کاریکاتوریست شارلی ابدو دیگر تصویر پیامبر اسلام را نمیکشد
لوز، کاریکاتوریکاتوریست مجله فکاهی "شارلی ابدو" از این پس کاریکاتوری از پیامبر اسلام نخواهد کشید. او اعلام کرده است که این شخصیت دیگر برایش جذابیتی ندارد. یازده کارمند "شارلی ابدو" در یک حمله تروریستی کشته شدند.
لوز (وسط) در کنفرانس خبری پس از حمله تروریستی به "شارلی ابدو"
لوز، کاریکاتوپریست جنجالبرانگیز مجله فکاهی شارلی ابدو دیگر نمیخواهد کاریکاتوری از پیامبر اسلام بکشد. او چهارشنبه (۲۹ آوریل/ ۹ اردیبهشت) به مجله فرانسوی "Les Inrockuptibles" گفت: «من دیگر تصویری از شخصیت محمد نمیکشم، این شخصیت دیگر برایم جالب نیست.»
او در این گفتگو با مجله افزود: «از این شخصیت خسته شدهام، همانطور که از سارکوزی دلزدهام. نمیخواهم همه زندگیام کاریکاتور او را بکشم.»
لوز یک هفته پس از حمله تروریستی اسلامگرایان افراطی به دفتر مجله "شارلی ابدو" در پاریس، طرح روی جلد شماره ویژه این مجله را کشیده بود.
در این طرح، تصویری از کاریکاتور پیامبر اسلام دیده میشد که پلاکاردی با جمله «من شارلی هستم» در دست داشت.
لوز تصویر روی جلد شماره ویژه شارلی ابدو را کشیده بود
از این جمله در سراسر جهان برای حمایت از آزادی مطبوعات و اعلام همبستگی با مجله شارلی ابدو استفاده شده بود.
"همه چیز بخشوده شد" هم تیتر شماره ویژه مجله "شارلی ابدو" بود.
انتشار دوباره کاریکاتور پیامبر اسلام روی جلد این مجله فکاهی بار دیگر موجب اعتراض گسترده عدهای از مسلمان جهان شد که در برخی از کشورها به درگیری خشونتآمیز کشیده شد.
"شارلی ابدو" که پیشتر با انتشار کاریکاتورهای پیامبر اسلام جنجال برانگیخته بود، هفتم ژانویه سال جاری میلادی هدف حمله دو تروریست اسلامگرا قرار گرفت.
یکی از همفکران این دو تروریست چند روز بعد یک پلیس زن را به قتل رساند و با گروگانگیری در یک فروشگاه یهودی جان چهار تن دیگر را گرفت. هر سه این تروریستها با مداخله نیروهای امنیتی و با شلیک نیروهای پلیس کشته شدند.
از آغاز تا پایان فاجعه کشتار در شارلی ابدو به روایت تصویر
پنج دقیقه وحشت
حدود ساعت یازده و سی دقیقه ۷ ژانویه ۲۰۱۵، دو مرد مسلح با ورود به دفتر مجله طنز "شارلی ابدو" حمام خون به راه انداختند.
بمبگذاری در مرکز یهودیان بوئنوس آیرس در سال ۱۹۹۴ منجر به مرگ ۸۵ نفر و زخمی شدن حداقل ۱۵۰ نفر شد
نمایندگان مجلس آرژانتین قانونی را به تصویب رساندهاند که به موجب آن به قربانیان حمله به مرکز فرهنگی یهودیان در بوئنوس آیرس غرامت پرداخت خواهد شد.
بمبگذاری در مرکز یهودیان بوئنوس آیرس در سال ۱۹۹۴ منجر به مرگ ۸۵ نفر و زخمی شدن حداقل ۱۵۰ نفر شد.
ایران و حزبالله لبنان مدتهاست که متهمان اصلی این بمبگذاری هستند. ایران هرگونه دخالت خود در این بمبگذاری را تکذیب کرده است.
خانوادههای کشتهشدگان و زخمیشدگان این بمبگذاری غرامت دریافت خواهند کرد.
آلبرتو نیسمان، دادستان آرژانتینی ساعاتی پیش از آن که اسناد و مدارکی علیه کریستینا فرناندز د کرشنر، رئیسجمهوری آرژانتین را به مجلس این کشور ارائه کند، با شلیک گلوله به سرش کشته شد.
