måndag 31 augusti 2015

"کشف قطار پر از جواهرات نازی‌ها در لهستان"

"کشف قطار پر از جواهرات نازی‌ها در لهستان"

گفته می‌شود قطاری پر از جواهرات در لهستان پیدا شده که در زمان نازی‌ها ناپدید شده بود. با انتشار این خبر موجی از گردشگران و جویندگان گنج به منطقه سرازیر شده است. مقام‌های لهستانی نسبت به مین‌گذاری محل هشدار می‌دهند.
عبور قطار از کنار محلی که گفته می‌شود قطار طلا در آن مدفون است
عبور قطار از کنار محلی که گفته می‌شود "قطار طلا" در آن مدفون است
تنها انتشار این خبر کافی بود تا روزنامه‌نگاران، گردشگران و علاقه‌مندان به آثار عتیقه از سراسر جهان به محل هجوم بیاورند: قطاری زره‌پوش مملو از جواهرات، مربوط به دوران آلمانی نازی، زیر زمین در لهستان پیدا شده است. این در حالی است که هنوز قطار از زیر زمین خارج نشده است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که دو جوینده گنج، یکی لهستانی و یکی آلمانی، از طریق وکیل‌شان تصاویر دستگاه‌های گنج‌یاب را ارائه کرده و مدعی شدند قطار را یافته‌اند. بر این اساس، قطاری که به "قطار طلا" مشهور شده و ظاهرا طول آن بیش از ۱۰۰ متر است، زیر شهر "والب ژیخ" (به آلمانی: والدنبورگ) در جنوب غربی لهستان قرار گرفته است. این دو گفته‌اند که بار قطار فلزات باارزش، اشیاء قیمتی و مواد صنعتی است.
مقام‌های لهستانی روز جمعه (۲۸ اوت/ ۶ شهریور) تأیید کردند که در این محل، در زیر زمین به احتمال یک قطار مربوط به زمان نازی‌ها وجود دارد.
تنها "مدرک" موجود
گفته می‌شود در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم قطاری پر از جواهرات متعلق به نازی‌ها در تونلی در این منطقه ناپدید شده است. غیر از گفته‌های پیرمردی که دیگر زنده نیست، مدرک مستدلی برای این مدعا وجود ندارد. معاون وزیر فرهنگ لهستان که روز جمعه خبر کشف احتمالی قطار را تأیید کرد، گفت مردی که در بستر مرگ بوده، گفته که در زمان نازی‌ها به پنهان ‌کردن قطار کمک کرده است. جزئیات بیشتری درباره این واقعه وجود ندارد.
معاون وزیر فرهنگ لهستان افزون بر این گفت که "۹۹ درصد مطمئن" است در اطراف شهر "والب‌ژیخ" قطاری مربوط به دوره نازی‌ها پیدا شده است. او گفت که تصاویر دستگا‌ه‌های گنج‌یاب را دیده و جسم موجود در عمق زمین واقعا به قطاری زره‌‌پوش می‌ماند.
رونق گردشگری
همزمان رسانه‌های لهستانی از "رونق چشمگیر و ناگهانی گردشگری" در منطقه خبر می‌دهند. در روزهای اخیر حتی تورهای ویژه‌ای برای شهر والب‌ژیخ ایجاد شده است. کار به جایی رسیده که مجله آمریکایی "فوربس" هم از هجوم گردشگران به منطقه نوشته است.
کپی اتاق برنشتاین در سن‌پترزبورگ روسیه؛ اصل اثر از پایان جنگ جهانی دوم ناپدید شده است
کپی "اتاق برنشتاین" در سن‌پترزبورگ روسیه؛ اصل اثر از پایان جنگ جهانی دوم ناپدید شده است
در شمال شهر والب‌ژیخ قصری به نام "کسیاز" قرار دارد که نازی‌ها در زمان جنگ جهانی دوم زیر آن مجموعه‌ای از تونل‌ها حفر کرده بودند. این قصر در حال حاضر به مرکز حضور و نقطه عزیمت علاقه‌مندان به "قطار طلا" تبدیل شده است.
در نخستین اخباری که از یافت‌شدن "قطار طلا" منتشر شد آمده بود که ممکن است در این قطار "نقشه سلاح‌های غیرعادی" نازی‌ها هم وجود داشته باشد. مقام‌های محلی در عین حال به گردشگران هشدار داده‌اند که ممکن است تونل‌های موجود در محل مین‌گذاری شده باشند.
اخبار منتشرشده در مورد کشف "قطار طلا" واکنش کنگره جهانی یهودیان را هم برانگیخته است. این شورا خواسته اشیای قیمتی در صورت یافت شدن به صاحبان اصلی‌شان بازگردانده شوند.
ضبط و مصادره اموال شهروندان از جمله راهکارهای آلمان نازی برای به حرکت درآوردن ماشین جنگ بود. سال‌هاست که جویندگان گنج در مناطق تحت تسلط آلمان نازی به دنبال گنج می‌گردند. "اتاق برنشتاین" (اتاق کهربا) مجموعه‌ی باارزش و منحصر به فردی است که از پایان جنگ جهانی دوم بدون کوچکترین اثری ناپدید شده است. دیوارها و مبلمان این اتاق با کهربا (برنشتاین) تزئین

ازدواج اجباری دختران در بنگلادش - عکس

ازدواج اجباری دختران در بنگلادش - عکس

 آخرین گزارش‌ها حاکی از آن است که ازدواج اجباری دختران در بنگلادش به معضلی جدی تبدیل شده و خانواده ها به دلیل مشکلات اقتصادی و فرهنگی دختران را زیر سن قانونی به خانه بخت می فرستند.
 تازه ترین گزارش دیده‌بان حقوق بشر حاکی از آن است که حدود 30 درصد از دختران بنگلادشی پیش از رسیدن به سن 15 سالگی به ازدواج واداشته می‌شوند. اگر چه ازدواج کودکان در این کشور از لحاظ قانونی ممنوع است اما بسیاری‌ با پرداخت رشوه تاریخ تولد ذکرشده در شناسنامه این دختران را تغییر می‌دهند تا بتوانند قصد خود را محقق کنند.
دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود از بنگلادش خواسته، پیش‌نویس قانونی که سن ازدواج را به 16 سال کاهش می‌دهد، لغو کند و گام‌هایی جدی در راه مقابله با معضل ازدواج کودکان بردارد.
بنگلادش از جمله کشورهایی است که با توجه به فاجعه‌ها و سانحه‌های طبیعی پیاپی با معضل فقر دست‌ به ‌گریبان است و از آنجایی که دختران در خانواده‌های فقیر باری اقتصادی تلقی می‌شوند در سنین کم آنها را شوهر می‌دهند.
بر اساس تجربیات کارشناسان، قانون تحصیل اجباری در دوره‌های ابتدایی و متوسطه، دختران نوجوان را از خطر ازدواج زودهنگام در امان نگاه می‌دارد. "آلیسون جویس" عکاس گتی ایمیج در گزارشی مصور ازدواج کودکان بنگلادشی را مورد توجه قرار داده است. تصاویر از فرادید.
 
عکس "مسمت اخی اختر" (نفر بالا سمت چپ) دختر 13 ساله بنگلادشی که تازه کلاس 6 را تمام کرده است.
"مسمت اختر" در کنار عکس نخست وزیران پیشین بنگلادش؛ «شیخ حسینه»، نخست‌وزیر بنگلادش سال گذشته وعده داد تا سال 2021 میلادی ازدواج دختران زیر 15 سال را متوقف کند.
"شیما اختر" 14 ساله و همسر 18 ساله اش، محمد سلیمان
"ناسوین اختر" دختر 15 ساله در روز ازدواجش با مردی 32 ساله
"ناسوین اختر" در صبح روز عروسی
"ناسوین اختر" برای مراسم عروسی آماده می‌شود.
"ناسوین اختر" در اتاق آرایش عروس
آرایش "ناسوین اختر" برای مراسم عروسی
عکس یادگاری "ناسوین اختر" در لباس عروس
آرایش "ناسوین اختر" برای مراسم عروسی
"ناسوین اختر" با چهره ای غمگین در مقابل دوربین عکاسی و فیلمبرداری
ورود "محمد رحمان" داماد 32 ساله به مراسم عروسی
بدرقه "ناسوین اختر" از خانه پدری به سمت خانه شوهر
عکس یادگاری "ناسوین اختر" و خانواده اش در روز عروسی
مراسم رسمی ازدواج "ناسوین" و "محمد رحمان"
چهره غمگین "ناسوین" در  لحظه ازدواج
عروس و داماد در روز عروسی
"مسمت اختر" در خانه خود؛ او سال قبل در حالیکه کلاس ششم را تمام کرده بود و قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد مجبور به ازدواج شد.
"محمد سجون میا" 27 ساله و همسرش "مسمت اختر"
"مسمت" با لباس عروسی خود در برابر دوربین قرار گرفته است.
"مسمت اختر پس از ازدواج در خانه خود در "مانیک گانج"
شیما اختر، 14 ساله در خانه خود در "مانیک گانج"
عکس روز عروسی "شیما" و همسرش بر دیوار خانه
"شیما اختر" در مسیر خانه خود
+25
رأی دهید
-20
 
11
 
0
 
0
 

عکس یادگاری اولین خلبانان ایرانی بوئینگ ۷۴۷

عکس یادگاری اولین خلبانان ایرانی بوئینگ ۷۴۷

در سال 1975 ایران ایر که پیشتر قرارداد تعدادی هواپیمای بوئینگ 747 سری 100 و 200 و در ادامه SP را با کمپانی بوئینگ منعقد کرده بود ، را تحویل می گیرد و همزمان آموزش های نرم افزاری و تجهیز معاونت ها به مستندات عملیاتی و فنی این هواپیماها انجام می پذیرد.
به گزارش پارسینه، در این راستا تعدادی از بهترین خلبانان و مهندسین پرواز زمانه شرکت هواپیمایی ملی ایران "هما" جهت آموزش تخصصی هواپیمای بوئینگ 747 معروف به جامبو جت به ایالات متحده ، اعزام می شوند.

این تصویر تاریخی جمعی از زبده ترین خلبانان هوانوردی ایران را نشان می دهد که پایه گذاران عملیات پرواز "هما" و ناوگان جت بوئینگ 747 بوده اند. طیاره ای که پس از گذشت 4 دهه ، همچنان چرخ ناوگان سنگین ایران ایر را می چرخاند.
عکس:آرمان بیاتی
در این تصویر عزیزانی همچون استاد مسلم بوئینگ و از اولین خلبانان هواپیماهای جت ایران ، مرحوم کاپیتان داریوش تیمسار ، استاد و خلبان آزمایشگر صنایع هوایی ایرباس ،مرحوم کاپیتان ایرج فاطمی ، استاد کاپیتان رضا مدنی ، مهندس خامنه ای عزیز ، کاپیتان فتوحی ، رضایی ، سمندر و... را در مرکز آموزش های بوئینگ در ایالت واشنگتن و شهر سیاتل ، می بینیم.
 
+68
رأی دهید
-2
 
4
 
0
 

چرا «عصبانی ترین مردم جهان» معرفی شده ایم؟

چرا «عصبانی ترین مردم جهان» معرفی شده ایم؟

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- برپایه نظرسنجی موسسه گالوپ، مردم ایران در کنار عراقی‌ها «عصبانی‌ترین» مردم جهان معرفی شده اند. 
 
  بلافاصله این پرسش شکل می‌گیرد که این نتیجه چگونه حاصل آمده است؟در نظرسنجی موسسه آمریکایی - که نتایج آن جمعه ششم شهریور در نشریه ایندیپندنت منتشر شده - آمده است: مردم عراق، ایران و کامبوج بالا‌ترین میزان «تجربه‌های منفی روزانه» در جهان را دارند. بنا براین مشخص می‌شود که بر چه اساسی به این نتیجه رسیده‌اند.
 
  پرسش‌گران بر اساس سوالاتی که در میان می‌گذارند به این نتیجه دست می‌یابند و دلیل معرفی ایرانیان و عراقی‌ها به عنوان عصبانی‌ترین مردم جهان این بوده که ۴۹ درصد پاسخ‌دهندگان در دو کشور گفته‌اند: «به تازگی عصبانی شده بودند».
 
  ممکن است برخی تصور کنند این موسسه اهداف خاصی را تعقیب می‌کند و قرار دادن نام ایران در کنار عراق در این راستا بوده است. هر چند نمی توان پاره ای انگیزه‌های احتمالی سیاسی را انکار کرد اما به یاد داریم به تازگی همین موسسه، ایران را از فهرست 10 کشور اول غمگین جهان خارج کرده بود.
موسسه گالوپ در 10 سال اخیر نظرسنجی خوشحال‌ترین و ناراحت‌ترین مردم جهان را برگزار می‌کند. برای آشنایی با شیوه کار این موسسه بد نیست بدانیم چند پرسش مشخص را با مردمان کشورهای متفاوت مطرح می‌کنند. مثلا در نظرسنجی سال قبل، ۱۵۳هزار نفر از ۱۴۳ کشور جهان به پرسش‌های مطرح شده پاسخ داده بودند. درباره خوش‌حالی و غمگینی این 5 پرسش مطرح می‌شد: «آیا به خوبی استراحت کرده اید، مورد احترام قرار گرفته‌اید، موقعیت لبخند و خنده زیاد برای‌تان پیش آمده، موضوع جالب و تازه ای را یاد گرفته‌اید و شاد شده‌اید؟»
بدین ترتیب تعداد تجربه های منفی روزانه به عنوان شاخصی برای عصبانیت شناخته شده است. ممکن است که عصبانی ترین نباشیم ولی این واقعیت که عصبانی هستیم قابل انکار نیست. چه گالوپ گفته باشد و چه نگفته باشد! هر چند همین در کنارعراق قرار گرفتن، تلخ است. سال ها گرفتاری ما این بود که شکل نوشتاری و تلفظ دو کلمه ایران و عراق شبیه هم است و غربی ها و انگلیسی زبان ها این دو را اشتباه می گیرند و در حالی که در جنگ با عراقِ دوران صدام حسین بودیم این موضوع بسیار تلخ بود.
 
درباره عصبانی بودن ایرانیان اما چند نکته یا عامل را می توان برشمرد. هر چند که پاسخ را باید در مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اجتماعی،اقتصادی و روان‌شناختی جُست:
 1- احساس عقب ماندن از دیگران یا به حق خود نرسیدن از عوامل عصبانیت است. شماری از مردم زندگی را عرصه «مسابقه با دیگران» می دانند و نه «مقایسه با دیروز خودشان». ریشه مشکل شاید در آموزش و پرورش باشد که بچه ها یاد نمی گیرند با دیروز خودشان مقایسه شوند و از رشد و کسب اطلاعات بیشترخودشان احساس شادمانی کنند. به عکس هم  سامانه آموزشی و هم خانواده ها مدام در حال مقایسه با دیگران و در واقع مسابقه هستند که در نهایت در قالب کنکور خود را نشان می دهد. آدمی هنگامی از زندگی لذت می برد که از این حس رها شده باشد.
2- از نزدیک به 80 میلیون جمعیت ایران تنها 22 میلیون نفر شاغل هستند. این سخن به معنی آن است که در بیشتر موارد یک نفر کار می کند تا هزینه های چند نفر دیگر را تامین کند و همین موجب فشارهای روز افزون به افراد شده است و بخشی از خشم اجتماعی را باید ناشی از مشکلات اقتصادی و معیشتی دانست. عصبانیت ها در واقع اعلام نارضایتی از این وضعیت است.
 
3- برخی از رسانه ها که اتفاقا به بودجه های فراوان متکی و از حمایت های خاص برخوردار هستند خشم و عصبیت   را به عمد به جامعه تزریق می کنند. از نگاه اینان به جز خودشان که در بهترین حالت 10 درصد مردم ایران را نمایندگی می کنند بقیه ره به خطا می پیمایند. 
 
تصور کنید دوستدار یک چهره مشهور هنری یا سیاسی دچار چه احساسی می شود وقتی مشاهده می کند برخی به خود اجازه می دهند مدام به آنها توهین کنند تنها به این اتهام که اهل کرنش نیستند و بر استقلال فکری خود تاکید می ورزند. تورق و مشاهده برخی از اینها واقعا عصبانیت آور است. همین که  لحن مودبانه یک بخش خبری تلویزیون درباره خبر بستری شدن استاد آواز ایران به یک خبر تبدیل شده نشان می دهد نوع خبررسانی آنان قبل تر چقدر عصبانیت زا بوده است. 
4- بخشی از این عصبانیت بی گمان ریشه در نوع رانندگی و فرهنگ ترافیکی ما خصوصا در کلان شهر ها دارد. این همه صدای بوق در خیابان ها به خصوص در تهران علامت جدی فوران عصبیت و خشم در این جامعه است. 
 
تعداد بوق اتومبیل ها نسبت مستقیمی با میزان آرامش در آن شهر دارد. تردید نکنید هر شهری که درآن صدای بوق کمتری بشنوید بیشتر قابل زندگی است. همکاری که برای پوشش مذاکرات هسته ای به وین رفته بود تعریف می کرد طی یک هفته تنها یک بار صدای بوق خودرویی را شنیده و آن هم هنگامی بوده که پیرزنی مبتلا به آلزایمر و حواس پرتی در خیابان سرگردان بوده است وگرنه در حالت عادی امکان ندارد بوق بزنند. از همین حالا تصمیم بگیریم کمتر بوق بزنیم. مطمئن باشیم کمتر عصبانی می کنیم و کمتر عصبانی می شویم. 
[نویسنده این سطور قریب یک ماه است تصمیم گرفته حین رانندگی هر گاه عابری دید که امکان توقف باشد توقف کند تا او بگذرد و او را مقدم بداند. (البته در خیابان های فرعی نه آن که در اصلی بایستیم و باعث برخورد شویم یا از ما بگذرد و با کناری برخورد کند!) نتیجه بیش از حد تصور درخشان بوده است! قریب به اتفاق رهگذران اعم از پیر و جوان و خاصه خانم ها با لبخند تشکر می کنند. امتحان کنیم ضرر ندارد!]
 
5- افزایش شدید نرخ تورم خصوصا در سال های 90 تا 92 بسیاری از مردم را به کار دوم و حتی سوم واداشته است. در دنیای مدرن اما این تفکیک، شادی آور است که 24 ساعت این گونه تقسیم شود: 8 ساعت کار، 8 ساعت امور شخصی و اوقات فراغت و 8 ساعت خواب و استراحت. وقتی از دومی و سومی کم می کنیم و بر کار- آن هم کار صرفا به قصد تامین اجاره بها و نیازهای خانوار – می افزاییم و از جسم وروح و ذهن خود بیش از حد کار می کشیم آستانه تحمل افراد، پایین می آید و با کوچک ترین موضوعی عصبانی می شوند.
 
6- روز جمعه و در پایان مسابقه فوتبال تیم ستاره های جهان و بازنشسته های ایران، یک کارگردان جوان سینما نمایشی از عصبانیت خود را به رخ همه کشید. علی ملاقلی پور فرزند رسول ملاقلی پور کارگردان فقید و محبوب سینمای دفاع مقدس است و عصبانی بود و هست چون فیلم او (قندون جهیزیه) را از سینماها پایین کشیدند تا فیلم محمد رسول الله اکران شود. در حالی که مضمون فیلمی که مجید مجیدی درباره پیامبر گرامی اسلام ساخته و در واقع چکامه ای زیبا با تصاویر سروده ستایش مهربانی و نفی خشم و عصبیت است و شایسته نیست که به خاطر نمایش آن کارگردانی جوان عصبانی شود. چرا از او آن رفتار سر زد؟ چون احساس می کند به او جفا شده و لابد صدای او را جاهای دیگر نشینده اند. همان گونه که صبر زیاد شاید به کینه بدل شود اعتراض هایی که مورد توجه قرار نمی گیرند نیز آتش فشان خشم هستند.
 
7- جامعه ایران، جوان است. اگر آدمی را آمیزه‌ای از غریزه، احساس و عقل بدانیم در جوانان، غریزه و احساس پررنگ‌تر است. عصبانیت هنگامی بروز می‌کند که عقل کمتر به کار گرفته می‌شود. وقتی جوانانی گرفتار در آتش غریزه و ناکام در بیان و ابراز احساس باشند از رفتارهای خردورزانه و عقل مدارانه نشانی نمی‌ماند.  هنر مدیریت یک جامعه این است که این واقعیت را لحاظ کند.
8- خشم، از هیجانات تخلیه نشده نیز نشات می‌گیرد. تماشاگر فوتبال که خشم خود را طی تماشای یک مسابقه تخلیه کرده در کوی و محله کمتر گردن‌کشی می کند. حتی برخی از روان‌شناسان از دستگاه‌های انتظامی و امنیتی می‌خواهند در قبال آسیب‌هایی که به برخی وسایط نقلیه عمومی وارد می‌آید آسان‌گیر باشند چون چه بسا آن تیغه‌ها در حالت عصبانیت بر پیکر انسانی بنشیند. هنر این است که هیجانات در مکان‌های ورزشی یا هنری تخلیه شوند تا به صورت خشم بروز نکنند. کما این که گفته می‌شود چند دهه پیش در ایالت هایی از آمریکا به عمد به رواج موسیقی «جَز» - در ایران مشهور به جاز- دامن زده شد تا الزام آن به تحرک، جوانان را از خمودگی و مصرف مواد مخدر دور کند.
 
9- عصبانی بودن جامعه‌ای که هر سال در دو روز ولادت و شهادت یاد یکی از امامان 12 گانه خود را که به «کاظم الغیظ» شهرت داشته گرامی می‌دارد و زیارت حرم او یکی از اهداف سفر به عتبات عالیات است افسوس را صد چندان می‌کند. هر یک از امامان شیعه که نزد دیگر مسلمانان نیز محترم هستند به صفتی انسانی متصف است. صفاتی چون عدالت، خوش‌خُلقی، شجاعت، نیایش، علم‌دوستی، راست گفتاری، فرو‌خوردن خشم، خُرسندی، بخشندگی و پرهیزگاری. چگونه می‌توان پذیرفت که سالی دو بار در دو مناسبت و نیز هنگام زیارت «کاظم الغیظ» را یاد کنیم و در عین حال تا این اندازه عصبانی باشیم؟
 
10- یک بار از دکتر سریع‌القلم خواستم توصیه‌ای برای موفقیت و رضایت داشته باشد. آن سفارش، این بود: خشم خود را فرو خورید. این یک توصیه فردی نیست. جامعه ایران با این خشم به جایی نمی‌رسد. اما آیا توصیه به فروخوردن خشم به معنی آن است که هیچ‌گاه اعتراض نکند؟ هنر این است که در عین فعال بودن و واکنش نشان دادن عصبانی نشویم.

  یادمان باشد ایرانی‌ها در کنار عراقی‌ها عصبانی معرفی شده‌اند. عراقِ درگیر جنگ و گرفتار بلیه داعش و درگیری‌های قومی و هزار دردبی درمان چرا باید در کنار جامعه‌ای برخوردار از ثبات و مواهب نفت و دور از جنگ معرفی شود؟
 
   ریشه را باید در 10 نکته پیش گفته جُست نه این که شبه رسانه‌های عصبانی و تولید‌کننده عصبانیت این بار ماشین خشم و نفرت خود را   متوجه موسسه گالوپ کنند. وقتی کسی با انگشت خود ماه را نشان می‌دهد دور از خردورزی است که به جای نقطه‌ای که او اشاره می‌کند در سر‌انگشتان او خیره شویم.
+68
رأی دهید
-5
 
5
 
0
 
0
 

خانواده روح‌الامینی به حکم تبرئه سعید مرتضوی اعتراض کردند

خانواده روح‌الامینی به حکم تبرئه سعید مرتضوی اعتراض کردند

خانواده محسن روح‌الامینی از درگذشتگان حادثه کهریزک، به حکم تبرئه سعید مرتضوی از اتهام معاونت در قتل عمد اعتراض کردند. میرمجید طاهری، وکیل این خانواده، از ارائه لایحه‌ای تکمیلی به دادگاه در روزهای آینده خبر داده است.
خانواده محسن روح‌الامینی، از کشته شدگان حادثه کهریزک، با حضور در دادگاه نسبت به حکم صادر شده درباره سعید مرتضوی اعتراض کردند.
محمدرضا محمدی ‌کشکولی، قاضی شعبه نهم دادگاه کیفری استان تهران، چندی پیش سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران را از اتهام "معاونت در قتل عمد و گزارش خلاف واقع در پرونده کهریزک" تبرئه کرده بود.
خانواده محسن روح‌الامینی هم اینک به تبرئه او از "اتهام معاونت در قتل عمد" اعتراض کرده‌اند و دادستان سابق تهران را "آمر" اعزام بازداشت‌شدگان به کهریزک می‌دانند.
میرمجید طاهری، وکیل خانواده روح‌الامینی، به خبرگزاری "تسنیم" با تأیید ثبت اعتراض به رای دادگاه کیفری گفته که در روزهای آینده و طی مهلت قانونی باقی‌مانده، یک لایحه تکمیلی نیز به شعبه دادگاه ارائه خواهد کرد.
سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران در پرونده کهریزک از سوی کمیته ویژه مجلس مسئول مرگ شماری از بازداشت‌شدگان در جریان اعتراض‌های خیابانی سال ۱۳۸۸ در بازداشتگاه کهریزک شناخته شد.
محسن روح‌الامینی (چپ) و محمد کامرانی، دو تن از معترضان به نتایج اعلام‌شده انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ که به دستور سعید مرتضوی به زندان کهریزک منتقل و در این زندان کشته شدند
محسن روح‌الامینی (چپ) و محمد کامرانی، دو تن از معترضان به نتایج اعلام‌شده انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ که به دستور سعید مرتضوی به زندان کهریزک منتقل و در این زندان کشته شدند
بر اساس گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس که در صحن علنی قرائت شد، مرتضوی دستور انتقال بازداشت‌شدگان را به کهریزک صادر کرده بود و دست‌کم سه تن از بازداشت‌شدگان به نام‌های محمد کامرانی، امیر جوادی‌فر و محسن روح‌الامینی بر اثر شکنجه در این بازداشتگاه جان خود را از دست دادند.
مرتضوی پیش از این هم از اتهام معاونت در قتل عمد محمد کامرانی‌فر، دیگر بازداشتی فوت شده در بازداشتگاه کهریزک، تبرئه شده بود.
دادستان سابق تهران، پیش از این و در ارتباط با پرونده کهریزک، به انفصال دائم از خدمات قضایی، پنج سال انفصال از خدمات دولتی و پرداخت هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده بود. دیوان عالی کشور به جریمه نقدی ایراد گرفت و دستور رسیدگی مجدد به این پرونده را داد.

DW.COM

  • تاریخ 31.08.2015

اتمام ساخت گنبد طلا برای حرم امامین عسگریین با ۲۵ هزار خشت طلا [۹۰۰ میلیون دلار] توسط دولت ایران

اتمام ساخت گنبد طلا برای حرم امامین عسگریین با ۲۵ هزار خشت طلا [۹۰۰ میلیون دلار] توسط دولت ایران

به گزارش خبرگزاری میزان، حسن پلارک، رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات گفت: عملیات نصب کتیبه گنبد مطلای حرم امامین عسکریین علیهم السلام همزمان با میلاد مسعود امام رضا به اتمام رسید و پس از شستشوی گنبد طی روزهای اخیر، داربست‌های بسته شده روی گنبد نیز باز شد.

به گفته پلارک، این گنبد زیبا با مساحت یک هزار و 200 متر مربع، بزرگترین گنبد در اعتاب مقدسه محسوب می‌شود که در ساخت آن 25 هزار خشت طلا به‌کار رفته است.

رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات با تشریح اقدامات صورت گرفته برای بازسازی حرم امامین عسگریین علیهم‌السلام، گفت: پس از جنایت و بی‌حرمتی تکفیری‌ها طی دو انفجار حرم مطهر در 23 محرم 1427 و 27 جمادی الاول 1428، حرم این دو امام همام اکنون کاملاً بازسازی شده است.

وی افزود: عملیات بازسازی این حرم شامل چندین فاز از جمله ساخت گنبد و طلاکاری آن، ساخت و نصب گریو گنبد، کاشی‌کاری، آیینه‌کاری، معرق کاری و سنگ‌کاری داخل حرم، کف و دیوارهاست که همگی به پایان رسیده است.البته بخشی از سنگ‌کاری کف حرم نیز پس از نصب ضریح مطهر صورت خواهد گرفت.

پلارک با بیان اینکه عملیات ساخت ضریح مطهر امامین عسکریین علیهم السلام در قم به پایان رسیده است اظهار کرد: صندوقچه‌های قبور مطهر امام علی النقی، امام حسن عسکری و نرجس خاتون، مادر امام زمان  و حکیمه خاتون، دختر امام جواد نیز طی دو سال کار در شیراز ساخته شده است.همچنین ساخت شش درب‌ طلا شامل چهار درب ورودی اصلی و دو درب ورودی داخل رواق‌ها نیز به اتمام رسیده است.

پلارک خاطرنشان کرد: ضریح، صندوق‌ها و درب‌ها در یک کارگاه در قم تجمیع شده است که پس از تعیین زمان از سوی تولیت حرم مطهر و مقامات عراقی به سامرا منتقل و نصب خواهد شد.
+6
رأی دهید
-62
 
0
 
2
 
0

طالبان زندگینامه رهبر جدید خود را منتشر کرد

طالبان زندگینامه رهبر جدید خود را منتشر کرد

  • 2 ساعت پیش
Image captionگروه طالبان گفته است که آقای منصور دو سال پیش و پس از مرگ ملا عمر به عنوان رهبر این گروه انتخاب شده است
گروه طالبان زندگینامه ملا اختر محمد منصور، رهبر جدید خود را به پنج زبان فارسی، پشتو، انگلیسی، اردو و عربی منتشر کرده است.
این زندگینامه که روز دوشنبه ۹ سنبله (شهریور) منتشر شده، حاوی جزییاتی از دوره‌های مختلف زندگی آقای منصور است.
اختر محمد منصور، اواخر ماه ژوئیه و پس از تایید خبر مرگ ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان، به عنوان رهبر جدید این گروه انتخاب شد.
بر اساس آنچه که در این زندگینامه آمده است، ملا اختر منصور اهل قندهار است و ۴۷ سال سن دارد.
گروه طالبان می گوید که آقای منصور که در دوران حاکمیت گروه طالبان بر افغانستان به عنوان وزیر هوانوردی کار کرده بود، برای شش ماه در شمال افغانستان در اسارت نیروهای وفادار به ژنرال عبدالملک بوده، اما با شکست این نیروها از طرفداران ژنرال دوستم، موفق شده از زندان فرار کند.
در زندگینامه ملا اختر منصور با اشاره به مرگ ملا عمر، رهبر پیشین این گروه در ۲۳ آوریل ۲۰۱۳، گفته شده که شورای رهبری طالبان تصمیم گرفتند که این خبر را مخفی نگه دارند و همان زمان نیز با آقای منصور به عنوان رهبر جدید این گروه بیعت کرده بودند.
گروه طالبان گفته است که انتخاب آقای منصور مطابق با شریعت صورت گرفته است.
زندگینامه رهبر جدید گروه طالبان در حالی منتشر شده است که خبرهایی مبنی بر مخالفت شماری از چهره‌های ارشد این گروه با انتخاب آقای منصور به گوش می‌رسد.
گفته می‌شود ملا یعقوب، پسر و ملا عبدالمنان، برادر ملا محمد عمر و همچنین ملا منصور دادالله، رهبر محاذ فدایی تحریک طالبان از جمله کسانی هستند که با رهبر جدید طالبان مخالفت کرده‌اند.
روز یکشنبه رئیس شورای ولایتی زابل در جنوب افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که نیروهای طرفدار و مخالف رهبر جدید گروه طالبان در ولسوالی خاک افغان این ولایت در برابر هم صف‌آرایی کرده‌اند.
گفته می‌شود که نیروهای مخالف آقای منصور در این ولسوالی وابسته به ملا منصور دادالله هستند.
ملا منصور دادالله گفته است که رهبر پیشین گروه طالبان به مرگ طبیعی نمرده بلکه به دستور ملا اختر محمد منصور مسموم شده است.