onsdag 2 augusti 2017

دعدام!در ماه گذشته میلادی صد نفر در ایران اعدام شدند

در ماه گذشته میلادی صد نفر در ایران اعدام شدند

سازمان حقوق بشر ایران روز سه‌شنبه ۱۰ مرداد با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که در ماه ژوئیه صد نفر در ایران اعدام شده اند.
به گزارش «محبت نیوز» بنا بر گزارش این سازمان، رقم بالای اعدام در ماه گذشته میلادی ناشی از توقف اجرای احکام در ماه رمضان بوده است. مطابق این گزارش، تنها هشت مورد از این اعدام ها در رسانه های رسمی ایران مطرح شده است.
سازمان حقوق بشر ایران با اشاره به اینکه طرح اصلاح قانونی مجازات اعدام برای جرایم مواد مخدر هنوز به تصویب نهایی نرسیده است، می نویسد ۶۱ مورد از این اعدام ها مرتبط به مواد مخدر بوده است. به گفته محمود امیری مقدم، سخنگوی این سازمان اگر در اجرای این احکام عجله نمی شد، این عده می توانستند به حبس ابد محکوم شوند.
لیست منتشرشده از طرف سازمان حقوق بشر ایران شامل ۳۴ مورد اعدام [قصاص نفس] به اتهام قتل عمد، ۲ مورد سرقت مسلحانه، ۲ مورد تجاوز به عنف است، در یک مورد نیز دلیل اعدام نامعلوم بوده است.
نهادهای معتبر بین المللی حقوق بشر هنوز در این مورد مطلبی منتشر نکرده اند اما این خبر بازتاب گسترده ای در رسانه های عربی داشته است.
گزارش سالانه حقوق بشر بریتانیا که در نیمه پایانی ماه ژوئیه انتشار یافت از موارد نقض حقوق بشر و اعدام نامتناسب با جرایم در برخی از کشورها از جمله ایران ابراز نگرانی کرده بود.
سازمان حقوق بشر ایران روز سه‌شنبه ۱۰ مرداد با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که در ماه ژوئیه صد نفر در ایران اعدام شده اند.

به گزارش «محبت نیوز» بنا بر گزارش این سازمان، رقم بالای اعدام در ماه گذشته میلادی ناشی از توقف اجرای احکام در ماه رمضان بوده است. مطابق این گزارش، تنها هشت مورد از این اعدام ها در رسانه های رسمی ایران مطرح شده است.
سازمان حقوق بشر ایران با اشاره به اینکه طرح اصلاح قانونی مجازات اعدام برای جرایم مواد مخدر هنوز به تصویب نهایی نرسیده است، می نویسد ۶۱ مورد از این اعدام ها مرتبط به مواد مخدر بوده است. به گفته محمود امیری مقدم، سخنگوی این سازمان اگر در اجرای این احکام عجله نمی شد، این عده می توانستند به حبس ابد محکوم شوند.
لیست منتشرشده از طرف سازمان حقوق بشر ایران شامل ۳۴ مورد اعدام [قصاص نفس] به اتهام قتل عمد، ۲ مورد سرقت مسلحانه، ۲ مورد تجاوز به عنف است، در یک مورد نیز دلیل اعدام نامعلوم بوده است.
نهادهای معتبر بین المللی حقوق بشر هنوز در این مورد مطلبی منتشر نکرده اند اما این خبر بازتاب گسترده ای در رسانه های عربی داشته است.
گزارش سالانه حقوق بشر بریتانیا که در نیمه پایانی ماه ژوئیه انتشار یافت از موارد نقض حقوق بشر و اعدام نامتناسب با جرایم در برخی از کشورها از جمله ایران ابراز نگرانی کرده بود.

tisdag 1 augusti 2017

دبیر کل حزب سوسیال مسیحی آلمان: پناهجویان اسلامگرای افراطی باید حبس شوند

دبیر کل حزب سوسیال مسیحی آلمان: پناهجویان اسلامگرای افراطی باید حبس شوند

دو حزب خواهری دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی بایرن و حزب دموکرات مسیحی آلمان می خواهند فشار بر پناهجویان رد شده را برای ترک خاک این کشور افزایش دهند.
به گزارش «محبت نیوز» پس از حمله مرگبار  هفته گذشته‌ی یک پناهجوی اسلامگرای افراطی که نتوانسته بود پناهندگی آلمان را کسب نماید در شهر هامبورگ، دو حزب خواهری دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی بایرن و حزب دموکرات مسیحی آلمان می خواهند فشار بر پناهجویان رد شده را برای ترک خاک این کشور افزایش دهند.
به نقل از وبلاگ اطلاع رسانی پناهجویان، پس از حمله مرگبار یک پناهجوی قبول نشده در شهر هامبورگ، دو حزب خواهری دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی بایرن و حزب دموکرات مسیحی آلمان می خواهند فشار بر پناهجویان رد شده را برای ترک خاک این کشور افزایش دهند.
به همین خاطر ارمین شوستَر، نماینده حزب دموکرات مسیحی آلمان در کمیته داخلی پارلمان این کشور خواهان این شد که به حکومت فدرال در زمینه بازگرداندن پناهجویان قبول نشده اختیارات بیشتری داده شود.
شوستر در مصاحبه با روزنامه آلمانی «وِلت ام زونتاگ» گفت که ایالات آلمان فدرال بالاخره باید این را قبول کنند. به گفته او، وزارت خارجه، پولیس فدرال و وزارت داخله آلمان فدرال “در مقایسه با اداره های اتباع خارجی در شهرهای کوچک آلمان می توانند به مراتب تاثیرگذارتر باشند”.
بورکهارد لیشکا، سخنگوی جناح حزب سوسیال دموکرات آلمان در زمینه مسائل سیاسی داخلی خواهان این شد: «بر آن دسته از کشورهای مبداء که به هیچ وجه قصد همکاری ندارند، از نظر اقتصادی فشار وارد شود تا امکان بازگرداندن شهروندانشان فراهم گردد».
او در ادامه گفت، در موارد مشخص باید بررسی شود که آیا مسئولان از همه ابزار و امکانات برای محدودیت دامنه فعالیت های مهاجر استفاده کرده اند یا نه. از جمله این ابزار موظف کردن فرد به حضور مرتب در نزد مسئولان، محدودیت اقامت و یا بازداشت او به قصد اخراج از کشور است.
شوستر، نماینده حزب دموکرات مسیحی آلمان در کمیته امور داخلی از حزب سوسیال دموکرات آلمان خواست که با تاسیس مراکز ترانزیت برای تشخیص هویت در نزدیکی مرزها موافقت کند. او گفت: «هرکس (که در مورد مسائل مربوط به تقاضای پناهندگی اش مسئولان را) فریب دهد، پنهانکاری کند، دلیلی برای پناهندگی نداشته باشد و یا این که قانون دوبلین شامل حالش می شود، اجازه ورود به کشور را ندارد».
براساس موازین دوبلین یک آواره می تواند فقط در نخستین کشور اروپایی که به آن وارد می شود، تقاضای پناهندگی بدهد.
شوستر خواهان این شد که حکومت آلمان فدرال در نزدیکی میدان های هوایی مراکز ورود به کشور ایجاد کرده و برای اخراج اسلامگرایان افراطی از کشور یک واحد ویژه تشکیل دهد.
اندریاس شویر، دبیرکل حزب سوسیال مسیحی آلمان (سی. اس. یو) نیز خواهان فشار بیشتر بر پناهجویانی شد که تقاضای پناهندگی شان رد شده است. او در مصاحبه با روزنامه آلمانی «بیلد ام زونتاگ» گفت، در صورتی که معلوم شود فرد پناهجو افراطی شده، باید حبس شود تا به دیگران آسیبی نرساند.

مرمت و تعمیر تعدادی از بناهای تاریخی مسیحیان در ایران

مرمت و تعمیر تعدادی از بناهای تاریخی مسیحیان در ایران

در اقدامی مثبت، مرمت و تعمیرات تعدادی از اماکن تاریخی و باستانی مسیحیان ارمنی و آشوری در شهرهای تهران، مشهد و ارومیه در حال انجام است.
به گزارش«محبت نیوز»گزارش‌ها از تهران حاکی از آن است که از آخرین روزهای تیرماه مرمت و تعمیرات کلیسای «مریم مقدس» واقع در منطقه ۱۲ تهران در حال اجراست.
به نوشته پایگاه خبری شورای خلیفه‏ گری ارامنه تهران این تعمیرات شامل «بازسازی پنجره‎های قدیمی گنبد کلیسا»، «مرمت نقاشی عکس مجسمه یادبود پنجاهمین سالگرد نسل کشی ارامنه که در قره کلیسای مریم مقدس واقع در بیکفایا»، «تعمیرات سوریس بهداشتی»، «نصب پروژکتوردر محوطه حیاط» و «هرس درختان و باغچه گل کاری محوطه حیاط» می‎شود.
همچنین مدیر پایگاه میراث فرهنگی بافت تاریخی ثامن مشهد از مرمت و بازسازی کلیسای «مریم مقدس» این شهر خبر داد.
این منبع خبری نوشته با مشارکت ارامنه مشهد ۱۲۰ میلیون تومان اعتبار به منظور مرمت و بازسازی این کلیسا در نظر گرفته شده است.
این کلیسا در سال ۱۹۴۱ میلادی در مشهد بنا شده است. قدمت این بنا به دوران پهلوی اول می‌رسد و پلان ساختمان کلیسا فرمی تقریبن ذوزنقه‌ای شکل دارد.
تعمیر و بازسازی بعضی اماکن تاریخی ارامنه در ایران گام مثبتی است که با همکاری مسوولان جامعه‎ی ارمنی ایران در هفته‎های گذشته برداشته شده است.
همچنین کانال خبری «انجمن کلیسای شرق آشوری ایران» نیز تصاویری را منتشر کرده که نشان می‌دهد تعمیرات بخش غسالخانه این کلیسای تاریخی نیز آغاز شده است و کارگران در آن مشغول فعالیت هستند.
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
فیس بوکتوییتربالاترین

بحران هویتی جوانان پناهجو در آلمان

بحران هویتی جوانان پناهجو در آلمان

هزاران جوان و نوجوان پناهجو در آلمان در شرایط سرگردانی و ترس و دلهره زندگی می‌کنند. آنان با مشکلات عدیده اقامتی و اداری و نیز فرم تازه‌ای از زندگی روبرو هستند که پیش از این برایشان کاملا بیگانه بوده است.
Deutschland unbegleitete minderjährige Ausländer in Karlsruhe (picture-alliance/dpa/U. Deck)
جوانان پناهجو در آلمان ازفشارهای روانی ناشی از بحران‌هایی رنج می‌برند که در کشور خود یا در راه فرار و رسیدن به آلمان از سرگذرانده‌اند. این فشارهای روانی آنان را نه تنها در زمان حال رنج می‌دهد، بلکه حتی درصورت عدم توجه و پیگیری درآینده هم رها نخواهد کرد.
یکی از موضوعاتی که بر وضعیت روانی پناهجویان زیر سن قانونی ـ که مورد توجه این نوشته است ـ تاثیر می‌گذارد، هویت و یا هویت‌هایی است که آنها یا به انتخاب یا به جبر پیدا می‌کنند.
وضعیت زندگی پناهجویان جوان ایرانی و افغان در کشورشان متفاوت است. جوانان ایرانی که عمدتا از خانواده‌های متوسط می‌آیند، در ایران از نظر رفاهی در وضع بدی نبودند. آنان در آنجا به عنوان فرزندان مورد حمایت و توجه خانواده، کمتر امکان زندگی مستقل را یافته بودند. سن کم آنان رابطه بی‌واسطه با جامعه پیرامونشان را ممکن نمی‌ساخت. تصمیم‌گیری برای زندگی‌شان از سوی خانواده‌ها صورت می‌گرفت. به دلیل سن کم از نظر قانونی هم در شرایطی نبودند که سرنوشت خود را تعیین کنند. جوانانی که به این شکل رشد یافته بودند به دلایل مختلف که عمدا تلاش برای زندگی بهتر و ساختن آینده مطمئن‌تری در اروپا بود به خارج از کشور آمده‌اند.
تصمیم به خروج آنان از کشور عمدتا از سوی خانواده گرفته شده، یا لااقل بدون موافقت آنها ممکن نبوده است.
جوانان کم‌تجربه در برابر مسئولیت‌های بزرگ
 به محض تصمیم به خروج از کشور مسئولیت‌هایی از سوی خانواده یا کسانی به آنان واگذار می‌شود که خروج آنها را هماهنگ می‌کردند. این مسئولیت‌ها تازه و ناشناخته هستند. به فضاها و محیط‌های دیگری مربوط می‌شوند که هم از نظر جغرافیایی، هم زبانی و هم فرهنگی متفاوت هستند. پذیرش این مسئولیت‌ها از همان ابتدا کار دشواری است. آنهم برای کسانی که پیش از آن یا بار مسئولیتی بر دوش نداشتند یا در بر دوش کشیدن آن حمایت خانواده را داشته‌اند. شور و هیجان و غرور جوانی در ابتدا مانع می‌شود تا آنان بتوانند ابعاد آنچه را پیش رویشان قرار دارد به درستی ارزیابی کنند.
پرهام ۳ ماه است که در آلمان است. متقاضی پناهندگی است و در یک مرکز نگهداری جوانان زیر سن قانونی زندگی می‌کند. خودش هم برای آمدن به اروپا اصرار داشته اما از شرایط زندگی‌اش در اینجا راضی نیست. او از تنهایی رنج می‌برد، نمی‌تواند با همخانه‌هایش رابطه برقرار کند و مطمئن نیست که آمدنش کار درستی بوده است:
«من به یکباره از یک زندگی راحت افتادم به میانه مشکلات. ایران مدرسه می‌رفتم ولی فکرکردم اینجا آدم آزادی بیشتری دارد و می‌تواند درس بخواند ولی نمی‌دانستم اینقدر مشکلات هست. خودم باید کارهای آمدنم را با قاچاقچی هماهنگ می‌کردم. آدم‌هایی که من به عمرم ندیده بودم و اصلا نمی‌دانستم چطور باید با آنها حرف بزنم، همه‌اش می‌ترسیدم که سرم را کلاه بگذارند و تنها و بی‌پول بمانم. در ترکیه همه مسئولیت‌ها با خودم بود. با آدم‌هایی مثل خودم آشنا شدم که ماه‌ها بود در آنجا گیرکرده بودند. می‌ترسیدم منم مثل اونا بشم .نمی‌دانستم به چه کسی می‌توانم اعتماد کنم، همه با من مثل آدم بزرگی حرف می‌زدند که کلی تجربه داره و می‌تونه برای همه چیز درست تصمیم بگیره. بعضی وقت‌ها خودم هم نمی‌دونم چطور به اینجا رسیدم. فکر می‌کنم که دارم خواب می‌بینم.»
او از جمله کسانی است که شانس آورده و دشواری‌های سفر زمینی را از سر نگذرانده است، با این‌حال به ناگهان هویت تازه‌ای یافته که پر از مسئولیت است. ناگهان بزرگسال شده است، با همه توقعاتی که از یک بزرگسال وجود دارد. تصمیماتش می‌باید با منطق بزرگسالی و نصایح بزرگسالان همخوان باشد. اما احساساتش همزمان بزرگ نشده است، دلتنگی‌های ناشی از جدایی یکباره از تمام خانواده ودوستان و کشوری که در آن بزرگ شده او را با عواطف ناشناخته تازه‌ای هم مواجه کرده است.
علی پناهجوی ایرانی دیگری است که نزدیک دوسال است در آلمان زندگی می‌کند:
«من در ایران یک شب هم که به خانه  دوستم می‌رفتم، شب دوم دلم می‌خواست برگردم خانه خودمان. وقتی قرار شد به اروپا بیایم می‌خواستم ادای بزرگ شدن را دربیاورم و بگویم که این چیزها مهم نیستند، حتی تا شب آخرهم که می‌خواستم بیایم یکجوری رفتارمی‌کردم که اصلا عین خیالم نیست ولی الان خیلی دلم برای خانواده‌ام تنگ شده . به زندگی اینجا عادت نکردم. اصلا معلوم نیست که پناهندگی‌ام درست شود و اینجا بمانم. از دست کارهای اداری خسته شدم. در ایران اصلا نمی‌دانستم کار اداری چیست همه کارها را پدرم انجام می‌داد.»
Minderjährige Flüchtlinge in einer deutschen Schule
عکس از آرشیو
نوجوانان افغان با شرایط دیگری به اروپا آمده‌اند. آنان اغلب با گروه‌های بزرگ پناهندگان بعد از باز شدن مرزهای آلمان به اینجا رسیده‌اند. چه در ایران و چه در افغانستان از مسئولیت کار کردن دور نبوده‌اند و رفاه چندانی نداشته‌اند. با اینحال هویت فرزند خانواده بودن و از حمایت‌های خانوادگی بهره‌مند بوده‌اند را داشته‌اند. با دور شدن از کانون خانواده در راه رسیدن به اروپا ناگزیر به گرفتن تصمیم‌هایی شده‌اند که می‌توانسته برایشان خطر جانی به همراه داشته باشد. به هنگام سوار شدن بر قایق‌های ناامن، قاچاقچیان آنان را در کنارصدها پناهجوی دیگری قرار داده‌اند که با آنان بیگانه بوده‌اند و تنها به دلیل شرایط خاص در کنار هم قرار گرفته‌اند و هر کدام مجبور بوده‌اند به تنهایی بار مسئولیت خود را بر دوش بکشند.
رحیم هفده ساله، یکسال و نیم است که در آلمان زندگی می‌کند .از بی‌خوابی رنج می‌برد و تلخی‌های طول سفر برایش به کابوس تبدیل شده‌اند:
«قاچاقچی به ما گفت همه باید سوار قایق بادی بشویم. من می‌ترسیدم ولی هیچکس نبود بپرسم که چکار کنم.  من هم سوار شدم، چون از وضع یونان خسته شده بودم. شب‌ها تو پارک می‌خوابیدیم. همه‌اش می‌ترسیدیم پلیس ما را دستگیر کند، خیلی وقت‌ها گرسنه بودیم. چیزی برای خوردن نبود. مردم گاهی برایمان غذا می‌آوردند ولی کم بود. امکان تماس با خانواده را نداشتم. وقتی سوار قایق شدم مطمئن نبودم که زنده می‌مانم. قایقی که جلوی ما بود خراب شد و خیلی‌ها غرق شدند. حالا من همه‌اش خواب آن قایق را می‌بینم. در افغانستان می‌خواستم نان هم بخرم از بابام می‌پرسیدم، بعد یکدفعه باید در مورد همه چیز خودم تنها تصمیم می‌گرفتم.»
کودکانی فاقد سرپرست
در مسیر راه، پناهجویان به کسانی تبدیل می‌شوند که سرنوشت نامعلومی دارند. نمی‌دانند چه کشوری حاضر است آنها را بپذیرد. حس می‌کنند که دیگران از بودنشان راضی نیستند و هر کشوری سعی می‌کند آنها را به جای دیگری بفرستد.  هیچکس از آنها حمایت نمی‌کند و ماه‌ها مجبور می‌شوند هویت پناهجویان تحقیر شده ولی صبور را داشته باشند. شرایطی که اثرات تعیین کننده‌ای بر زندگی  بعدی آنها می‌گذارد.
جعفر ۱۵ ساله از شرایط مسیر فرارش خاطرات تلخی دارد:
«در ایران که بودیم فکر می‌کردیم اینجا با ما به عنوان افراد افغان بدرفتاری می‌شود. ولی در یونان و ایتالیا بدتر بود آنجا لااقل زبانشان را می‌فهمیدیم. در یونان نمی‌دانستیم می‌خواهند با ما چکار کنند. برنامه‌شان چیه. هر روز یک وضع تازه‌ای بود. دلم می‌خواست گریه کنم ولی فکر می‌کردم خیلی بد است چون همه وضع من را داشتند. هر روز فکر می‌کردم که باید چکار کنم. تلفنم را هم ازم دزدیدند، نمی‌تونستم با کسی تماس بگیرم. دلم می‌خواست برگردم ولی نمی‌دانستم چطوری.»