جسد آقای نیسمان ژانویه امسال در آپارتمانش در حالی پیدا شد که به سرش شلیک شده بود و یک اسلحه ۲۲ کالیبری در کنارش قرار داشت.
با گذشت سه ماه از مرگ دادستان پرونده آمیا، هنوز سئوالهای بیپاسخ زیادی در این باره وجود دارد.
بر اساس گزارشی که آقای نیسمان تهیه کرده بود، مقامهای بلندپایه آرژانتین سعی میکردهاند در ازای معاملات تجاری کلان، جمهوری اسلامی ایران را از اتهام دستداشتن در این بمبگذاری تبرئه کنند.
جیسون رضاییان همراه همسرش بازداشت شد و هنوز در بازداشت به سر میبرد
محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران در جریان سخنانی در دانشگاه نیویورک تلویحا گفته است که خبرنگار روزنامه واشنگتن پست که با اتهامات امنیتی روبروست ممکن است مورد بهره برداری یک مامور اطلاعاتی آمریکا قرار گرفته باشد.
اتهامات جیسون رضائیان که به عنوان مسئول دفتر روزنامه واشنگتنپست در ایران کار میکرد، اوایل هفته پیش پس از حدود ۹ ماه بازداشت مشخص شد.
همکاری با دولتهای متخاصم و تبلیغ علیه نظام اتهامات او عنوان شد اما جزئیات دیگری داده نشد.
آقای ظریف که برای شرکت در نشست پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای به نیویورک رفته و پیشتر با جان کری وزیر خارجه آمریکا دیدار کرد، روز چهارشنبه در بحثی در مرکز همکاری های بین المللی دانشگاه نیویورک شرکت کرد.
او گفت: "متاسفانه دوست شما و دوست من، جیسون، به یک جرم خیلی جدی متهم شده. و من امیدوارم که تبرئه شود. اما او باید در دادگاه با اتهاماتش روبرو شود. او شهروند ایران است. باعث تاسف است که یک عامل پایین رتبه سعی کرده از او بهره برداری کند."
آقای ظریف گفت که "واقعیت این است که بعضی افراد که از نیازهای دیگران برای تلاش برای گرفتن یک ویزا برای سفر به آمریکا برای خود یا برای همسران خود بهره برداری می کنند، درخواست هایی مطرح می کنند که غیرقانونی یا خطرناک است و به حرفه ای بودن یک خبرنگار صدمه می زند."
او توضیح بیشتری نداد اما یگانه صالحی همسر جیسون رضاییان ساکن ایران است و به نظر می رسد سخنان آقای ظریف اشاره ای به تلاش برای گرفتن ویزا برای او بوده باشد.
روزنامه واشنگتن پست به اظهارات آقای ظریف واکنشی نشان نداده است.
جیسون رضاییان و یگانه صالحی روز ۲۲ ژوئیه گذشته دستگیر شدند اما خانم صالحی در ماه اکتبر پس از دو ماه و نیم بازداشت آزاد شد.
آمریکا اتهامات جیسون رضاییان، ۳۹ ساله، که بزرگ شده آمریکاست را پوچ و بیمعنی خوانده و علی رضائیان، برادر جیسون، گفته که هیچ مدرکی برای اثبات اتهامات وارد شده به برادرش وجود ندارد.
آقای رضائیان تابعیت دوگانه آمریکایی-ایرانی دارد.
سردبیر واشنگتن پست پس از اعلام اتهامات آقای رضاییان گفته بود اتهامات علیه جیسون رضاییان "به زودی در دادگاه افکار عمومی و همچنین در یک محاکمه قضایی مطرح خواهد شد هر چند این محاکمه در یک دادگاه انقلاب و در برابر قاضیای انجام میشود که بی انصافی او باعث شده اتحادیه اروپا او را به دلیل نقض حقوق بشر مشمول تحریم قرار دهد."
او به ابوالقاسم صلواتی اشاره داشت که به جیسون رضاییان اجازه نداده وکیل مورد نظر خود را انتخاب کند و وکلای انتخابی او را رد کرده است.
کاخ ریاستجمهوری و وزارت امور خارجه فرانسه و کمیسیون اروپا از اهداف سازمان اطلاعات آلمان بودهاند
گزارشها از آلمان حاکی از آن است که سازمان اطلاعات این کشور به مدت چند سال به نیابت از آژانس امنیت ملی آمریکا از سایر کشورهای اروپایی جاسوسی کرده است.
افشای یک گزارش داخلی سازمان اطلاعات آلمان نشان میدهد که کاخ ریاستجمهوری و وزارت امور خارجه فرانسه و کمیسیون اروپا از اهداف سازمان اطلاعات آلمان بودهاند.
این گزارش داخلی سازمان اطلاعات آلمان خاطرنشان میکند که یک پست بازرسی آلمانها در باواریا، به درخواست آمریکا، جاسوسی شرکتهای اروپایی را میکرد تا ببیند این شرکتها تحریمهای وضع شده از سوی آمریکا در قبال سایر کشورها را نقض میکنند یا نه.
طبق گزارشها سازمان اطلاعات آلمان در عملیات خود از مقامهای آمریکایی و آلمانی جاسوسی نکرده است.
گزارش شده که دولت آلمان از جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا از شرکتهای اروپایی از اوائل سال ۲۰۰۸ با خبر بوده است.
وزیر کشور آلمان خواهان آن شده تا این گزارش سازمان اطلاعات آلمان به یک کمیته پارلمانی این کشور ارائه شود.
هفتهنامه آلمانی اشپیگل در سال ۲۰۱۳ بر مبنای اسناد افشا شده توسط ادوارد اسنودن اعلام کرد که سرویسهای اطلاعاتی آمریکا از سال ۲۰۰۲ تلفن آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان را شنود کردهاند که این مساله، خشم آلمان را به دنبال داشت.
کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کرده است که علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال ایران به عنوان نایب رئیس این کنفدراسیون در منطقه آسیای میانه انتخاب شده است.
این خبر امروز، پنجشنبه در جریان برگزاری بیست و ششمین کنگره فوتبال آسیا در منامه، بحرین اعلام شد.
سپ بلاتر رئیس و ژروم والک دبیرکل فیفا از جمله مسئولانی بودند که در این مراسم شرکت داشتند.
به گفته سخنگوی ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﮐﻨﻔﺪﺭﺍﺳﯿﻮﻥ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺁﺳﯿﺎ، ﻧﺎﯾﺐ رئیسی ﻋﻠﯽ ﮐﻔﺎﺷﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺩﯾﮕﺮ این سمت در مناطق دیگر این کنفدراسیون، ﺑﻪ ﻋﻠﺖ نداشتن ﺭﻗﯿﺐ ﻗﻄﻌﯽ ﺷد.
ﻋﻠﯽ ﮐﻔﺎﺷﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ (منطقه ﻣﺮﮐﺰﯼ - آسیای میانه)، ﺳﻌﻮﺩ ﺍﻟﻤﻬﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﻗﻄﺮ (ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻏﺮﺏ آﺳﯿﺎ)، ﮊﺍﻧﮓ ﺟﯿﻠﻮﻧﮓ ﺍﺯ ﭼﯿﻦ (ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺷﺮﻕ)، ﭘﺮﺍﻓﻮﻝ ﭘﺎﺗﻞ ﺍﺯ ﻫﻨﺪ (ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺟﻨﻮﺏ ﺁﺳﯿﺎ) و ﻭﯾﻨﺴﺘﻮﻥ ﻟﯽﺑﻮﻭﻥ ﺍﻭﻥ ﺍﺯ ﺳﻨﮕﺎﭘﻮﺭ (ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺁﺳﻪ ﺁﻥ) نفراتی بودند که در انتخاب امروز کنفدراسیون فوتبال آسیا، به دلیل نداشتن رقیب، سمت ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺴﯽ ﺁﻧﻬﺎ قطعی شد.
گفته میشود که احتمالا ﺷﯿﺦ ﺳﻠﻤﺎﻥ ﺑﻦ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ آﻝ ﺧﻠﯿﻔﻪ، رئیس کنونی کنفدراسیون فوتبال آسیا هم به دلیل نداشتن رقیب، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭﻩ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻟﻪ آینده در سمت خود باقی خواهد ماند.
چین هرچه کم داشته باشد، پول نقد کم ندارد. ذخیره ارزی این کشور در گوشه و کنار دنیا سر به چهار تریلیون دلار میزند – یا چهار هزار میلیارد دلار.
رشد اقتصادی سالانه چین حدود هفت درصد است. رقمی که به نسبت سالهای قبل کم شده، اما همچنان برای بیشتر کشورهای توسعه یافته مثل رؤیا میماند.
به تناسب این رشد اقتصادی، سرمایهگذاری خارجی سالیانه چین هم در یک دهه گذشته هشت برابر شده. سال ۲۰۱۳ این رقم چیزی بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار بود. سال ۲۰۱۴ کمی افت داشت که عمدتا به خاطر کاهش سرمایهگذاری این کشور در بخش انرژی بود.
البته این افت به احتمال فراوان مقطعی است، چرا که رشد جمعیت چین، بهویژه بزرگ شدن طبقه متوسط، اشتهای این کشور برای منابع مختلف را هم بیشتر میکند.
چینیها در یک دهه گذشته بیشترین سرمایهگذاری را در آمریکا کردهاند، به خصوص از سال ۲۰۱۲ که سرمایهگذاری در آمریکا ناگهان اوج گرفت. اگر سرمایهگذاری خارجی چین در یک دوره ده ساله را به جای امسال از پارسال حساب میکردیم، استرالیا جای آمریکا را میگرفت.
اما در اروپا، مقصد مورد علاقه سرمایه چینی بریتانیاست. نیمه اول سال گذشته، سرمایهگذاری چین در بریتانیا به ۲۴ میلیارد دلار رسید و با سرمایهگذاری آن کشور در آمریکا برابر شد. این رقم بیش از دو برابر ۱۱ میلیاردی است که چین در دوره مشابه در فرانسه سرمایهگذاری کرده.
البته چین همه جای دنیا سرمایهگذاری میکند و قرارداد پشت قرارداد میبندد، از جمله در آفریقا، که چینیها هر روز بیش از پیش به آن توجه نشان میدهند. دومین اقتصاد بزرگ جهان تا کنون در ۳۴ کشور آفریقایی سرمایهگذاری کرده. بیش از همه در نیجریه (۲۱ میلیارد دلار)، بعد در اتیوپی و الجزایر (هر کدام بیش از ۱۵ میلیارد دلار) و بعد آنگولا و آفریقای جنوبی (هر کدام نزدیک ۱۰ میلیارد دلار).
ناگفته پیداست که این حجم عظیم سرمایهگذاری بیش از هرچیز به خاطر منابع طبیعی سرشار آفریقاست.
از نکات جالب در این زمینه سرمایهگذاری ناچیز چین در ژاپن است: چیزی حدود ۱.۶ میلیارد دلار که تقریبا با سرمایهگذاری آن کشور در مغولستان (۱.۴ میلیارد دلار) برابر است. دلیل این امر میتواند تنشهای سیاسی دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان باشد – دو قدرتی که اخیر جایشان در ردهبندی بزرگترین اقتصادهای جهان عوض شد (چین دوم، ژاپن سوم).
آنچه چین بیش از هرچیز نیاز دارد، منابع است. به ویژه آنکه پیشبینی میشود انرژی مصرفی این کشور تا سال ۲۰۵۰ سه برابر شود.
از همین روست که سرمایهگذاری چین در بخش انرژی از سال ۲۰۰۵ به مراتب بیش از بخشهای دیگر بوده و به حدود ۴۰۰ میلیارد دلار رسیده. رقمی که برای تأمین مصرف جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری این کشور لازم است.
البته سرمایهگذاری چین در بخش انرژی سال گذشته افت کرد و بخش بزرگتر پول به حوزههایی چون حملونقل، مسکن، و فنآوری رسید. از آنجا که سرمایهگذاری در بخش انرژی معمولا بزرگ و در اختیار شرکتهای دولتی است، افت موقتی سرمایهگذاری در این حوزه به معنای افزایش سرمایهگذاری بخش خصوصی بوده – که گاه برای کشورهای میزبان جذابتر است.
از دیگر حوزههای کلیدی سرمایهگذاری چینیها، بخش فلزات است، که برای صنایع مختلف و ساختوساز فزاینده در اقتصاد در حال رشد چین ضروری است.
دولت چین در بعضی شرکتها و پروژههای خاص سرمایهگذاریهای عظیم کرده که همهشان در بخش انرژی هستند. بهعنوان نمونه، شرکت ملی نفت فلاتقاره چین (CNOOC) سال ۲۰۱۳ حدود ۱۵ میلیارد دلار در شرکت نکسن (Nexen) کانادا سرمایهگذاری کرد. شرکتهای دولتی دیگر هم در سالهای اخیر قراردادهای چندین میلیارد دلاری امضاء کردهاند.
از انرژی و منابع که بگذریم، بخش مالی بیشترین میزان سرمایه را جذب کرده، بهویژه مورگان استنلی و بانک استاندارد.
اما سرمایهگذاری چینیها به مواردی که اشاره کردیم محدود نمیشود. از آی.بی.ام (IBM) و بارکلیز (Barclays) گرفته تا فورد (Ford) و جنرال موتورز (General Motors)، کمتر شرکت صاحبنامی است که سرمایه چینی به آن وارد نشده باشد. البته رقم این سرمایهگذاریها معمولا کوچک است، اما به هر حال در مجموع رقم قابل ملاحظهای است.
ملک سلمان به سرعت دوران پیشینیان خود را پشت سر میگذارد
برای عربستان سعودی، کشوری که به محافظهکاری و پرهیز از تغییرات ناگهانی شهرت دارد، اتفاقات چند هفته اخیر غیرعادی بوده است.
شتاب و گستره تصمیماتی که ملک سلمان از زمان نشستن بر کرسی سلطنت در ماه ژانویه و پس از درگذشت ملک عبدالله گرفته است، با معیارهای عربستان سعودی نفس گیر و بی سابقه است.
در سیاست خارجی، روش محتاطانه عربستان در مواجهه با بحران های منطقه ای و اهمیتی که این کشور برای دیپلماسی آرام قائل بود، با تصمیم به حمله هوایی به یمن به دور انداخته شد.
عربستان سعودی ناگهان در نقش غیرمعمول رهبر حرکتی ظاهر شده است که بسیاری در منطقه آن را یک عملیاتی نظامی مورد حمایت کشورهای عرب سنی برای جلوگیری از توسعه طلبی ایران شیعه تلقی می کنند.
تغییر نسل
اما تغییرات در داخل عربستان کمتر عجیب نیست.
امیر محمد بن نایف، وزیر کشور در ماه ژانویه به طور غیرمنتظره ای به عنوان نایب ولی عهد پس از امیر مقرن بن عبدالعزیز (ولی عهد وقت) منصوب شد.
پسر ملک سلمان (چپ) نایب ولیعهد و برادرزاده قدرتمند ملک سلمان (راست) ولیعهد شد
امیر محمد اولین نوه عبدالعزیز ابن سعود، بنیانگذار عربستان سعودی بود که بر پلکان منتهی به تخت سلطنت قدم می گذاشت.
ملک سلمان در همان زمان جوانترین پسر خود، امیر محمد بن سلمان را هم به عنوان وزیر دفاع منصوب کرد.
این انتصاب ها به اندازه کافی مهم بودند، اما حالا با تغییراتی غیرمنتظره دنبال شده اند.
امیر مقرن از صحنه خارج شده و امیر محمد بن نایف جای او را به عنوان وارث تاج و تخت گرفته و امیر محمد بن سلمان هم به عنوان نایب ولیعهد معرفی شده است.
کشوری که به داشتن پادشاهان هفتاد ساله و هشتاد ساله عادت کرده بود، یک شبه صاحب ولیعهدی شده که پنجاه و چند سال دارد و جانشینش هم سی و چند ساله است.
سال ها تصور بر این بود که نسل جدید به آرامی و در فرایندی طولانی راه خود را به سوی سلطنت باز خواهد کرد.
در واقع گفته می شد که ملک عبدالله امیر مقرن را عمدا به عنوان جانشین ملک سلمان انتخاب کرده است تا بر این انتقال حساب شده قدرت به نسل جدید نظارت کند.
اما پادشاه جدید با یک حرکت قلم ضرورت چنین نقشی را نادیده گرفت و امیر مقرن را کنار گذاشت.
ترس از ایران
تغییر مهم دیگری که در چشم انداز صحنه سیاسی عربستان سعودی دیده می شود، کنار رفتن سعود الفیصل، وزیر کهنه کار امور خارجه این کشور پس از چهار دهه است.
کنار رفتن او به دلیل وضعیت نامناسب سلامت چیز عجیبی نبود، اما انتخاب کسی خارج از خاندان سلطنتی به عنوان جانشین او غیرمنتظره بود.
وزیر امور خارجه جدید عضو خاندان سلطنتی نیست
عادل الجبیر، وزیر امور خارجه جدید، سفیر عربستان در ایالات متحده آمریکاست.
احتمال دارد که انتخاب او دقیقا به دلیل آشنایی اش با مناسبات داخلی تنها ابرقدرت جهان بوده باشد.
عربستان سعودی و سایر کشورهای عرب خلیج فارس نگران چشم انداز توافق ایران و جامعه بین المللی بر سر برنامه اتمی این کشور هستند که ممکن است به توسعه نفوذ منطقه ای ایران بینجامد.
دخالت بی سابقه عربستان در یمن نشان می دهد که این مسئله در حال حاضر نگرانی اصلی حاکمان سعودی است.
ائتلاف به رهبری عربستان عملیاتی نظامی را برای بازگرداندن رئیس جمهور یمن که از کشور گریخته است آغاز کردهاند
یکی از تازه ترین فرامینی که ملک سلمان صادر کرده، پرداخت پاداشی معادل یک ماه حقوق به تمام اعضای نیروهای نظامی و امنیتی بوده است.
همزمان، ارتقای مقام دو چهره اصلی عملیات نظامی در یمن، یعنی وزیران کشور و دفاع، به تمام منتقدان احتمالی این عملیات در درون خانواده سلطنتی این پیام را می فرستد که رهبری، بدون هر گونه تزلزلی به راهی که برگزیده، پایبند است.
احتمالا شایعاتی در مورد مخالفت های پنهانی در درون خانواده سلطنتی وجود دارد.
اما این مخالفت ها احتمالا مربوط به امیران سالخورده ایست که در انتصاب های جدید نادیده گرفته شده اند، یا کسانی که معتقدند انتصاب سمت های عالی شتابزده صورت گرفته و مهلت دست یافتن به توافق در درون خانواده سلطنتی داده نشده است.
ملک سلمان، گویی این واکنش ها را پیش بینی کرده و در فرمان انتصاب کوچکترین پسرش که نسبتا هم ناشناخته بود، نوشته که ارتقای او با موافقت اکثریت اعضای شورای بیعت خانواده سلطنتی صورت گرفته، یعنی شورایی که برای اطمینان یافتن از انتقال آرام قدرت تشکیل شده است.
واقعیت های جدید
عربستان سعودی شاهد یک سنت شکنی بزرگ است و محافظه کاری گذشته دیگر در آن ظهوری ندارد.
ملک سلمان و همپیمانانش نگران گسترش نفوذ ایران در منطقه هستند
پادشاه و مشاوران جوانش احتمالا به این نتیجه رسیده اند که روش های قدیمی برای رویارویی با چالش های جدیدی مناسب نیست که عربستان سعودی چه در داخل و چه در منطقه با آن مواجه است.
ده ها نفر در روزهای اخیر بازداشت و به برنامه ریزی برای دست زدن به اعمال تروریستی تحت نام گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) متهم شده اند.
القاعده در حال استفاده از فرصت در یمن برای تقویت پایه هایش در آنجاست تا به اهدافی در عربستان حمله کند و ایران هم در حال ایفای نقشی عمده در عراق، سوریه و جاهای دیگر است.
از طرف دیگر در شرایطی که هزینه های عمومی عربستان، از جمله به دلیل جنگ در یمن، سرسام آور است، قیمت نفت پایین مانده است.
خالد الفالح، مدیرعامل شرکت سعودی آرامکو به عنوان رئیس این شرکت جای علی نعیمی، وزیر نفت را گرفته است و انتظار می رود که نعیمی در چند ماه آینده از وزارت نفت برود و جای خود را احتمالا به عبدالعزیز بن سلمان، پسر دیگر ملک سلمان بدهد که اکنون معاون وزیر نفت است.
گمانه زنی چیز تازه ای نیست، اما عربستان سعودی باید با این واقعیت تکان دهنده کنار بیاید که این روزها تقریبا هر چیزی ممکن است.
*جرالد بات، نویسنده این مقاله، تحلیلگر خاورمیانه و مشاور منطقه ای شرکت مشاوره آکسفورد آتلانتیکاست.