کارنامه اقتصادی ضعیف روحانی و دوراهی دشوار غرب
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردین, ۱۳۹۵
سعید قاسمینژاد (پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها و از بنیانگذاران دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال ایران)
حسن روحانی، به تازگی معاملهی هستهای تابستان گذشته را «آفتابی تابان» برای جمهوری اسلامی خوانده است.
اگر حرف او درست باشد، پس این آفتاب هنوز بر مردم ایران نتابیده است. “مرکز آمار ایران” اخیرا اعلام کرد که رشد اقتصادی بین ماههای مارس و دسامبر ۲۰۱۵ (فروردین تا آذر ۱۳۹۳) تازه به ۰/۷ درصد رسیده است.
رشد بسیار کند به همراه افزایش نابرابری به این معنا است که روحانی سه سال پس از انتخاب شدن با وعدهی رشد اقتصادی، در عمل کردن به آن شکست خورده است.
کارنامهی ضعیف اقتصادی روحانی احتمال انتخاب مجدد او را کاهش میدهد. او برای بازگشتن از این مسیر به ورود پول و سرمایهگذاری خارجی مستقیم نیاز دارد. در شرایط کنونی و سیستم پیچیدهی تحریمهای بینالمللی موجود، تحقق این امر، نیازمند کمکهای ویژه از سوی ایالات متحده و اروپا است که رهبرانشان از موفقیت معامله هستهای و همچنین روحانی نفع میبرند.
تندروهای داخل ایران با آگاهی از این موضوع، با افزایش حمایتشان از تروریسم و تلاش برای دستیابی به موشکهای قارهپیما سعی در به چالش کشیدن غرب دارند. رهبران غربی اکنون بر سر یک دوراهی قرار دارند: مجازات کردن ایران به خاطر رفتار یاغیانه، یا چشمپوشی از آن و تشویق شرکتها به سرمایهگذاری در اقتصاد در حال سقوط تهران.
کمکهای مالی هنگام تحریم که ایران از سال ۲۰۱۳ دریافت کرده به رشد و توسعه اقتصادی پایداری تبدیل نشده است. روحانی از میان تمام وعدههای انتخاباتی خود تنها توانسته است تورم را کاهش دهد و آن را از ۴۰ به ۱۱ درصد برساند، که هنوز برای رسیدن به یک اقتصاد سالم بسیار بالا محسوب میشود.
تا انتخابات ریاست جمهوری بعدی ۱۵ ماه باقی مانده است؛ اما کارنامه اقتصادی روحانی او را در موقعیت لرزانی قرار داده به ویژه اگر رقبای او بتوانند بر سر یک چهرهی عوامپسند به توافق برسند که بتواند از نارضایتی طبقات متوسط و پایینتر به نفع خود استفاده کند.
با توجه به رشد اقتصادی کند سال گذشته، امسال رسیدن به رشد اقتصادی ۳ تا ۵ درصد نباید امر دشواری برای ایران باشد، اما این بدان معنا نیست که مردم ایران این تغییر مثبت را در زندگی روزمره خود حس خواهند کرد.
روحانی برای غلبه بر این مشکل، نیاز به افزایش قابل توجه درآمد نفتی (نرخ بالا موجب صادرات بیشتر میشود)، افزایش سرمایهگذاری خارجی، و بازگشت سریعتر به اقتصاد جهانی دارد.
واشنگتن و متحدان اروپایی آن روحانی را به رقبای تندروی او ترجیح میدهند، و حاضرند از تلاشهای مداوم ایران برای بیثبات کردن منطقه چشمپوشی کنند تا او بتواند در مبارزات سیاسی داخلی پیروز شود. این امر موجب شده است تا ساختار امنیتی ایران فرصت را غنیمت بشمارد و حمایت خود از تروریسم و رژیم سوریه، تلاش برای تولید موشکهای بالستیک قارهپیما، و نقض حقوق بشر را به میزان چشمگیری افزایش دهد.
در دوران ریاست جمهوری روحانی، تعداد اعدامها در سال گذشته به بالاترین حد خود از سال ۱۳۶۷ رسید، زمانی که حکومت ایران هزاران زندانی سیاسی را اعدام کرد. طی ۱۵ ماه آینده، این روند تنها افزایش پیدا خواهد کرد زیرا ایران میداند که ایالات متحده و متحدان غربی از ترس کنار کشیدن تهران از معامله هستهای حاضر نیستند بر رژیم این کشور فشار بیاورند.
سپاه پاسداران، موشکهای بالستیک بیشتری را آزمایش خواهد کرد و تلاش خود برای بیثبات کردن منطقه را افزایش خواهد داد. ساختار امنیتی و قضایی ایران موج اعدامها را ادامه خواهد داد و از سرکوب مخالفان و اقلیتهای مذهبی غافل نخواهد شد.
این نکته بسیار حیاتی است که کنگره ایالات متحده و نامزدهای ریاست جمهوری این کشور با این روند مقابله کنند؛ کنگره از طریق معرفی تحریمهای جدید، و رییس جمهور آینده از طریق ارائهی برنامهای شفاف برای تنبیه رفتار غیرقابل قبول رژیم ایران.
ایالات متحده باید به طور فعال به هدف قرار دادن بخشها و افراد حقیقی و حقوقی که با تروریسم در ارتباط هستند، برنامه موشکهای بالستیک، و موارد نقض حقوق بشر بپردازد. به عبارتی دیگر، واشنگتن باید به ایران این پیام را بفرستد که گزینهی نرمش و چشمپوشی دیگر بر روی میز قرار ندارد.
——————————————–
نسخهی انگلیسی این یادداشت روز ۳۰ مارس ۲۰۱۶ (۱۱ فروردین ۱۳۹۵) در وبسایت “بیزنساینسایدر” منتشر شده است.
ترجمهشده در مرکز مطالعات لیبرالیسم
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar