سکوت ۱۵ساله با «دوستت دارم» شکسته شد
+77
رأی دهید
-0
نخستین جملات مرد مبتلا به بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) که از 15 سال پیش قدرت صحبت کردن نداشت، با تلاش 11 ماهه شرکتی که نامش «غیرممکن وجود ندارد» است، با بیان نامهای کوتاه و پر احساس ثبت شد. نامهای که در بیست و پنجمین سالگرد ازدواج این زوج با ثبت حروفی که نگاه مرد آنها را به کلمات تبدیل میکرد، قدردانی و ابراز عشق و محبت از همسرش به خاطر تمام سالها همراهی و پرستاریاش بود.
دشوارترین لحظه ها
ماه مه سال 1995 بود که او پس از گذراندن چهار سال سخت همراه با نارسایی حرکتی ویلچرنشین شد و توانایی حرکتیاش به صورت چشمگیری کاهش یافت. در حالی که پذیرش این واقعیت دشوار بود، مشکلات تنفسی نیز خود را به او نشان داد و پزشکان برای ادامه زندگی او از یک لوله تنفسی استفاده کردند، اقدامی که باعث شد او دیگر قادر به صحبت کردن نباشد. «لوران» با رویارویی با این مشکلات عزم خود را جزم کرد تا زندگی را مدیریت کرده و ضمن مراقبت از بچهها، پرستاری از همسرش، مزرعه را نیز سروسامان دهد. او با یادآوری روزهای سخت میگوید: به یاد ندارم در آن زمان که پزشکان اعلام کردند «دان» باید برای تنفس از دستگاه «ونتیلاتور» استفاده کند و به این علت قدرت تکلماش را از دست میدهد، او از این مسأله با خبر بود یا نه، ولی من این مسأله را برای او توضیح دادم. شرایط بسیار سختی پیش روی ما بود. خانواده «دان» به کمک من آمدند با همکاری و تلاشهای آنها بود که کار در مزرعه ر ا یاد گرفتم. در کنار این تلاشها روز به روز قوای جسمانی شوهرم در برابر چشمانم تحلیل میرفت و شرایط او وخیمتر میشد.
دغدغه بزرگ
اگرچه «لوران» در سایه تلاش و کوشش بسیار در مدیریت مزرعه و امور پرستاری موفق بود ولی دوست داشت از احساسات و خواستههای همسرش آگاه باشد، دلش میخواست همسرش با او صحبت کند. تا اینکه 11 ماه پیش از طریق یکی از دوستانش با مهندس «جاود گانگجی» که در شرکت Not impossible فعالیت داشت، امید و فرصتی دوباره برای صحبت کردن این مرد کشاورز فراهم شد. او در جلسهای که در مورد شرایط شوهرش صحبت میکرد به او گفت همسرش پیش از این هرگز رایانهای را لمس نکرده است و قادر به خاموش و روشن کردن آن هم نیست. «گانگجی» که در طول انجام این طرح مدتی را در کنار مرد کشاورز بوده است میگوید: «نخستین روزی که او را دیدم احساس کردم به عموی من شباهت زیادی دارد ولی پس از گذشت مدت کوتاهی احساس کردم که او مثل پدر من است»
لحظه تکان دهنده
آرزوهای گمشده
پس از نخستین نامهای که او به همسرش نوشت، او شروع به نوشتن آرزوهای خود کرد. او نوشته است: «امیدوارم در آینده بتوانم برای فرزندانم ایمیل بفرستم و با آنها صحبت کنم. آنها از من دور هستند و من دوست دارم با آنها از طریق ایمیل صحبت کنم.»او در یادداشت دیگری عنوان کرده است: «میخواهم امسال ذرتهای مزرعه را خودم پرورش دهم و با دوستان کشاورزم در مورد مزرعهداری بحث و صحبت کنم»متخصصان شرکت Not impossible امیدوارند در آینده نزدیک با استفاده از آخرین صدای «دان مویر» از فیلمهای برجامانده نرمافزاری کلامی و صوتی نیز بسازند و پس از آن سیستمی را طراحی کنند که از طریق آن این مرد و بیمارانی مثل او بتوانند با دوستان و آشنایان خود در ارتباط باشند. گفتنی است نرمافزار letter board به صورت رایگان در سایتهای اینترنتی قابل دسترسی است.
سکوت ۱۵ساله با «دوستت دارم» شکسته شد
+77
رأی دهید
-0
نخستین جملات مرد مبتلا به بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) که از 15 سال پیش قدرت صحبت کردن نداشت، با تلاش 11 ماهه شرکتی که نامش «غیرممکن وجود ندارد» است، با بیان نامهای کوتاه و پر احساس ثبت شد. نامهای که در بیست و پنجمین سالگرد ازدواج این زوج با ثبت حروفی که نگاه مرد آنها را به کلمات تبدیل میکرد، قدردانی و ابراز عشق و محبت از همسرش به خاطر تمام سالها همراهی و پرستاریاش بود.
دشوارترین لحظه ها
ماه مه سال 1995 بود که او پس از گذراندن چهار سال سخت همراه با نارسایی حرکتی ویلچرنشین شد و توانایی حرکتیاش به صورت چشمگیری کاهش یافت. در حالی که پذیرش این واقعیت دشوار بود، مشکلات تنفسی نیز خود را به او نشان داد و پزشکان برای ادامه زندگی او از یک لوله تنفسی استفاده کردند، اقدامی که باعث شد او دیگر قادر به صحبت کردن نباشد. «لوران» با رویارویی با این مشکلات عزم خود را جزم کرد تا زندگی را مدیریت کرده و ضمن مراقبت از بچهها، پرستاری از همسرش، مزرعه را نیز سروسامان دهد. او با یادآوری روزهای سخت میگوید: به یاد ندارم در آن زمان که پزشکان اعلام کردند «دان» باید برای تنفس از دستگاه «ونتیلاتور» استفاده کند و به این علت قدرت تکلماش را از دست میدهد، او از این مسأله با خبر بود یا نه، ولی من این مسأله را برای او توضیح دادم. شرایط بسیار سختی پیش روی ما بود. خانواده «دان» به کمک من آمدند با همکاری و تلاشهای آنها بود که کار در مزرعه ر ا یاد گرفتم. در کنار این تلاشها روز به روز قوای جسمانی شوهرم در برابر چشمانم تحلیل میرفت و شرایط او وخیمتر میشد.
دغدغه بزرگ
اگرچه «لوران» در سایه تلاش و کوشش بسیار در مدیریت مزرعه و امور پرستاری موفق بود ولی دوست داشت از احساسات و خواستههای همسرش آگاه باشد، دلش میخواست همسرش با او صحبت کند. تا اینکه 11 ماه پیش از طریق یکی از دوستانش با مهندس «جاود گانگجی» که در شرکت Not impossible فعالیت داشت، امید و فرصتی دوباره برای صحبت کردن این مرد کشاورز فراهم شد. او در جلسهای که در مورد شرایط شوهرش صحبت میکرد به او گفت همسرش پیش از این هرگز رایانهای را لمس نکرده است و قادر به خاموش و روشن کردن آن هم نیست. «گانگجی» که در طول انجام این طرح مدتی را در کنار مرد کشاورز بوده است میگوید: «نخستین روزی که او را دیدم احساس کردم به عموی من شباهت زیادی دارد ولی پس از گذشت مدت کوتاهی احساس کردم که او مثل پدر من است»
لحظه تکان دهنده
آرزوهای گمشده
پس از نخستین نامهای که او به همسرش نوشت، او شروع به نوشتن آرزوهای خود کرد. او نوشته است: «امیدوارم در آینده بتوانم برای فرزندانم ایمیل بفرستم و با آنها صحبت کنم. آنها از من دور هستند و من دوست دارم با آنها از طریق ایمیل صحبت کنم.»او در یادداشت دیگری عنوان کرده است: «میخواهم امسال ذرتهای مزرعه را خودم پرورش دهم و با دوستان کشاورزم در مورد مزرعهداری بحث و صحبت کنم»متخصصان شرکت Not impossible امیدوارند در آینده نزدیک با استفاده از آخرین صدای «دان مویر» از فیلمهای برجامانده نرمافزاری کلامی و صوتی نیز بسازند و پس از آن سیستمی را طراحی کنند که از طریق آن این مرد و بیمارانی مثل او بتوانند با دوستان و آشنایان خود در ارتباط باشند. گفتنی است نرمافزار letter board به صورت رایگان در سایتهای اینترنتی قابل دسترسی است.
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar