lördag 2 november 2019

عزاداری ماه محرم بالاشهری ها اینطوریه

عزاداری ماه محرم بالاشهری ها اینطوریه

عزاداری ماه محرم بالاشهری ها اینطوریه
+19
رأی دهید
-65

افشاگری پسر فتاح، رییس بنیاد مستضعفان از مدرسه حداد عادل

افشاگری پسر فتاح، رییس بنیاد مستضعفان از مدرسه حداد عادل

پسر فتاح در توئیتر نوشت:
مدرسه حداد عادل برای بنیاد مستضعفان است و سالهاست اجاره ای بابت آن پرداخت نشده. حتی به بهانه آن زمینی از آقای قالیباف به بهای مفت خریداری و تغییر کاربری داده شده است..

** هممسر حداد عادل در مصاحبه با صدا و سیما گفته بود: برای پسرم دنبال مدرسه علوم انسانی سالم می‌گشتیم؛ نبود؛ مدرسه غیرانتفاعی تاسیس کردیم.
+16
رأی دهید
-1

کمیسر حقوق بشر اروپا شرایط پناهجویان یونان را «وضعیت انفجار» توصیف کرد

کمیسر حقوق بشر اروپا شرایط پناهجویان یونان را «وضعیت انفجار» توصیف کرد

شنبه ۱۱-۰۸-۱۳۹۸
شورای کشورهای اروپایی، یونان را به‌ دلیل وضعیت پناهجویانی که در جزایر دریای اژه زندگی می‌کنند مورد انتقاد قرار داده است. کمیسر حقوق بشر شورای اروپا می‌گوید که مردم در حال حاضر برای بقا مبارزه می‌کنند.
«محبت نیوز»- دونیا میجاتوویچ، کمیسر حقوق بشر اروپا پس از پایان بازدید پنج روزه از امکانات جزایر یونانی لسبوس، ساموس و کورینتوس از وخاومت چشمگیر شرایط زندگی برای کسانیکه در ۱۲ ماه گذشته در این جزایر زندگی می‌کنند، صحبت کرد.
به گزارش یورنیوز، وی خواستار اقدامات فوری و انتقال پناهجویان از جزایر به سرزمین اصلی یونان شد. او این شرایط را «یک وضعیت انفجاری» توصیف و شرایط غیربهداشتی را که در آن مهاجران در اردوگاه‌های پرازدحام نگهداری می‌شوند برجسته کرد.
وی افزود: «مردم ساعت‌ها برای تهیه غذا و رفتن به دستشویی صف می‌کشند. در جزیره ساموس، خانواده‌ها سنگ‌ها را از دامنه کوه کنار می‌زنند تا جایی برای ایجاد سرپناهی موقت فراهم کنند. این سرپناه اغلب با برگ درختانی که آن‌ها بریده‌اند ایجاد می‌شود. این دیگر هیچ ارتباطی با پذیرش پناهجویان ندارد. این به مبارزه‌ای برای زنده ماندن تبدیل شده است.»
وی از تصمیم دولت یونان مبنی بر انتقال ۲۰ هزار مهاجر از جزایر این کشور به سرزمین اصلی تا پایان سال استقبال کرد اما خواستار ایجاد فوریت برای انجام آن شد.
وی تاکید کرد اگر به این موضوع با فوریت و به اندازه کافی توجه نشود، این شرایط وخیم همراه با تنش‌های موجود، خطر بروز حوادث غم انگیز بیشتر را موجب می‌شود.
یونان در سال ۲۰۱۵ میلادی مسیر ورود تقریبن یک میلیون مهاجر و پناهجو به اروپا بود. طبق آمارها بار دیگر تعداد مهاجرانی که از راه ترکیه خود را به یونان می‌رسانند افزایش یافته است. ترکیه و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶ توافق کردند تا آنکارا مسیر حرکت مهاجران از دریای اژه به یونان را مسدود کند.
ترکیه هم اکنون میزبان بیش از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار پناهجوی سوری است و به تازگی تهدید کرده اگر از حمایت بین‌المللی کافی برخوردار نشود، دروازه‌ها خود را باز خواهد کرد.

fredag 1 november 2019

آماری تکاندهنده از وضعیت روسپیگری در تهران

آماری تکاندهنده از وضعیت روسپیگری در تهران

وضعیت تن فروشی در پایتخت آرام آرام به سمت آژیر خطر کشیده می‌شود، اما مسئولان همچنان از بیان آمار‌ها و وضعیت هراس دارند.

رویداد۲۴  روسپی گر یا تن فروش به افرادی گفته می‌شود که از راه ارتباط جنسی با جنس مخالف اقدام به کسب درآمد می‌کنند. اما این تعریف کمی ۱۰ هزار «تن فروش» در تهران از متأهل تا کارمند/ارتباط جنسی برای عبور از بوروکراسی اداریمتفاوت شده چراکه همجنس گرایی و تن فروشی خاموش هم به جمع تعاریف روسپی گری اضافه شده است.

دیگر زمان حکومت «زال ممد» در دوره رضا شاه نیست تا دخترکان خیابانی تهران را در محلی گرد هم جمع کرده و به خوشگذران‌ها ارائه دهد. «شهر نو» هم نداریم! لاله زار هم سال‌های سال است لاله زار قدیم نیست...

ملکه اعتضادی، پری آژدان قزی، پری بلنده، سیمین بی ام و، اشرف چهارچشم، پری سیاه، شهلا آبادانی، ناهید و بسیاری از زنان روسپی تهران فراموش شده اند. اما متاسفانه تن فروشی یا همان روسپی گری همچنان بازارش در پایتخت داغ داغ است فقط کمی روش تبلیغات و قیمت‌ها متفاوت شده با این فرق که مسئولان این آسیب اجتماعی را تابو می‌دانند و بعنوان خط قرمز به هیچ عنوان به آن ورود نمی‌کنند. حتی وزیرکشور هم در ارائه گزارش آسیب‌های اجتماعی به مجلس حرفی از روسپی‌ها نزد.

در این میان گروهی معتقدند نباید پرونده روسپی‌های تهران را باز کرد و گروهی دیگر می‌گویند باید این تابو شکسته شود. اما منتقدان معتقدند که تعداد روسپی‌های پایتخت آنقدر اندک و کم است که احساس خطر نمی‌شود. اما شاید گفتگو با کارشناسی که مستقیم با روسپی‌های تهرانی ارتباط دارد قابل تامل باشد.

نامش فرحناز سلیمی است، متولد تهران، متخصص مامایی و کارشناس ارشد روانشناسی؛ می‌گوید: از سال ۸۸ در بندرعباس شروع به فعالیت کردم، به دلیل ماموریت همسرم که متخصص اعصاب و روان است به این شهر سفر کردیم، از طریق دوست همسرم (متخص روانشناسی) به مرکز مشاوره ویژه زنان آسیب پذیر آمدم و رسما کارم آغاز شد.

از آغاز فعالیت هایش در محله شهناز بندرعباس و چگونگی ارائه مشاوره به زنان آسیب پذیر می‌گوید: مجوز طرح از سوی وزارت بهداشت با هدف اصلی کنترل اچ آی وی و جلوگیری از گسترش آن از طریق رابطه جنسی بود چرا که سایر روش‌های انتقال بیماری ایدز از جمله مادر به فرزند و سرنگ آلوده کنترل شده بود.

وزارت بهداشت پروژه‌ای را در ۸ استان کشور تعریف کرد، به نام «طرح کاهش آسیب و ارتقای سلامت»؛ براساس پروتکل وزارت بهداشت ۴ گروه هدف برای مرکز ما تعیین شد؛ زنانی که سابقه زندان دارند، زنانی که همسرانشان به زندان افتاده، زنان تن فروش، زنان که معتادند یا همسرانشان اعتیاد دارند. ما باید این زنان را شناسایی کرده و برای مشاوره و معاینات مامایی به مرکز ارجاع می‌دادیم. تامین هزینه‌ها بر عهده وزارت بهداشت بود و ما توانستیم طی ۱۸ ماه در بندر عباس ۱۵۳ نفر را جذب کنیم.

موج در ادامه این گزارش می‌نویسد، بیشتر گروه‌های جذب شده زنان معتاد و تن فروش بودند، و کار ما کنترل اچ‌ای وی بود و باید می‌دانستیم که این زنان رابطه جنسی دارند یا خیر؟ وقتی از خانم سلیمی سوال کردیم چرا در این منطقه کشور این نوع آسیب زیاد است گفت: تعداد مردان مجرد در بندرعباس به دلیل مهاجرت و کار در پتروشیمی‌ها زیاد است. آن‌ها اغلب کارگران فصلی هستند وبرای نیاز جنسی خود با این زن‌ها در ارتباط اند.

اما پس از سه سال با پایان ماموریت همسرم باید به تهران باز می‌گشتیم، در جلسه آخری که با دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد اعلام کردم که باید به تهران برگردم؛ در همان جا پیشنهاد حضور در یک مرکز از سوی یکی از روانشناسان به من داده شد. گرفتن مجوز ۴ ماه طول کشید و در نهایت با ۴ پرسنل (دو دکتر روانشناس، من، یک مسئول فنی و یک کارشناس بهداشت عمومی) مرکزی را با ۴ هدف احداث مرکز مشاوره، احداث مرکز کاهش آسیب زنان، مرکز نگهداری افراد معتاد، کوتاه و میان مدت، مرکز خدمات روانشناختی در تهران راه اندازی کردیم. حالا نام این مرکزجمعیت آفتاب است. مکان اجاره‌ای است، درآمدی هم نداریم و مرکز بودجه خود را از دانشگاه علوم پزشکی دریافت می‌کند و با همین مقدار باید هم خدمات و هم حقوق اعضا را تامین کنیم.

اما شاید برایتان جای سوال باشد که این زنان چگونه شناسایی می‌شوند؟ سلیمی در باره نحوه پیدا کردن آن‌ها می‌گوید: سال‌های پیش در بندرعباس خودمان برای شناسایی به محله‌های خاص می‌ر فتیم، اما کار سختی بود چراکه همان لحظه به ما اعتماد نمی‌کنند، اکنون از میان پرونده‌های مرکز (زنانی که سابقه اعتیاد و تن فروشی دارند) افرادی با روابط عمومی بالا به عنوان همسان انتخاب می‌کنیم (گروه‌هایی که از قبل خودمان شناسایی کردیم و اعتماد دو طرفه میان ما وجود دارد) و به آن‌ها آموزش می‌دهیم.

*شناسایی ۳۲ پاتوق تن فروشان در تهران

گروه‌های هدف ما در چند محله پایتخت هستند (معتادان در محل هرندی و کیان شهر) گروهی از این همسان‌ها معتادان و گروهی تن فروشان را جذب می‌کنند. گروهی هم فقط در پاتوق‌ها و خانه‌های تیمی رفت و آمد می‌کنند، بخشی از آن‌ها گذری هستند و گاهی اوقات همسان‌ها سراغ دوستان مدرسه‌ای خود می‌روند، آن‌ها بابت هر فردی که به مرکز معرفی می‌کنند حق الزحمه می‌گیرند. ما در سال گذشته ۳۲ پاتوق در تهران شناسایی کردیم و ۵ منطقه تهران را زیر نظر داریم.

*سه گروه در تهران تن فروشی می‌کنند

خانم سلیمی علت تن فروشی زنان را فقر و تامین مواد مخدر برای خود و یا همسر می‌داند و می‌گوید: بیشتر زنان، بالای ۳۰ سال سن دارند و شاید بهتر است بگویم مشکل و علت تن فروشی زنان در تهران با بندرعباس فرقی ندارد. ما افرادی داریم که تنها برای تامین یک وعده غذایی اقدام به تن فروشی می‌کنند! برخی برای اینکه پول تعویض مدل ماشین یا خرید مانتو را ندارند دست به تن فروشی می‌کنند؛ و افراد جوانی که تجربه جنسی برایشان مهم است سراغ چنین زنانی با بدترین وجهه می‌روند.

*گروهی از تن فروشان تهرانی با ۵ هزار تومان هم تن فروشی می‌کنند

او از شوهرانی با غیرت! گفت که برای تامین مواد زنانِ خود را در اختیار مردانی قرار می‌دهند که خود انتخاب کرده اند و از مادرانی که صاحب خانه (پاتوق) هستند و یکی از اتاق‌ها را شیر کش خانه و اتاق دیگر را در اختیار تن فروشان قرار می‌دهد! خانم سلیمی با اظهار تاسف از قیمت تن فروشی زنان می‌گفت: قیمت‌ها با توجه به نوع افراد، لوکس و ساده متفاوت است از شبی چند صد هزار تا ۵ هزار تومان! اما میانگین قیمت ۶۰ هزار تومان است، ۶۰ درصد آن‌ها یا معتاد هستند و یا سابقه اعتیاد دارند؛ که ما در سال ۹۵ می‌خواهیم بر روی تن فروشان و پاتوق‌های لوکس تن فروشی کار کنیم.

*درصد زیادی از تن فروشان همسرانشان زندانی هستند

مدیر جمعیت آفتاب می‌گوید: ۶۰۰ پرونده در مرکز داریم که نیمی از آن‌ها تن فروش هستند، از میان تن فروش‌ها هم شاید ۴ نفر سادیسم جنسی داشته باشند، درصد بالایی از آن‌ها زنانی هستند که همسرشان زندانی است (۳۰ درصد)، ۱۵ درصد از زنان تن فروش هم زندان رفته اند و درصد کمی هم از آن‌ها به سراغ افراد معلول می‌روند؛ از سازمان زندان‌ها درخواست کردیم تا برای معرفی موسسه به زندان زنان برویم تا بعد از آزادی برای خدمات و مشاوره به ما مراجعه کنند، اما تا کنون این اتفاق نیفتاده است.

*وقتی مدیر یک NGO را از مجلس بیرون کردند!

این داستان تلاش‌های خانم سلیمی رئیس مرکز توانبخشی زنان آسیب دیده و تن فروش است که تنها و فقط با ۴ پرسنل آن را اداره می‌کند؛ خانم سلیمی با بغض، اما چشمانی امیدوار از روزی صحبت کرد که از جلسه کمیسیون اجتماعی مجلس (موضوع جلسه بررسی آسیب‌های اجتماعی بود) بیرونش کردند؛ هر چند علیرضا محجوب بعد‌ها برای دلجویی آمد، اما او آن روز را فراموش نمی‌کند که برای ارائه آمار‌هایی از زنان آسیب دیده پایتخت (تن فروش و معتاد و ...) و برای کمک خواستن از وکلای ملت به پیشنهاد یکی از نماینده‌های تهران به آن جلسه رفت، اما یکی از نمایندگان زن آمار‌های اورا کذب دانست و با صدای بلند گفت: این خانم دارد اشاعه فحشا می‌کند، زن آسیب پذیر چیست؟ بیرونش کنید!

خانم سلیمی می‌گوید: برخی از دختران نمی‌دانند تن فروش هستند، این درحالی است که روزانه ممکن است با ۴ مرد در ارتباط باشند، جالب است بدانید که بیشتر آن‌ها افراد زیر ۳۰ سال و باسواد هستند، ۳۰ درصد زنان تن فروش دیپلم و بالاتر، ۵۰ درصد سیکل و زیر دیپلم و درصد کوچکی از آن‌ها بی سواد هستند. ما به این تن فروشی خاموش می‌گوییم.

*۳۵ درصد تن فروشان متاهل هستند

به گفته خانم سلیمی بخشی از دختران و زنان تن فروش، افراد معتقدی هستند که صیغه می‌کنند، اما تعریف درستی از این چارچوب عقیدتی ندارند و عده نگه نمی‌دارند، دختران طرد شده از خانواده در قالب خانواده‌های مذهبی و معتقدی که پس از تن فروشی روی بازگشت به خانه را ندارند. حدود ۲ درصد از تن فروشان دختر و ۳۵ درصد آن‌ها متاهل هستند؛ بسیاری از این زنان تن فروش از ارتباط‌های خود باردار می‌شوند که فرزندان خود را یا می‌فروشند یا به سازمان‌های حمایتی می‌سپارند و یا سقط می‌کنند. فرزندان بسیاری از آن‌ها شناسنامه ندارند؛ رها شده و به عنوان واسطه مواد مخدر از آن‌ها استفاده می‌کنند.

بخشی دیگر اززنان تن فروش (حدود یک سوم) در دوران بچگی مورد تعرض محارم قرار گرفته و از آن‌ها باردار شده اند. حتی مواردی از زنان تن فروش هم جنسگرا وجود داشته که بیشتر آن‌ها سابقه زندان دارند و قابل شناسایی هستند. تاسف بار‌تر اینکه تن فروشی در دختران ۱۶ ساله دیده می‌شود که خانواده دار و با سواد هستند.

*تهران حدود ۱۰ هزار تن فروش دارد

براساس آماری که خانم سلیمی از پرونده‌های مرکز به دست آورده حدود ۱۰ هزار نفر از زنان پایتخت تن فروش هستند، او می‌گوید: کار مرکز امر به معروف و نهی از منکر نیست؛ ما نمی‌توانیم به زن بگوییم تن فروشی نکن، مشاور مذهبی هم نداریم؛ کار ما کاهش آسیب است، ما تنها می‌توانیم سرنگ و کاندوم رایگان در اختیار زنان قرار دهیم تا رابطه ایمن تری برقرار کنند، حتی به آن‌ها می‌گوییم اگر می‌خواهی رابطه داشته باشی از میان ۲۰ رابطه ۵ رابطه سالم با پول زیاد انتخاب کن، شاید باورتان نشود، اما مردانی هم هستند که به دلیل اینکه خانم هایشان از کاندوم در رابطه جنسی استفاده می‌کند به سراغ زنان تن فروش می‌روند.

سلیمی ادامه می‌دهد: روزی از آقای ناصر بخت معاون سیاسی انتظامی فرماندار تهران برای شنیدن صدای بیمارانِ مرکز دعوت کردیم و وی در آخر جلسه گفت: «تا یک ساعت پیش قبل از اینکه به اینجا بیایم اگر از من برنامه ریزی برای این زنان را می‌خواستید می‌گفتم این‌ها زنانی زیر خط فقر هسند که باید به آن‌ها پول داد، اما اکنون می‌فهمم که مشکل این‌ها فقر نیست».

*ازدولت و مجلس می‌خوام اجازه دهند حرف بزنیم

سلیمی می‌گفت: پیشنهاد ما تغییر مکان مرکز به یکی از مناطق شمال تهران بود، اما دانشگاه تهران اعلام کرد این مکان را مقر فرماندهی کنید و بیماران مرکز را از بالاشهر‌های پایتخت به مقر ارجاع دهید. از خانم سلیمی سوال کردیم که چه درخواستی از دولت یا مجلس دارند؟ چه امکاناتی نیاز دارند؟ که در جواب گفت: بیشتر از اینکه تقاضای دفتر و نیرو کنم زبان باز می‌خواهم، من می‌خواهم حرف بزنم، گزارش کار‌هایی که در طی ۸ سال انجام دادم را ارائه کنم، اما دریغ! نمی‌گذارند حرف بزنم، من تا زمانی که از عملکردم گزارش دهم متوجه درستی یا نقص کارم می‌شوم.

من می‌خواهم اجازه دهند درباره مسئله ارتباط جنسی در دبیرستان‌های پسرانه و دخترانه صحبت کنم، چرا که بیشترین همسان‌های موفق ما زنان تن فروش را از دوستان دوره مدرسه پیدا می‌کنند؛ به وضوح مشخص است که این زنان تن فروش در دوران مدرسه، قبل از ازدواج، تن فروشی به معنای رابطه جنسی داشتند؛ شاید ندانید که این ارتباط‌ها در دوران مدرسه با راننده سرویس مدارس، شوهر همسایه، همکار مادر و یا پدر بوده.

*برخی تن فروشی‌ها برای ترقی یک کارمند در اداره صورت می‌گیرد

در میان افرادی که به مرکز مراجعه کردند و پرونده نیمه تمام باقی گذاشتند زنانی را می‌بینید که در ادارات خصوصی کار می‌کنند (مراتب ترقی این کارمندان با میزان ارتباط جنسی شان رابطه مستقیم دارد)، اما مراجعه مستقیم ندارند، گاهی برای مشاوره با مرکز تماس می‌گیرند، برخی افراد برای کار راه انداختن و عبور از بوروکراسی اداری از زنان تن فروش استفاده می‌کنند.

به گفته خانم سلیمی ۴ مرکز دیگر هم در دیگر مناطق پایتخت با همین هدف فعالیت می‌کنند که ارتباط چندانی با یکدیگر نداریم. تعداد آن‌ها کم است و بسیاری از بیماران ما متعلق به شهرستان‌های اطراف و حاشیه‌های پایتخت هستند که در آن نزدیکی چنین مرکزی وجود ندارد.

سلیمی درباره خدمات مرکز می‌گوید: محل نگهداری برای زنان نداریم و تنها وعده غذایی ظهر (ناهار) و سرنگ و کاندوم رایگان همراه با مشاوره در اختیارشان می‌گذاریم؛ بودجه زیادی نداریم و با اینکه وسایل را دانشگاه ارسال می‌کند، اما بخشی از آن‌ها را خودمان خریداری می‌کنیم، طی یک سال با دانشگاه قرارداد ۴۵ میلیونی منعقد کردیم، اما با این حال مالیات کسر می‌شود، در حالی که دانشگاه قبل از اینکه پولی به حساب ما بریزد مالیات را باید پرداخت کند نمی‌دانم ما و چنین مرکزی باید مالیات بپردازیم؟ جذب کردن بیماران این مرکز کار سختی است و سلیمی درباره آن توضیح می‌دهد: ما در صحبت با زنان عبارت تن فروش را به کار نمی‌بریم و می‌گوییم اگر دوست داشتی از این خدمات استفاده کن.

ما حتی در پوشش خودمان دقت می‌کنیم باید از رنگ‌های شاد استفاده کنیم و با پزشکان بدون مرز برای خدمات درمانی در ارتباطیم. ۱۴ زن که متادون مصرف می‌کنند پای ثابت مرکز ما هستند وقتی با آن‌ها صحبت می‌کنیم می‌گویند: ما آسیب‌های اجتماعی هستیم که با شما نون می‌خوریم. نون که می‌خوریم تی هم می‌کشیم؛ وقتی شیشه مصرف می‌کنند با آن‌ها صحبت نمی‌کنیم.

از او درباره راه حل پیشگیری از این آسیب در میان زنان جامعه پرسیدیم که در پاسخ گفت: ما باید ارتباط جنسی را تعریف کنیم، به عنوان افراد خانواده چگونه ارتباط را تعریف کردیم؟ زمانی به زیر ابرو برداشتن و سیگار کشیدن و طرز لباس پوشیدن در مدارس گیر می‌دادیم، اما اکنون مسخره است. چقدر باید به حاشیه پرداخت؟ یادم می‌آید دوران مدرسه خودم را که دو بار یکی به دلیل سر کردن مقنعه چانه دار و بار دیگر به دلیل پوشیدن جوراب سفید از مدرسه بیرونم کردند، بدون آنکه بدانند در راه مدرسه به خانه چه اتفاقاتی برای من می‌افتد؟ بنابراین باید عمیق‌تر به موضوع نگاه کرد.

بخشی از این مصاحبه به دلایلی منتشر نمی‌شود، اما مسئولان می‌توانند گزارش کامل وضعیت تن فروشی در تهران را با ارتباط با این جمعیت دریافت کنند.

پیدا شدن ۱۲ پناه‌جوی دیگر در یخچال کامیون؛ در زی‌بروژ چه خبر است؟

پیدا شدن ۱۲ پناه‌جوی دیگر در یخچال کامیون؛ در زی‌بروژ چه خبر است؟

گیت بارگیری کامیون ها به سمت بریتانیاایران وایر ، آیدا قجر
صبح روز چهارشنبه ۳۰ اکتبر، پلیس بلژیک کامیون دیگری را در شمال بلژیک پیدا کرد که در آن ۱۱ پناه‌جوی سوری و یک مرد سودانی قرار داشتند. کانتینر این کامیون هم یخچال بود؛ مثل کامیونی که هفته پیش جنازه ۳۹ پناه‌جو را به بریتانیا رساند.

در یک هفته گذشته، دو کامیون دیگر هم توسط پلیس بلژیک متوقف شدند که در یکی از آن‌ها  ۱۱ اریتره‌ای و در یکی دیگر ۹ عراقی حضور داشتند. همگی این پناه‌جویان سلامت هستند. اما شماری از آن‌ها شبانه‌روز تلاش‌ می‌کنند تا کامیونی بیابند که از بلژیک به بریتانیا برود.‌ این پناه‌جویان از بروکسل و مرزهای مختلف بلژیک به سمت «زی‌بروژ» می‌روند؛ بندری که سکوی پرتاب آن‌ها به بریتانیا به حساب می‌آید.

زی‌بروژ بندری در شمال بلژیک است. از شهر تاریخی بروژ تا بندر، با اتوبوس یا ترن بین‌شهری ۲۰ دقیقه فاصله است. دو روز بعد از کشف کامیون با ۳۹ پناه‌جوی جان‌باخته، مشخص شد که کامیون آن‌ها از زی‌بروژ به سمت بریتانیا حرکت کرده بود. در پی خبری شدن این واقعه، قطارهای بین شهری بلژیک به سمت زی‌بروژ متوقف شدند.
ایستگاه قطار شهر بندری زی بروژمسیر بروژ تا زی‌بروژ پر است از پارکینگ‌ها و پمپ بنزین‌هایی که پناه‌جویان در کمین سوار شدن بر کامیون‌‌ها هستند. برخی از این کامیون‌ها اما کانتینرشان یخچال است؛ مثل نمونه‌ای که روز چهارشنبه متوقف شد و بارش سبزیجات و میوه بود. راننده مشکوک شده بود که در بارش تعدادی پناه‌جو حضور داشته باشند و برای همین با پلیس تماس گرفته بود.

راننده‌های کامیون‌هایی که پناه‌جویان را قاچاقی به بریتانیا می‌رسانند، مظنون به مشارکت در قاچاق انسان هستند. برای همین ترجیح می‌دهند با پلیس در تماس باشند.
دوشنبه‌ای که گذشت، راننده کامیونی که در بریتانیا با ۳۹ جسد مهاجران غیرقانونی کشف شده بود، به دادگاه رفت و به قتل، قاچاق انسان و پول‌شویی متهم شد. «موریس رابینسون» ۲۵ ساله بریتانیایی تا ۲۵ نوامبر وقت دارد که نسبت به این اتهامات اعتراض کند. پرونده او در دادگاه جنایی بررسی خواهد شد.

کامیون‌ها برای حرکت به سمت بریتانیا مورد بازرسی قرار می‌گیرند. پناه‌جویان معمولا با لیزر، اسکن، گرداندن سگ یا کنترل هوای موجود در کانینترها کشف می‌شوند. احتمال لو رفتن آن‌ها در کامیون‌های یخچال‌دار کم‌تر است چون یخچال را خاموش نمی‌کنند: «قبل از این‌که مسافرها در یخچال و در دمای زیر صفر یخ بزنند، خفه می‌شوند. آن‌هایی هم که در میان ۳۹ پناه‌جویی که مردند، لباس‌هایشان را درآورده بودند، احتمالا به همین خاطر بوده است. اکسیژن از بین می‌رود و گرم می‌شوی و نَفَسَت بند می‌آید. من هم در یخچال بودم. شانس آوردم پلیس من را پیدا کرد وگرنه من هم می‌مُردم.»
«احمد» پناه‌جوی ایرانی است که حالا در کمپی در بلژیک زندگی می‌کند و برگه ترک‌ خاک گرفته است. برای همین می‌خواهد دوباره تلاش کند تا به بریتانیا برسد. او بارها زیر کامیون (اکسل) خوابیده، برزنت کامیون‌‌ها را باز کرده و به داخل رفته، روی قطار پریده و به فنس‌های برقی اطراف ورودی بارگیری بندر گیر کرده است: «ال زدن روی برزنت اشتباه است. همه با تیغ می‌زنند، وارد می‌شوند و بعد می‌دوزند. به هر حال دیده می‌شود. ما طناب‌ها را باز می‌کردیم و به من به داخل می‌رفتم، نفر دوم از بیرون طناب‌ها را می‌بست تا اثری نماند و خودش بالای اسب کامیون می‌رفت. باید ریزه باشی تا در محفظه بالای اسب جا بگیری. راهی نیست که امتحان نکرده باشم. این‌جا هم که خسته شدم و گفتم می‌مانم و درخواست پناهندگی می‌دهم. می‌خواهند من را به اسلوونی برگردانند.»

اما برای آن‌هایی که در یخچال جان باختند، مرگ سنگینی بود. یکی از دختران ویتنامی که برای کارگری به بریتانیا قاچاق شده بود، به مادرش پیغام داده و ابراز تاسف کرده بود که نتوانسته است این سفر را به پایان برساند. او در پیامش گفته بود که احساس خفگی دارد؛ برای ساعت‌ها حبس در چهارچوبی آهنی و سرد. حتی اگر یخچال کامیون هم روشن نبود، چندین ساعت زنده ماندن در تاریکی محض، کار آسانی نیست. پلیس گفته بود اثر انگشت‌های آن‌ها روی دیواره‌های کانتینر کامیون مانده بود. انگار برای زنده ماندن، کمک می‌خواستند.

مسافرانی که می‌خواهند اقدام به «انداخت» ‌کنند(اصطلاحی برای هربار تلاش جهت رد شدن غیرقانونی از مرز)، کامیون‌هایی را که به مقصد بریتانیا حرکت می‌کنند را از روی پلاک تشخیص می‌دهند و برمی‌گزینند. روی این کامیون‌ها «UK» نوشته شده و گاهی هم رنگ‌شان زرد است.

اما آن‌هایی که یخچال دارند، مثل همین کامیونی که ۳۹ جسد تحویل بریتانیا داد، از بیرون پلمب می‌شوند. شکل قفل آن‌ها با دیگر کامیون‌ها متفاوت است. قاچاق‌برها اما پلمب را می‌شکنند، مسافران را در یخچال بار می‌زنند و دوباره در آهنی را پلمب می‌کنند. راه نجاتی نیست جز راننده‌ای که جان مسافران را در اختیار دارد.

زی‌بروژ به گفته یکی از پناه‌جویان، به نمونه کوچک‌تری از «کاله» در شمال فرانسه تبدیل شده است. در ماه‌های اخیر خبرهایی از قاچاق انسان و مسیر جدیدی که بلژیک را به بریتانیا وصل می‌کند، منتشر شده بود؛ مثل مرگ پناه‌جوی عراقی که با بستن بطری‌های خالی آب به  دور خودش، می‌خواست تا بریتانیا شنا کند یا خالی کردن پناه‌جویان از پارک‌های بروکسل برای برگزاری تور دوچرخه‌سورای فرانسه که توجه‌ها را در حوزه پناه‌جویان، به سمت بلژیک هم معطوف کرد. با وجود این اخبار اما مسافران بریتانیا می‌گویند: «یا می‌میریم یا می‌رسیم.»
آن‌ها عمیقا باور یا امید دارند که حقوق بشر در بریتانیا اجرا می‌شود. البته هرکدام از آن‌ها که این اخبار را شنیده، به این هم فکر کرده‌ است که ممکن بود خودش به جای هر کدام از آن ۳۹ پناه‌جویی باشد که قرار بود در کامیونی یخچال‌دار، به بریتانیا برسد.
 زی‌بروژ بندری در شمال بلژیک است.پسری فلسطینی به اسم «صالح» در حالی ‌که دو سال در مسیر پناه‌جویی بود، درباره آن ۳۹ نفری که کشته شدند، با تاسف سری تکان می‌داد و می‌گفت: «بالاخره به بریتانیا می‌رسم. هر شب از پمپ بنزین‌ها تلاش می‌کنم اما یا راننده متوجه می‌شود که در کانتینر هستم یا پلیس دستگیرم می‌کند. روزها به پارک می‌آیم و شب‌ها گاهی به خانه دوست دیگرم می‌روم که او هم فلسطینی است یا در همین پارک می‌خوابم.»
او همراه با ده‌ها پناه‌جوی دیگر در پارکی اطراف بروکسل زندگی می‌کند. آغاز سفرش از فلسطین، پیاده‌روی تا مصر بود. قاچاق‌بر او را از مصر سوار قایق کرده و با گروهی از پناه‌جویان، به ترکیه فرستاده بود. از ترکیه هم‌مسیر با پناه‌جویان ملیت‌های دیگر، به سمت یونان رهسپار شده بود. از آتن به مقدونیه رفته، بعد صربستان، کرواسی و اسلوونی را پشت‌سر گذاشته و از ایتالیا به فرانسه و بعد بلژیک رسیده بود. حالا هم می‌خواست به بریتانیا برود: «بعد هم کانادا.»

پسری دیگر که مراکشی بود، مدام شک داشت که با پلیس هم‌صحبت شده است و به زبان عربی به صالح هشدار می‌داد. ۱۷ ساله بود و می‌گفت دو سال سفرش طول کشیده است. سراغ قاچاق‌بر ایرانی را می‌گرفت: «هرکس که من را به بریتانیا برساند، پول می‌دهم. این‌جا با هزار و ۵۰۰ دلار می‌برند. ایرانی با دوهزار یا دو هزار و ۵۰۰ دلار می‌برد. از کاله تا سه‌هزار و۵۰۰ دلار هم قیمت می‌دهند. دوهزار تا را جور می‌کنم.»

با تردید نگاه می‌کرد اما گفت: «ده‌ها بار تلاش کردم. در هر کامیونی که فکر کنی، بوده‌ام. اما هر بار لو رفتیم. فقط برسم، مهم نیست چه کسی با چه ملیتی پول بگیرد.»
او هم مثل پناه‌جویان دیگر که در این مسیر هستند، نوجوانی و جوانی را زود از دست داده و کودکی بود که چشمان‌ بی‌اعتمادش سرد، خسته و سخت شده بودند. تنها وقتی چشمانش برق می‌زدند که اسم بریتانیا را به زبان می‌آورد.

در میان پناه‌جویانی که راهی بریتانیا می‌شوند، گروهی هم هستند که از بلژیک پاسخ منفی گرفته‌ یا به خاطر اثرانگشت در کشوری دیگر، به قول خودشان، «دوبلینی» شده‌اند. طبق «قانون دوبلین»، پناه‌جویان باید در اولین کشور امنی که می‌رسند، درخواست پناهندگی خود را ارایه بدهد. برخی از این پناه‌جویان پرونده‌های سیاسی دارند اما هنوز با گذشت چندین سال، پاسخی دریافت نکرده‌اند و سرگردان، روزها و شب‌هایشان را در کمپ‌هایی که در کنار مرزها بنا شده‌اند، می‌گذرانند. اما نمونه‌هایی هم هستند از پناه‌جویانی که از انتظار خسته شده‌اند و تصمیم دارند به سمت بریتانیا حرکت کنند؛ مثل «فرزاد.»

او  چهار سال شده که به اروپا رسیده است. با باز شدن مرزهای اروپا به روی پناه‌جویان در سال ۲۰۱۵، از ترکیه به سوئد رسید. اما بعد از سه سال، به او پاسخ دادند که اجازه اقامت یک‌ساله خواهد داشت که هرساله تمدید می‌شود و نمی‌تواند سوئد را هم ترک کند. برای همین به بلژیک آمده است و می‌گوید اگر از این کشور هم پاسخ منفی برای پناهندگی بگیرد، به هر قیمتی شده، خود را به بریتانیا می‌رساند. با یادآوری خبر مرگ ۳۹ پناه‌جو در کامیون، صدایش را بالا می‌برد و می‌گوید: «اگر هم مُردَم، مسوول جان من سوئد و بعد بلژیک هستند.»
احمد هم می‌بایست طبق قانون دوبلین، به اسلوونی برگردد. او حالا شب‌ها تلاش می‌کند تا پارکینگ و کامیونی مناسب پیدا کند بلکه شانس بیاورد و به بریتانیا برسد.

البته گروهی از ایرانی‌ها هم هستند که با پرداخت پول‌های هنگفت و استفاده از ارتباطات‌ خود، توانسته‌اند به اروپا برسند. اما بعد از چند بار تلاش برای رسیدن به بریتانیا، پشیمان شده‌ و تصمیم گرفته‌اند در بلژیک بمانند. یکی از آن‌ها می‌گفت: «در تلویزیون یک فستیوال موسیقی دیدم که در بریتانیا بود. به همسرم گفتم می‌خواهم به انگلیس بروم. پول پرداخت کردیم و آمدم. خیلی راحت بود و مشکلی نداشتم. همسرم آشنا زیاد دارد. در حراست بانک کار می‌کند و برادرم هم در نیروی انتظامی است.»
او هم تلاش کرده است تا از «زی‌بروژ» به بریتانیا برود.

قاچاق انسان از بلژیک صفحه «ویکی‌پدیا» هم دارد. بلژیک منبع یا مقصد و همین‌طور کشوری در میانه مسیر قاچاق انسان به شمار می‌رود که سال‌ها است نیروی کار، کارگران جنسی یا پناه‌جویان در آن قاچاق می‌شوند. سال‌ها است که قوانین مختلف وضع می‌شوند و دولت‌ها تغییر می‌کنند اما سیاست‌های این کشور اروپایی هم در سامان‌دهی وضعیت پناه‌جویان ناکارآمد مانده‌اند. گواه آن، پناه‌جویانی هستند که در خیابان‌ها، بی‌سرپناه به سر می‌برند و حالا هم با رسیدن فصل سرما، ممکن است هرکدام از آن‌ها جان خود را از دست بدهند. اگر هم جان سالم به در ببرند، ممکن است در یکی از همین کامیون‌هایی که دورتادور شهر زی‌بروژ را گرفته‌اند، در محفظه‌ای تاریک، منتظر به رویایی فکر می‌کنند که تنها چند ساعت با آن فاصله دارند؛ بریتانیا که انگار قرار است آن‌ها را در زمره خوشبخت‌ترین انسان‌های زمین قرار دهد

نامه نوکیش مسیحی زندانی:”برحسب چه منطقی این محکومیت سنگین بر من تحمیل شده؟”

نامه نوکیش مسیحی زندانی:”برحسب چه منطقی این محکومیت سنگین بر من تحمیل شده؟”

جمعه ۱۰-۰۸-۱۳۹۸
نوکیش مسیحی زندانی “ناصر نورد گل‌‌تپه” در نامه خود خطاب به مردم می‌نویسد امیدوارم صدای مسیحیانِ دربند محبت مسیح را در جهان فراگیر کند.
«محبت نیوز»- نوکیش مسیحی “ناصر نورد گل تپه” زندانی مسیحی محبوس در اوین در نامه‌ای سرگشاده با اشاره به اصول ۱۳ و ۲۶» قانون اساسی جمهوری اسلامی که در آن مسیحیت به رسمیت شناخته شده نوشته: «بیش‌تر از ۲ سال است که با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی کلیساهای خانگی در زندان به سر می‌‌برم.»
او در این نامه تاکید کرده امروز بیش از دو سال است که به جرم واهی و ساختگیِ اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی کلیساهای خانگی در زندان به سر می‌برم و این در حالی است که مراسم آیینی و پرستش جزیی از دین و آیین ماست.
متن کامل این نامه که در اختیار کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی قرار گرفته به این شرح است:
ای مردم سرزمینم ایران
به عنوان یک مسیحی ایرانی فارسی زبان در بند که دارای کتاب آسمانی انجیل هستم خوب است بدانید که برگزاری مراسم آیین مسیحیان فارسی زبان (نه ارامنه) در خانه های یکدیگر در تصور حاکمیت، اقدام علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی تلقی می‌شود. در صورتی که اصل ۱۳ و ۲۶ قانون اساسی به روشنی اقلیت‌‌های دینی را به رسمیت شناخته است. از زرتشتی، کلیمی تا مسیحی و آنها را در انجام مراسم دینی خود آزاد گذاشته‌‌اند. امروز بیش از دو سال است که به جرم واهی و ساختگیِ اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی کلیساهای خانگی در زندان به سر می‌برم و این در حالی است که مراسم آیینی و پرستش جزیی از دین ماست.
نمی‌دانم و جای بسی سوال است که بر حسب چه استدلال و منطق یا گناهی اینچنین محکومیت سنگین بر من تحمیل شده است؟
امیدوارم صدای مسیحیانِ دربند محبت مسیح را در جهان فراگیر کند. با تشکر از همه کسانی که برای حقوق انسانی و فردی آحاد مردم در سعی و تلاش هستند.
                                                                                 زندانی مسیحی، ناصر نَورد گُل تپه-زندان اوین -جمعه ۱۰ آبان ۹۸
نوکیش مسیحی ناصر نورد به همراه سه شهروند کشور آذربایجان ۴ تیر ماه ۱۳۹۵ در یک جلسه خصوصی بازداشت شدند. «الدر قربانوف»، ‌«یوسف فرهادوف» و «بهرام نسیبوف» از اعضای کلیسایی به نام «کلمه حیات» در باکو بودند که هر چهار مسیحی بازداشت شده به مدت دو ماه در زندان انفرادی تحت بازجویی قرار گرفتند و سرانجام به «اجتماع و تبانی در فعالیت‌های تبشیری» متهم شدند.
پس از گذشت چهار ماه زندان این افراد با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به طور موقت از زندان آزاد شدند. سه شهروند آذربایجان پس از آزادی به کشور و نزد خانواده خود بازگشتند اما ناصر نورد گل‌تپه از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست ماشاالله احمدزاده به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و راه‌اندازی تشکیلات غیرقانونی کلیسای خانگی» به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد و حکم دادگاه بدوی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران تایید شد.
ناصر نورد گل‌تپه دی‌ماه ۹۶ جهت اجرای حکم بازداشت و در اوین زندانی است.

نوکیش مسیحی «اسماعیل مغربی‌‌نژاد» اتهاماتش را در دادگاه رد کرد

نوکیش مسیحی «اسماعیل مغربی‌‌نژاد» اتهاماتش را در دادگاه رد کرد

جمعه ۱۰-۰۸-۱۳۹۸
در پی آنچه در دادگاه بین قاضی و اسماعیل مغربی‌‌نژاد رد و بدل شد قاضی وثیقه‌‌ وی را به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش داده که مغربی‌‌نژاد اعلام می‌‌کند توان پرداخت این مبلغ سنگین را ندارد.
«محبت نیوز» – گزارش‌‌ها حاکیست دادگاه رسیدگی به اتهامات اسماعیل مغربی‌نژاد از ایمانداران مسیحی ساکن شیراز قرار است روز شنبه دوم نوامبر برابر با (۱۱ آبان ماه ۱۳۹۸) برگزار شود.
او پیش از این روز سه‌شنبه ۲۲ اکتبر برابر با (۳۰ مهر ۱۳۹۸) به دادگاه انقلاب اسلامی شیراز احضار شد و براساس گزارش دریافتی قاضی از وی در مورد اتهاماتش یعنی «توهین به اسلام» و «ارتداد» پرسیده که اسماعیل پاسخ داده «آیت‌‌الله‌‌ها تعابیر مختلفی از ارتداد دارند.»
در پی آنچه در دادگاه بین قاضی و مغربی‌‌نژاد رد و بدل شد قاضی وثیقه‌‌ی او را به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش داده که مغربی‌‌نژاد اعلام می‌‌کند توان پرداخت این مبلغ سنگین را ندارد. در نهایت دو فیش حقوقی کارمندی به عنوان قرار وثیقه او تعیین  که دو تن از دوستانش آن را بر عهده گرفتند.
به گفته بخش انگلیسی ماده ۱۸، به این شهروند مسیحی می‌‌گویند قاضی اتهام توهین به مقدسات و ارتداد را علیه اسماعیل مغربی‌‌نژاد مطرح کرده که این نوکیش مسیحی هر دو اتهام را رد کرده است. مغربی‌‌نژاد تا زمان برگزاری دادگاه به صورت موقت آزاد است.
این شهروند ۶۵ ساله که ۴۰ سال پیش به مسیحیت گرویده جمعه ۲۵ ژانویه ۲۰۱۹ برابر با (۵ بهمن ۱۳۹۷) توسط ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات در شیراز بازداشت شد. او در این چهار دهه بارها از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تحت فشار قرار گرفته بود و حدود ۱۰ سال پیش نیز از یک سوءقصد جان سالم به در برده است.
«مهوش محمودیان» همسر اسماعیل نیز در سال ۱۹۹۹ میلادی به مسیحیت گرویده بود. اما در سال ۲۰۱۳ میلادی درگذشت و متاسفانه درخواست خانواده او برای دفن وی در گورستان مسیحیان نادیده گرفته شد و مقامات حکومت ایران این اجازه را به آنها ندادند. حتی «آزاد مارشال» اسقف کلیسای انگلیکن یا اسقفی ایران نیز به همین منظور نامه‌ای نوشته و در آن تایید کرده بود که متوفی یک مسیحی معتقد و از اعضای کلیسای اسقفی ایران بوده که در این کلیسا آیین مراسم تعمید و تایید را نیز انجام داده بود اما این نامه بی‎اثر بود.
در نهایت پیکر خانم محمودیان در گورستان مسلمانان آنهم در حضور ماموران امنیتی به خاک سپرده شد و تنها ۵ نفر از اعضای خانواده این بانوی مسیحی اجازه حضور یافتند و مراسم خاکسپاری وی انجام شد.
گفتنی است در سال‌های نخست گرویدن اسماعیل مغربی‌نژاد به آیین مسیحیت، همسر او مهوش بارها مورد بازجویی قرار گرفته بود.