله قرار گرفته است.
یکی دیگر از مقامات منسوب به دولت قبل که در مورد این تغییر نام موضع گرفت محمد حسینی، وزیر ارشاد دولت دوم محمود احمدی نژاد بود که بکارگیری نام "ایران" به جای فجر را یادآور شعار "جمهوری ایرانی" در حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ دانست و گفت تصمیم به حذف کلمه "فجر" از نام جشنواره در واقع " چراغ سبزی است به غربیها و عناصر معاند که نشان بدهد هر فردی با هر فیلمی که علاقه داشت میتواند در آن حضور پیدا کند".
تغییر در نحوه برپایی جشنواره فجر و بیرون آمدن بخش بینالملل از سایه بخش سینمای ایران از سال گذشته کلید خورد و اردیبهشت امسال بخش بینالملل برای بار نخست به صورتی جداگانه برگزار شد. به موجب حکم اخیر آقای ایوبی بخش بینالملل جشنواره با مدیریت رضا میرکریمی در اردیبهشت ۹۵ و سه ماه پس از بخش ملی (بهمن ۹۴) برگزار خواهد شد.
Image copyrightisna
طبق رویه معمول در مورد حواشی سینمای ایران، چهرههایی از سایر نهادهای رسمی نیز در روزهای گذشته به میدان آمدند.
نصرالله پژمانفر، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس با این ادعا که برخی با مطرح کردن "ایرانیّت" در صدد "تضعیف جایگاه انقلاب اسلامی" هستند از مخالفت خود با تفکیک دو بخش جشنواره و حذف کلمه "فجر" از عنوان آن خبر داد و گفت مجلس تلاش خواهد کرد جلوی این تغییر نام را بگیرد.
حسن بنیانیان، رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در برنامه تلویزیونی "سینما معیار" این تغییر را "غیرمنتظره" خواند و وعده داد شورای عالی انقلاب فرهنگی از دولت بابت این تصمیم توضیح خواهد خواست.
دعوای کهنه با خانه سینما
گذشته از درگیریهای همیشگی بر سر "ارزشها"، به نظر میرسد بخشی از مخالفتهای چهرههای نزدیک به دولت قبل به سِمت آقای میرکریمی به عنوان مدیرعامل خانه سینما باز میگردد. یکی از رسانههای نزدیک به سازمان سینمایی دولت قبلی همزمان با مطرح شدن زمزمههای انتصاب آقای میرکریمی به عنوان دبیر بخش بینالملل جشنواره، تغییرات یاد شده را در تصمیمی در راستای "واگذاری تدریجی" این بخش به خانه سینما ارزیابی کرده بود.
جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی دولت دهم نیز در بخشی از یادداشت اخیرش در سایت "سینماپرس" به آقای میرکریمی به عنوان یکی از مدیران خانه سینما حمله کرده و نوشت: "فراموش نکنیم در دوران مسئولیت چه کسی در خانه سینما بود که عمده هویت انقلابی و اسلامی اساسنامه خانه سینما محو گردید. تا جایی که شرط اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی در ماده یازدهم اساسنامه از شروط عضویت در هیأت مدیره حذف شد و امروز تحت مسئولیت دبیری همان فرد، عنوان فجر از مهمترین جشنواره فیلم کشور حذف می گردد".
آقای میرکریمی در واکنش به انتقادات در صفحه فیسبوک خود نوشته که علاقهای به شرکت در مسابقه "خود بیش ارزشمدارپنداری" ندارد و شان خود را " در حد پاسخ گویی به آدمهای مریضی که پشت این جوسازیها هستند" پایین نخواهد آورد.
Image copyrightIlna
با بالا گرفتن دعواها بر سر وجود یا عدم وجود کلمه "فجر" در نام جشنواره، آنچه بدان پرداخته نمیشود چند و چون برگزاری این جشنواره توسط دبیر جدید و راهبردهاییست که بکارگیری آنها میتواند ارتقا کیفی مهمترین رویداد سینمایی ایران را در پیداشته باشد.
برخی از منتقدان تغییر نام ناگهانی یک جشنواره بعد از بیش از سه دهه را حرکتی عاقلانه نمی دانند و یا برگزاری آن در دو زمان متفاوت را قدمی در راستای بهبود کیفیت نمیبینند اما بیشتر دستاندرکاران سینما معترفند که حتی پیش ازین تغییر نام نیز شیوه برگزاری این جشنواره "بینالمللی" شباهتی به هیچ کدام از رویدادهای سینمایی استاندارد جهان نداشته است.
در بخش بینالملل جشنواره فجر نه تنها برخلاف سایر جشنوارههای معتبر آثار متناسب با صلاحدید برگزارکنندگان سانسور میشوند، بلکه به دلیل محدودیتها بسیاری از فیلم های روز جهان اساسا قابلیت نمایش را نمییابند و فیلمسازان معتبر هم معمولا به حضور در این جشنواره علاقهای نشان میدهند. دولت جدید - حتی اگر جنجالهای تغییر نام این جشنواره فروکش کند- راهی دراز و دشوار برای تبدیل "جشنواره بینالمللی فیلم ایران" به یک جشنواره استاندارد بینالمللی در پیش خواهد داشت.
Image copyrightalwelayah.netImage captionنظریات محمد باقر صدر تأثیر زیادی در شکل گیری مفهوم بانکداری اسلامی داشته است
روز دهم شهریور در ایران روز بانکداری اسلامی نام گرفته است و هر سال «همایش بانکداری اسلامی» برگزار میشود.
در شهریور سال ۱۳۶۲ قانون «بانکداری بدون ربا» تصویب شد که مشتمل بر ۲۷ ماده و چهار تبصره بود. این قانون خطوط کلی بانکداری اسلامی را تعیین میکرد.
با این حال، این روش بانکداری در جمهوری اسلامی منتقدانی دارد، به طوری که محمد تقی مصباح یزدی در سال ۸۲ اعلام کرد که جمهوری اسلامی از رباخوارترین حکومتهاست.
در بانکداری اسلامی، الگوی تثبیت شدهای وجود ندارد. برخی محققان تلاش کردند تفاوت آن را با بانکداری متعارف مبتنی بر ربا نشان دهند، اما برخی همچنان معتقدند که ربا از بانکهای ایران رخت بر نبسته و تنها شکل دیگری یافته است.
ربا در معنای لغوی یعنی فزونی و زیادی. فقها معتقدند که ربا حرام است و به قرآن ارجاع میدهند که چهار بار آن را مورد مذمت قرار داده است.
در قرآن از ربا به عنوان «گناه کبیره» و «جنگ با خدا» یاد شده است.
اقتصاد
فقهای اسلامی درباره اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی نظریاتی ابراز کردهاند. مطابق با غالب منابع، نظریات محمد باقر صدر تأثیر زیادی در شکل گیری مفهوم بانکداری اسلامی داشته است.
صدر از فقهیان شیعی عراقی بود که مخالف سیاسی نظام وقت عراق بود. گفته میشود که او در سال ۱۳۵۹ به دستور صدام حسین کشته شد.
آقای صدر قبل از تأسیس جمهوری اسلامی، شیوه اقتصاد اسلامی و نظام بانکداری اسلامی را مطرح کرده بود.
او ضمن تألیف کتابهایی در زمینه فقه و فلسفه، آثاری مانند «اقتصاد ما» و «بانک بدون ربا در اسلام» نیز دارد.
بنا به نوشته حسین حشمتی مولایی، مدرس دانشگاه و عضو انجمن علمی اقتصاد اسلامی، اندیشه صدر درباره بانکداری مبتنی دو فرض است: «حذف بهره وام با توجه به تحریم ربا در اسلام و وساطت بانک بین صاحبان سپرده و متقاضیان اعتبار بانکی که باید بر اساس ضوابط شرعی صورت گیرد».
بانک منهای ربا
Image copyrightTASNIMImage captionمحمدتقی مصباح یزدی گفته است که نظام بانکی ایران هنوز ربوی است
به نوشته سایت بانک ملی ایران، فکر بانکداری اسلامی به دغدغه رواج «ربا» برمیگردد که «مسلمانان استقبال چندانی از تودیع پول در بانکداری ربوی [بانکهایی که بر مبنای ربا هستند] نداشتند و سرمایههای خود را به طور معمول در این بانکها سپرده گذاری نمیکردند».
از اینرو مهمترین مسئله برای فقهایی که در پی اقتصاد اسلامی بودند، مسئله حذف ربا از سیستم بانکی بود.
صدر در کتاب «بانک بدون ربا در اسلام»، با استناد به فقه و شریعت، «الگوی جدید تنظیم روابط بانک با سپردهگذاران و سرمایهگذاران» را مطرح کرد. هدف او در این کتاب، ارائه راهحلی اسلامی برای بانکها در کشورهای اسلامی بود.
به نظر او بانک اسلامی، رابط بین سپردهگذار و سرمایهگذار است که باید بدون ربا عمل کند.
صدر معتقد بود که بانک باید به گونهای باشد که بتوان با حفظ شیوه بانکداری متعارف فعلی و حذف نقاط منفی آن (ربوی بودن) از طریق استناد به فتاوای مشهور و همچنین حفظ نقاط قوت این بانکداری همانند نقل و انتقال پول به اصلاح آن پرداخت.
