torsdag 8 januari 2015

شکنجه و قتل نوعروس 17ساله با سیخ داغ و کمربند

شکنجه و قتل نوعروس 17ساله با سیخ داغ و کمربند

فرهیختگان : مرد شکنجه‌گر که به‌خاطر سوختن غذا، همسر 17 ساله‌اش را کشته بود، دیروز پای میز محاکمه ایستاد و گفت: «تحت‌تاثیر مصرف مواد همسرم را با سیخ داغ سوزانده بودم اما قصد کشتن او را نداشتم.»
رسیدگی به این ماجرا از یازدهم آذر 92  به دنبال مرگ مغزی یک نوعروس 17ساله در بیمارستان بعثت در دستور کار افسران کلانتری 157 مسعودیه قرار گرفت.
آثار کبودی و سوختگی روی بدن زن جوان نمایان بود که اعضای بدنش با رضایت خانواده‌اش به چندین بیمار نیازمند اهدا شد.
در آن بین پدر و مادر زهرا که به‌شدت گریه می‌کردند به پلیس گفتند: «دامادمان «غفار» 23 ساله، معتاد است. او بارها دخترمان را کتک زده و شکنجه کرده است. حالا هم شک نداریم که دامادمان دخترمان را کتک زده و موجب مرگش شده است.»
به دنبال اظهارات پدر و مادر قربانی، غفار بازداشت شد. مرد معتاد در بازجویی‌ها به کشتن همسرش اعتراف کرد و گفت: «وقتی فهمیدم زنم غذا را سوزانده عصبانی شدم و با کمربند او را کتک زدم. من که مواد مخدر مصرف کرده بودم و حال طبیعی نداشتم سر زهرا را به دیوار کوبیدم که یک ساعت بعد بیهوش شد. بلافاصله او را به بیمارستان رساندم اما کار از کار گذشته بود.»
به دنبال اعتراف‌های تکان‌دهنده مرد معتاد، او دیروز در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری و با حضور چهار مستشار پای میز محاکمه ایستاد و منکر قتل عمدی شد.
در ابتدای این جلسه پدر و مادر مقتول در جایگاه ویژه ایستادند و برای دامادشان حکم قصاص خواستند.
نوبت دفاع به متهم که رسید منکر قتل عمدی همسرش شد و گفت: «قبول دارم همسرم را کتک زدم و دستش را با سیخ داغ سوزاندم اما من همسرم را نکشتم.»
او در تشریح جزئیات حادثه گفت: «ساعت 11 صبح نهم آذرماه در خانه در حال استراحت بودم که با بوی سوختگی غذا که در خانه پیچیده بود بیدار شدم. فهمیدم همسرم بعد از درست کردن غذا خوابش برده و فراموش کرده است زیر قابلمه غذا را خاموش کند. من که خیلی عصبانی شده بودم چند سیلی به صورت «زهرا» زدم و با کمربند به جانش افتادم. چند دقیقه بعد سراغ مواد مخدر رفتم و تریاک کشیدم. روی گاز برای خودم بادمجان کباب می‌کردم که زهرا پیشم آمد و به خاطر سوزاندن غذا از من عذرخواهی کرد، اما من که هنوز عصبانی بودم سیخ داغ را روی دستش گذاشتم و او را به سمت آشپزخانه هل دادم. من قصد کشتن همسرم را نداشتم و نمی‌دانم چطور سرش با دیوار برخورد کرد و چند دقیقه بعد بی‌حال شد.»
او گفت: «من قبلا هم تحت تاثیر مصرف مواد مخدر او را سوزانده و شکنجه کرده بودم اما باور کنید به او علاقه‌مند بودم و هرگز نمی‌خواستم او را بکشم.»
 در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و غفار را به قصاص محکوم کرد. این رای تا 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است.

مادر مقتول:تفاضل دیه را می‌دهم تا دامادم قصاص شود

مادر زهرا در حالی که چادرش را روی صورتش کشیده بود و به آرامی گریه می‌کرد روی صندلی راهروی دادگاه نشسته بود. او در گفت‌و‌گو با خبرنگار فرهیختگان گفت: «فقط یک‌سال و نیم از ازدواج دخترم با غفار گذشته بود که کشته شد.» این زن درباره نحوه ازدواج دخترش با غفار گفت: «وقتی دخترم 15 سال داشت غفار که پسرعموی همسرم است به خواستگاری‌اش آمد. زهرا خودش هم به غفار علاقه داشت برای همین با ازدواج آنها موافقت کردیم. چند ماه از ازدواج دخترم نگذشته بود که از طریق همسایه‌های دخترم متوجه شدیم غفار معتاد شده و دخترم را کتک می‌زند و شکنجه می‌دهد. دخترم اما حرفی از شکنجه‌های شوهرش نمی‌زد. سه ماه از ازدواج دخترم با غفار گذشته بود که به خانه او رفتم و زهرا را با سر و صورت کبود در خانه دیدم. دخترم نمی‌خواست از بدرفتاری‌های شوهرش حرفی بزند، اما چون به او اصرار کردم گفت شوهرش او را کتک زده است. از آن روز به بعد دیگر غفار اجازه نداد به خانه آنها برویم. دخترم حتی جرات نداشت با من و پدرش تلفنی صحبت کند. من و شوهرم حاضریم تفاضل دیه را بپردازیم تا قاتل دخترمان قصاص شود. ما به هیچ قیمتی رضایت نمی‌دهیم.»

متهم: زنم را شکنجه نمی‌کردم با سیخ می‌سوزاندمش!

چند سال داری؟
24سال اما موقع قتل همسرم 23ساله بودم.
چقدر درس خوانده‌ای؟
دیپلم دارم.
اهل کجایی؟
شهرستان نهاوند. چند سالی بود که برای کار به تهران آمده بودم.
چطور شد که معتاد شدی؟
سر ساختمان چند نفر از کارگران معتاد بودند. آنها مواد را به من تعارف کردند و من هم بعد از چند ماه وابسته شدم.
رابطه‌ات با همسرت چطور بود؟
من زنم را دوست داشتم و اختلافی با هم نداشتیم.
پس چرا کتکش می‌زدی و شکنجه می‌کردی؟
وقتی عصبانی می‌شدم کنترل اعصابم را از دست می‌دادم. من همسرم را شکنجه نکرده بودم.
چرا پزشکی قانونی آثار سوختگی روی بدن همسرت را تایید کرده است؟
وقتی در حال مصرف مواد بودم با سیخ داغ همسرم را می‌سوزاندم، اما بلافاصله پشیمان می‌شدم و از او عذرخواهی می‌کردم.
می‌دانی چه حکمی در انتظارت است؟
شاید قصاص.

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar