måndag 5 februari 2018

نتایج یک نظر سنجی؛ ۸۰ درصد مردم ایران با حجاب اجباری مخالفند

نتایج یک نظر سنجی؛ ۸۰ درصد مردم ایران با حجاب اجباری مخالفند

گزارش مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری ایران نشانگر رشد جدی مخالفت مردم با حجاب اجباری و دخالت دولت در این حوزه است.پیش‌تر نیز یکی از نظرسنجی‌ها از مخالفت نزدیک به ۸۰ درصد مردم با حجاب اجباری خبر می‌داد.
به گزارش «محبت نیوز» در پی حرکت نمادین شمار زیادی از زنان در اعتراض به حجاب اجباری در ایران، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری گزارش مفصلی از “نشست آسیب‌شناسی” سیاست‌های اعمال‌شده در عرصه حجاب در کشور منتشر کرد.
به گزارش ایسنا در روز شنبه (۱۴ بهمن/ ۳ فوریه)، در این متن ۲۰ صفحه‌ای “پدیده بدحجابی و فراتر از آن مسئله زنان، یکی از مناقشه‌برانگیزترین مسایل فرهنگی و اجتماعی” دانسته شده که جمهوری اسلامی با آن مواجه است.
در این گزارش از جمله به تحقیقی از علی اسدی در سال ۱۳۵۳ بر مبنای یک نظرسنجی اشاره شده که بر اساس آن چهار سال پیش از انقلاب ایران در سال ۵۷ «سه‌چهارم جمعیت ( ۷۵ درصد) ترجیح می‌داده‌اند همسر باحجاب داشته باشند و ۷ درصد نیز تمایل به داشتن همسر بی‌حجاب داشته‌اند».
به گفته دویچه وله، در ادامه گزارش با اشاره به اینکه آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی همراه بوده است با مخالفت آشکار ۲۵ درصد مردان با داشتن همسران باحجاب، تأکید می‌شود که در “دهه گذشته” نگاه‌ها به “نحوه مواجهه دولت با مسئله بدحجابی” تغییر کرده و «نزدیک به نیمی از پاسخ‌دهندگان به پژوهش سال ۱۳۹۳، معتقدند حجاب، مسئله‌ای شخصی است و دولت نباید در آن دخالت کند».
به گزارش مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری، در سال ۸۵ مخالفت با دخالت دولت در بحث حجاب با افزایشی ۱۵ درصدی با ۸ / ۳۴ درصد رسیده است. گزارش می‌افزاید، ۴۰ درصد از “پاسخگویان” موافق دخالت دولت در مسئله حجاب بوده‌اند؛ امری که نشانگر کاهش ۱۵ درصدی طرفداران حجاب اجباری است.
طبق این گزارش، در سال ۸۵ شمار موافقان با دخالت دولت در مسئله حجاب ۵ / ۵۵ درصد بوده است. در سال ۸۲ نیز ۹ / ۵۸ درصد مردم حجاب را الزامی می‌دانسته‌‌اند؛ امری که نشانگر مخالفت ۱ / ۴۱ درصد مردم با حجاب اجباری در آن سال است.

دشواری اجرای “الگوهای رسمی” پوشش زنان
در بخش دیگری از گزارش با اشاره به مخالفت بیش از ۴۱ درصد مردم در سال ۱۳۹۳ با حجاب اجباری، تأکید شده است که «مطالبه اجرای الگوهای مطلوب و رسمی پوشش زنان در جامعه‌ای که حداقل ۴۱ تا ۵۰ درصد آن، حجاب را امری فردی و اختیاری می‌داند، بسیار دشوار است».
گزارش همچنین با استناد به “پژوهش‌های پیمایشی متعدد شورای فرهنگ عمومی برای ارزیابی وضعیت حجاب در جامعه” بر مبنای “تعریف شرعی پوشش” نوشته است: «تقریبن بهترین وضعیت پوششی و آرایشی در دولت نهم در سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ بوده است و بعد از آن وضعیت پوششی و آرایشی از سال ۸۸ روند نزولی یافته است و رعایت حدود شرعی پوشش تا سال ۱۳۹۲ نسبت به سال ۱۳۸۶ که اولین سنجش انجام شده است، ۱۰ درصد افت کرده است و ۱۰ درصد هم از میزان چادری‌ها کاسته شده است».
گزارش می‌افزاید: «شباهت‌هایی میان نتایج پژوهش‌های صورت گرفته توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران و شورای فرهنگ عمومی وجود دارد. از جمله اینکه هر دو پژوهش نشان می‌دهند کاهش الگوهای رسمی چادر و مانتو – مقنعه رخ داده است و میزان کاهش نیز بین ۱۰ تا ۲۰ درصد است».

غیاب “رویکرد مناسب”
در بخش سوم گزارش “مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری” تأکید شده است که «علی‌رغم گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی، هنوز رویکرد مناسب برای ترویج حجاب، صورتبندی نشده است و برخی معتقدند تنها راه مقابله با بی‌حجابی اقدامات انتظامی است. در حالی که برخی دیگر با اشاره به عدم کارایی روش‌های مذکور از جمله گشت ارشاد و نتیجه معکوسی که در دهه اخیر به دنبال داشته است، دولت را به روش‌های فرهنگی و استفاده از زبان مهربانانه سوق می‌دهند».
گزارش “اتخاذ رویکردی مناسب برای مواجهه با مسئله بدحجابی” را “در چنین فضایی بسیار دشوار” دانسته است.
گزارش تصریح می‌کند: «رویکردهایی که در گذشته اتخاذ شده‌اند که بارزترین آن‌ها، قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب است، هدف انتقادات قرار دارند و حداقل اجماع آن است که دستگاه‌های ذی‌ربط از اجرای آن به‌طور کامل سر باز زده‌اند. کارشناسانی هم که از موضع اتخاذ رویکردهای غیرخشن و پیدایش تغییرات اجتماعی گسترده سخن می‌گویند، صورتبندی عملی مشخصی برای راهکارهای پیشنهادی ارائه نمی‌کنند و هنوز الگوی مشخصی از تحقیقات برای شاخص‌سازی وضعیت حجاب در قالب کمیت‌هایی که حداکثر اجماع میان محققان و سیاستگذاران درخصوص آن‌ها وجود داشته باشد، وجود ندارد».
قانون “راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب” که گزارش به آن اشاره کرده، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ است که هدف آن، “درونی و نهادینه کردن حجاب و عفاف، با مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاه‌ها به صورت مستمر و هدفمند” عنوان شده است.

نبود اجماع بر سر “شاخص‌ها”
در گزارش “مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری” تصریح می‌شود که در خصوص مسئله حجاب “شاخص‌هایی” مورد توافق عموم و تحقیقات لازم در مورد آنها وجود ندارد و کارشناسان «در حالی از ناکارآمدی الگوهای پیشین سخن می‌گویند که درخصوص الگوهای ایجابی جدید نیز از ارائه کلیات فراتر نمی‌روند و بیان عباراتی نظیر زبان مهربانانه یا روش‌های غیرخشن، به معنای حل مسئله سیاستگذاری در عرصه حجاب نیستند و این عبارات نیز راهبرد مشخصی را نشان نمی‌دهند».
گزارش در نهایت نتیجه می‌گیرد که “سیاست‌گذاری” در خصوص حجاب “ناکارامدی‌های بسیاری” دارد و «بر اساس نظرات بیان‌شده از سوی برخی مسئولین مرتبط، راهبرد مشخص و شناخته‌ای لازم برای سیاست‌گذاری مناسب، مغفول است».

مخالفت نزدیک به ۸۰ درصد مردم با حجاب اجباری
نتایج یک نظرسنجی با موضوع “موافقت یا مخالفت با حجاب اجباری” نیز که توسط وزارت ارشاد ایران در سال ۱۳۹۴ صورت گرفته بود، نشان می‌دهد که مخالفان حجاب اجباری در تمام استان‌های ایران به‌جز یک استان چند برابر موافقان آن هستند.
طبق این نظرسنجی ۳ / ۷۸ درصد کل جمعیت کشور موافق حجاب اختیاری بوده و تنها ۷ / ۲۱ درصد از حجاب اجباری حمایت می‌کنند.
انک‌زمانی پس از انقلاب بهمن ۵۷، روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در تذکری نخستین گام را برای اجباری کردن حجاب برداشت. او در روز ۱۵ اسفندماه همان سال به حضور زنان “بی‌حجاب” در ادارات ، سازمان‌ها و مجامع عمومی واکنش نشان داد و گفت: «وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌ها لخت بیایند. زن‌ها بروند؛ اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند».
گرچه تا سال ۶۲ هنوز قانونی در مورد حجاب وجود نداشت، اما از سال ۵۹ کارمندان ادارات دولتی عملن موظف به رعایت حجاب شدند.

“سیر قانونی” حجاب اجباری
سال ۱۳۶۲ مصادف بود با تصویب “قانون تعزیرات” که بر اساس آن زنان موظف به رعایت “حجاب شرعی” در انظار عمومی شدند. در این قانون آمده است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد».
در سال ۱۳۶۵ نیز قانونی تصویب شد که مربوط بود به “نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباس‌هایی که استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه‌دار می‌کند”. طبق این قانون «کسانی که در انظار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازات های مذکور در ماده ۲ محکوم می‌گردند». ماده ۲ هم مجازات‌ها را به این ترتیب بیان کرده بود: «۱ـ تذکر و ارشاد. ۲ـ توبیخ و سرزنش ۳ـ تهدید. ۴ـ ۱۰ تا ۲۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا ۲۰۰ هزار ریال برای استفاده‌کننده. ۵ـ ۲۰ تا ۴۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از ۲۰ تا ۲۰۰ هزار ریال در مورد استفاده‌کننده». همچنین کارمندان متخلف می‌توانستند با مجازات‌هایی از انفصال موقت تا دو سال، تا اخراج کامل از خدمات دولتی و یا محرومیت پنج‌ساله از خدمت در تمام نهادهای دولتی روبه‌رو شوند.
مهم‌ترین قانون اما در خصوص مسئله حجاب ماده ۶۳۸ “قانون مجازات اسلامی” است که در سال ۱۳۷۵ به تصویب رسید. به موجب این ماده «هر کس علنن در انظار و اماکن عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد». به موجب تبصره این ماده نیز که همان ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات مصوب سال ۶۲ است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد». طبق ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی،‌حبس و شلاق متهم می‌تواند به تشخیص قاضی به جزای نقدی تبدیل شود.
تصویب قانون “راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب” در سال ۱۳۸۴ قوانین پیشین را به قصد “بازداری و جلوگیری” از “جرم بدحجابی و بی‌حجابی” تکمیل کرد. به دنبال این مصوبه شورای عالی امنیت ملی ایران، مجلس شورای اسلامی نیز قانون ساماندهی مد و لباس را در سال ۱۳۸۵ با هدف ایجاد هنجاری واحد برای عرضه پوشش و مد در سراسر ایران به تصویب رساند.
بالا گرفتن بحث‌ها در مورد حجاب اجباری هم‌زمان با نخستین روزهای اعتراض‌های سراسری در ایران آغاز شد. در همین روزها بود که زن جوانی به نام “ویدا موحدی” در خیابان انقلاب تهران روسری سفید خود را برداشت و آن را بر سر یک تکه چوب انداخت. این اقدام و سپس بازداشت ویدا موحدی، سرآغاز حرکتی شد که در جریان آن شماری از زنان ایرانی با رفتن بر روی یک سکو و آویختن روسری‌شان بر سر تکه چوبی، اعتراض خود به حجاب اجباری را اعلام می‌کنند. این حرکت اعتراضی که از تهران به شهرهای دیگر سرایت کرده، با حمایت مردان نیز همراه شده است. به گزارش مقام‌های انتظامی ایران، در همین ارتباط ۲۹ نفر بازداشت و به دستگاه قضایی تحویل داده شده‌اند.

عفو بین الملل از مقامات ایران خواستار آزادی فوری فعالان حقوق بشر شد

lördag 3 februari 2018

آلمان خواستار توقف مجازات اعدام در ایران شد

fredag 2 februari 2018

انتقاد هنگامه شهیدی از "خوش رقصی" دادستان تهران

انتقاد هنگامه شهیدی از "خوش رقصی" دادستان تهران

هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگاری که شش ماه در بازداشت موقت و در سلول انفرادی محبوس بوده، در نامه سرگشاد‌ه‌ای به رئیس ‌قوه قضاییه ایران از "کینه‌توزی‌های شخصی دادستان تهران" علیه خود خبر داده است.
هنگامه شهیدی اسفند سال ۱۳۹۵ بازداشت شد و بدون اعلام جرم شش ماه در سلول انفرادی بود
بازداشت موقت به مدت طولانی، درخواست پرداخت وثیقه‌های نجومی برای فردی که جرم‌اش ثابت نشده یا ماه‌ها حبس در زندان انفرادی، نه تنها نقض حقوق بشر بلکه خلاف قوانین جمهوری اسلامی هستند؛ هنگامه شهیدی، رونامه‌نگاری که ما‌ه‌ها بازداشت موقت و در سلول انفرادی محبوس بوده، این موضوع را در نامه سرگشاده‌ای به رئیس‌قوه قضاییه ایران یادآوری کرده است.
هنگامه شهیدی اسفند سال ۱۳۹۵ بازداشت شد و بدون اعلام جرم شش ماه در سلول انفرادی بود. او در نامه سرگشاده خود به سخنان آیت‌الله صادق لاریجانی در گردهمایی رؤسای کل دادگستری‌ها و دادستانهای مراکز استان سراسر ایران استناد کرده است.
رئیس ‌قوه قضاییه ایران در این گردهمایی که پنجم بهمن برگزار شد، مدعی شده بود که بسیاری از اشکالاتی که به دستگاه قضایی گرفته می‌شود "یا عامدانه و مغرضانه است یا از سر جهل و ناآگاهی" و همزمان نیز تأکید کرده بود که "هیچگونه فسادی" را تحمل نمی‌کند.
هنگامه شهیدی در نامه سرگشاده خود "از بی قانونی و برخوردهای شخصی" دادستان تهران، عباس جعفری دولت‌آبادی در رسیدگی به پروند‌ه‌ا‌ش انتقاد کرده است.
او نوشته است: «اواخر سال گذشته (١٩ اسفند ماه ١٣٩۵) دستگاه امنیتی کشور به عنوان ضابط قضایی با نظر مستقیم دادستان تهران (جعفری دولت آبادی)، مرا به اتهام واهی و کذب ارتباط با کانال خبری "آمدنیوز" بدون هیچ گونه سند و مدرک رسمی و حقوقی متهم و اقدام به یک ماه بازداشت موقت در انفرادی بند ٢٠٩ کرد.»
هنگامه شهیدی یادآور شده است که در ادامه به بند ٢۴١ حفاظت قوه قضاییه منتقل شده که "فلسفه وجودی آن فقط مختص قضات و کارمندان متخلف دستگاه قضایی است و نه متهمان سیاسی و امنیتی". 
این روزنامه‌نگار در ادامه گفته که ۵ ماه دیگر را در زندان انفرادی به سر برده و نوشته است، هر بار که در تمدید غیر قانونی قرار بازداشت موقت بدون داشتن حق وکیل به بازجویان بند ٢۴١ اعتراض کرده آنها به او گفته‌اند: «قرار بازداشت موقت شما در این ۶ ماه، ماهانه به دستور و تاکید شخص آیت الله آملی لاریجانی تمدید می‌شود و شخص ایشان پشت پرونده شما هستند.»
هنگامه شهیدی که این گفته را پس از آزادی از زندان به صورت کتبی به اطلاع رئیس‌قوه قضاییه رسانده، حال در نامه سرگشاده خود نوشته است: «دو ماه قبل در کمال تعجب مورد تهدید پرسنل و بازجوی حفاظت قوه قضاییه قرار گرفتم.»
او هچنین اشاره کرده که بازجوی حفاظت قوه قضاییه در زمان بازداشت به او گفته است : «در بند حفاظت قوه قضاییه (بند٢۴١) تمدید بازداشت موقت در زندان انفرادی تا ٢٨ بار هم سابقه داشته است.»
شهیدی ابراز امیدواری کرده است که این ادعا از سوی بازجویان حفاظت اطلاعات "کذب بوده باشد و صرفا یک نوع ارعاب و ترفند ضد حقوق بشری برای اخذ اعتراف دروغین و پرونده‌سازی بوده باشد."
هنگامه شیدی در ادامه نوشته است: «متاسفم که باید به شما اعلام کنم مبنای برخی رفتارها در قوه قضاییه مشکلات شخصی با افراد است و ای کاش دادستان تهران به جای کینه‌توزی شخصی با اینجانب و خوش رقصی برای سلسله مراتب خود، مبنای اعمال خود را قانون و آنچه در فقه شیعه و سیره علوی در حوزه قضاوت ملاک است قرار می‌داد.»
این روزنامه‌نگار در پایان نامه سرگشاده‌اش خواستار صدور دستور قرار منع تعقیب و استیفای حقوق از دست رفته مادی و معنوی خود شده است. 

در همین زمینه:

افشاگری جدید محمود صادقی؛ شهادت سعید طوسی قاری قرآن به اعمال خلاف با نوجوانان

افشاگری جدید محمود صادقی؛ شهادت سعید طوسی قاری قرآن به اعمال خلاف با نوجوانان

افشاگری جدید محمود صادقی از پرونده سعید طوسی و ارائه مدارکی از اقرار قاری ممتاز قرآن به تجاوز به قاریان نوجوان.

سعید طوسی حالا از طرف دادگاه تبرئه شده! و نماینده مردم تهران اینبار با دست پرتری به افشای این پرونده جنجالی پرداخته است.
+76
رأی دهید
-1
 
6

نشست نهاد «عدالت برای قربانیان کشتار ۱۳۶۷» در ژنو: مانع کشتار بازداشتی‌ها شوید


نشست نهاد «عدالت برای قربانیان کشتار ۱۳۶۷» در ژنو: مانع کشتار بازداشتی‌ها شوید

نشست نهاد «عدالت برای قربانیان کشتار ۱۳۶۷» در ژنو: مانع کشتار بازداشتی‌ها شوید

نهاد «عدالت برای قربانیان کشتار ۱۳۶۷» روز پنجشنبه جلسه ای با حمایت چهار سازمان غیر دولتی در ژنو برگزار کرد که طی آن از سازمان ملل خواست با رسیدگی به کشتار جمعی زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ در ایران، جلوی کشتار بیشتر مخالفین نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود.
ین نهاد که مقر آن در لندن است، انجمنی از خانواده های زندانیان سیاسی است که در سال ۱۳۶۷ خورشیدی توسط نظام ایران کشته و در گورهای دسته جمعی دفن شدند.
در نشست نهاد «عدالت برای قربانیان کشتار ۱۳۶۷» در ژنو برخی شاهدان عینی عکس هایی از خانواده خود که به رغم داشتن حکم زندان، اعدام شدند، نمایش دادند.
در این جلسه، کارشناسان خواستند جامعه جهانی به عملکرد دولت جمهوری اسلامی ایران نسبت به آنهائی که جرأت می کنند مخالف نظام سخن گویند، رسیدگی کند.
یکی از شاهدان عینی کشتار ۶۷ ایران، در این نشست با اشاره تشابه کشتار ۶۷ و سرکوب های اخیر گفت: فکر می کنید آیا اتفاقی است که پس از تظاهرات ژانویه ۲۰۱۸، اجساد ۱۰ تن از آن معترضین را نمی بینیم؟ مقامات جمهوری اسلامی ایران می گویند آنها یا در زندان خودکشی کرده یا معتاد به مواد مخدر بوده و به این دلیل جان خود را از دست دادند… یا اینکه علناً اعلام کردند که یکی از آن افراد چنان از شرکت خود در تظاهرات پشیمان بود که در زندان دست به خودکشی زد.
از جمله سخنرانان این مراسم، خانم «کریستی بریملو» رئیس کمیته حقوق بشر انگلستان و ولز ابود.
خانم برایملو هشدار داد کسانی که هنوز در زندان هستند، در معرض خطر قرار دارند.
برگزار کننده نشست از شماری قضات سازمان ملل، مقامات ارشد و کارشناسان حقوق بشر دعوت کرده بود مدارکی را که نهاد در اختیار دارد، بررسی کند.
«طاهر بومدرا»، مشاور سابق نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد برای عراق دیگر سخنرانی این نشست بود.
آقای بومدرا گفت: در صورتیکه تحقیقاتی در مورد کشتار ۱۹۸۸ و کشتارهای اخیر انجام نشود، جامعه مدنی چاره ای دیگر ندارد جز این که خود دست به اینکار بزند و ما امیدوارم کارشناسان ما امروز، مدارک و شواهدی را که نشان میدهد در تابستان ۱۹۸۸ چه رخ داد، بررسی کنند.
در پایان جلسه، همه شرکت کنندگان اعتقاد داشتند کشتار ۱۳۶۷ جنایت علیه بشریت تلقی می شود.
خانم برایملو گفت شواهد نشان می دهد که شمار قربانیان حداقل ۳۰ هزار نفر است. شمار قابل توجهی از زندان سیاسی کشته شده، اعضای مجاهدین خلق بودند.

torsdag 1 februari 2018

“کارن وفاداری” به هم ‎کیشان دو تابعیتی خود در مورد بازگشت به ایران هشدار داد

“کارن وفاداری” به هم ‎کیشان دو تابعیتی خود در مورد بازگشت به ایران هشدار داد

گروه کمپین حقوق بشر ایران می گوید که کارن وفاداری، زرتشتی ایرانی- آمریکایی، در نامه ای از زندان اوین حکم حبس و شلاق و مصادره اموالش را ناعادلانه خوانده و به هم ‎کیشان دو تابعیتی خود در مورد بازگشت به ایران هشدار داده است.
به گزارش «محبت نیوز» شعبه ۱۵ دادگاه تهران اخیر کارن وفاداری و همسرش، آفرین نیساری، را بنا بر اتهامات امنیتی به ترتیب به ۲۷ و ۱۶ سال زندان و مصادره اموال محکوم کرده‌ است. کمپین بین‎المللی حقوق بشر می گوید کارن وفاداری همچنین به ۱۲۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
وفاداری در این نامه که متن آن توسط کمپین بین‎المللی حقوق بشر در ایران منتشر شده مجازات خود را «ناعادلانه» و «ظالمانه» دانسته و به همکیشان دوتابعیتی خود در مورد بازگشت به ایران هشدار داده است.
او نوشته است: “برای نخستین بار در تاریخ قضایی ایران شخص بنده با ماده ۹۸۹ قانون مدنی که در سال ۱۳۰۳ تدوین شده محکوم شده‌ام. شوربختانه این که به هیچ کس از جمله بنده و وکیل اینجانبان چنین تفهیم اتهامی نشده و از چنین قانونی بی‌اطلاع بودیم.”
وفاداری می‎افزاید: “این موضوع به این معناست که چه برای من، چه برای همسرم و چه برای تک‌تک شما عزیزان دوتابعیتی زرتشتی که به خاطر عشق به میهن و با هدف سرمایه‌گذاری به کشور بازگشته‌اید همواره خطر از دست دادن املاک و دارایی‌ها و اجبار به ترک کشور وجود دارد. در نتیجه دیگر دوتابعیتی بودن نه تنها منزلتی برای شما همکیشان به حساب نمی‌آید بلکه خطر اعمال ماده منسوخ ۹۸۹ را نیز به همراه خواهد داشت.”
بنا بر ماده ۹۸۹ قانون مدنی، هر شهروند ایران که بدون رعایت مقررات قانونی بعداز تاریخ ۱۲۸۰ خورشیدی شهروندی یک کشور دیگر را کسب کرده باشد، آن شهروندی کان لم یکن بوده و فقط تابعیت ایران به رسمیت شناخته می‌شود و در عین حال “کلیه اموال غیرمنقول او با نظارت مدعی العموم محل به فروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت آن به او داده خواهدشد.”
کارن وفاداری در نامه خود خطاب به زرتشتیان ایرانی نوشته است: «نخست اینکه توصیه نمی‌کنم در منزل خود شراب تولید کنید. با وجود اینکه فکر می‌کردم این کار برای اقلیت‌های زرتشتی که بیش از ۵۰۰۰ سال است شراب در فرهنگ‌شان است، بلامانع است. بنده یک سال و نیم حبس، ۷۴ ضربه شلاق و ۱۴۰ میلیون تومان جریمه محکوم شدم.»
او می افزاید: “دوم از دوستان و دیپلمات‌های خارجی مشروبات الکلی را به عنوان هدیه نپذیرید حتی اگر آنها مشروبات الکلی را از مبادی قانونی و رسمی گمرکی وارد کشور کرده باشند. چرا که همچون من برای شما نیز می‌تواند سه سال حبس و جریمه ۶ میلیارد ریالی به همراه داشته باشد.”
“سوم اینکه از همکیشان عزیز خواهش می‌کنم برای خاطر خود و خانواده‌تان در ایام خوش نزدیک به سال نو محتاط باشید چرا که برگزاری مهمانی مختلط (که برای ما یک امر ساده و بدیهی است) حتی بابت جشن‌ها و رویدادهای ملی از جمله چهارشنبه‌سوری، جشن سده و حتی جشن تولد از نظر نظام قضایی کشور، ترویج بی‌بند و باری به حساب آمده و همانند من شما را تحت ‌عنوان «اشاعه فساد و فحشا» با مجازات ۱۵ سال حبس مواجه خواهند کرد.”