اما فرق بانکداری اسلامی و بانکدار ربوی چیست؟
وکیل
ایدهآل برای بانکداری اسلامی حذف ربا است یعنی هیچ گونه پول اضافی تحت عنوان پاداش کار بین دهنده وام و گیرنده وام رد و بدل نشود، اما چون به اعتقاد برخی فقها شرایط عملیاتی کردن آن مهیا نیست، پس روشهایی را که شریعت تأیید میکند باید جایگزین ربا کرد.
به همین دلیل در بانکداری اسلامی به جای ربا، از واژه سود استفاده میکنند.
ربا از طرف وام دهنده تعیین میشود و نرخ ثابت آن از قبل مشخص است و پرداخت ربا در هر حالتی برای وامگیرنده الزامی است، در حالی که سود «قبل از تحقق حالت التزام دارد و پس از تحقق حالت الزام»، به این معنا که در تئوری، تنها در صورت تحقق سود قابل پرداخت است.
الگوی بانکداری اسلامی مدعی است که سود بر اساس توافق طرفین تعیین میشود و «به نسبتهای مورد توافق پرداخت میشود»، اما در بانکداری متعارف یا ربوی، رابطه بین وام دهنده و وام گیرنده رابطه یکسویه است و به همین دلیل، پرداخت ربا برای وام گیرنده در هر حالتی الزامی است.
خلاصه اینکه سود مبنای شرعی دارد و ربا فاقد مجوز شرعی است.
گفتنی است بانک در نوشتههای صدر به عنوان «وکیل سپردهگذار» توصیف میشود.
سه نظریه
حسین حشمتی مولایی، مدرس دانشگاه و عضو انجمن علمی اقتصاد اسلامی، معتقد است که در رابطه با بانکداری اسلامی سه نظریه رایج است.
نظریهای که میگوید هیچ گونه سود یا بهرهای بین بانک و سپردهگذار رد و بدل نشود و هزینههای اداری بانک را دولت تأمین کند. به نظر نویسنده چنین نظری در سیستم اقتصادی سوسیالیستی ممکن است. این شیوه همان شیوه قرضالحسنهای است.
نظریه دوم میگوید که مفهوم سود را باید از ربا جدا کرد و «بین عرضه و تقاضای منابع قابل استقراض برای سرمایهگذاری به کمک نرخ بهره، همواره تعادل لازم را برقرار کرد». بنابراین «نرخ سود یا کارمزد از قبل تعیین میشود و زمینه لازم برای ورود سپردهگذاران و سرمایهگذاران را فراهم میکند».
نظریه سوم هم روش مشارکتی را پیشنهاد میکند که طبق آن سپردهگذار و سرمایهگذار در سود و زیان شریک هستند.
نظریه کلی حذف ربا، همه نظریات مختلف درباره بانکداری اسلامی را «به مثابه زیرمجموعهای در نظام عمومی حذف ربا» میبیند.
به این ترتیب، سه نظریه پیشین با آنکه منتقدانی دارد، اما چون همگی در راستای حذف ربا هستند، بنابراین طبق نظریه آخر، میتوان همه را معتبر دانست، هرچند هیچ یک از آنها، دست کم هنوز به طور کامل در بانکهای ایران اجرا نمیشوند.
در پی بستری شدن محمدرضا شجریان، خواننده موسیقی ایرانی در بیمارستانی در تهران، روز گذشته (دوشنبه) حسین فریدون، دستیار ویژه و برادر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به عیادت او رفت.
عکس عیادت دستیار ویژه رئیس جمهور از آقای شجریان در صفحه اینستاگرم منسوب به حسن روحانی منتشر شده است.
در زیر این عکس نوشته شده: "حسین فریدون، دستیار ویژه رئیس جمهور، به عیادت استاد آواز ایران محمدرضا شجریان رفت تا از نزدیک جویاى احوال وى شود. حسین فریدون حامل سلام رئیس جمهور بود و برای استاد شجریان آرزوی سلامتی کرد. دستیار ویژه رئیس جمهور همچنین با پزشک معالج استاد گفتگوی کوتاهی داشت و از روند درمان ایشان جویا شد."
بنا بر گزارشها محمدرضا شجریان، ۷۵ ساله، هفته گذشته به دلیل مشکلات ریوی در بیمارستان بستری شد.
آقای شجریان در مصاحبههای خود گفته که در چند سال اخیر بارها به درخواست های او برای برگزاری کنسرت در ایران پاسخ منفی داده شده است.
آخرین کنسرت شجریان در ایران به سال ۱۳۸۷ باز میگردد و کنسرتهای او در این سال ها به خارج از کشور محدود بوده است.