با ورود به اروپا و  کشور آلمان ـ که مورد نظر این نوشته است ـ آنان به ناگاه از شخصیت بزرگسالی که در طول راه به آنان تحمیل شده بود و در نتیجه همه مسئولیت‌های بزرگسالی  را به دوش آنان گذاشته بود، دوباره به سن واقعی خود برمی‌گردند. در اینجا به آنان گفته می‌شود که چون به سن قانونی نرسیده‌اند باید قیمی داشته باشند و او برای همه زندگی آنها تصمیم می‌گیرد. در مکان‌هایی که برایشان در نظر گرفته می‌شود، مسئولانی هستند که برایشان برنامه‌ریزی می‌کنند. همه کارها و مسئولیت‌های مربوط به آنان میان افراد مختلفی تقسیم می‌شود که پیش از این نامشان را هم نشنیده بودند و عناوین آنان برایشان کاملا بیگانه است.
در تمام مسیر فرارشان آنان یاد گرفته بودند که نمی‌توانند به کسی اعتماد کنند. اما در اینجا آنان سردرگم می‌شوند که افراد تازه را در کدام ردیف از کسانی که تا به حال با آنها سرو کار داشتند قرار دهند؟ چقدر می‌توانند به آنها اعتماد کنند؟ طیف بزرگی از کارکنان ادارات دولتی تا قیم و سرپرست و مسئولین ادارات دولتی رودررویشان قرار می‌گیرند. کسانی که نه خانواده آنها هستند که بی قید وشرط به آنها اعتماد می‌کردند و نه قاچاقچیانی که می‌باید با ترس و احتیاط با آنها برخورد می‌کردند. در اینجا آنان به عنوان پناهجویان زیرسن قانونی از حمایت‌هایی برخوردار می‌شوند وهویتی می‌یابند که می‌باید برای ماندن در آن و بهتر شدن شرایط اقامتی هر تلاش ممکنی را انجام دهند. درکنار همه اینها پناهجویان دیگری قرار دارند که از گروه‌های گوناگون هستند. حضور آنان حداقل این دلگرمی را می‌دهد که تنها نیستند اما در عین حال به همگونی و تفاهم برای سازگاری باهم نیاز است.
Minderjährige Flüchtlinge in einer deutschen Schule
عکس از آرشیو
ایفای نقشی تازه
در آلمان به آنان گفته می‌شود که ما از شما حمایت می‌کنیم و می‌توانید از مزایای پناهندگی در اینجا استفاده کنید به شرط آنکه ما را قانع کنید که در کشور خودتان جانتان در خطر‌بوده است. این بار دوباره برای تصمیم‌گیری توپ  مسئولیت به زمین آنها پرتاب می‌شود، کاری که از همه مسئولیت‌های قبلی سخت‌تر است. تلاش برای زندگی بهتر دلیل گرفتن اجازه اقامت در اروپا نیست به ناچار می‌باید هویتی تازه برای خود ساخت که گاه به هویت واقعی زندگی آنها ربطی ندارد. با این هویت تازه می‌باید چنان زندگی کرد و خو گرفت تا در مصاحبه اداره پناهندگی آلمان بتواند به هویتی قابل باور بدل شود.
با تمرین و تکرار این داستان‌ها آنان خود  را چنان در این نقش قرار می‌دهند که خودشان هم باور می‌کنند به واقع چنین سرگذشتی را از سر گذرانده‌اند. فشار روانی جلسه مصاحبه برای قبول یا رد تقاضای پناهندگی بر فشارهای قبلی اضافه می‌شود. (بدیهی است کسانی که داستان‌های واقعی را بیان می‌کنند از این گروه مجزا هستند.) سرگشتگی بیشتر از اینجا شروع می‌شود که آنان نمی‌دانند در بیان این داستان‌ها به چه کسانی می‌توانند اعتماد کنند. قیم‌هایی که در زندگی آنان نقش تعیین کننده‌ای دارند و در موارد مهم برایشان تصمیم می‌گیرند افرادی نیستند که آنان بتوانند آنقدر به آنها اعتماد کنند تا زندگی واقعی‌شان را برایشان تعریف کنند چرا که این افراد در سیستم اداری دولت آلمان جای دارند. درعین حال آنها کسانی هستند مسئول کارهای اداری مربوط به پناهندگی‌شان. تعاریفی که پناهجویان دیگر از سخت‌گیری در مورد پذیرش تقاضای پناهندگی می‌کنند، آنان را وامی‌‌دارد که به هویت تازه خود رنگ ولعاب بیشتری بدهند و خود را بیش از پیش برای بیان سرگذشت خود تحت فشار قرار دهند.
 هرچند در اینجا با این جوانان به عنوان افرادی نابالغ رفتار می‌شود اما در مورد آنچه به سرنوشت آینده آنان برای زندگی در اروپا و آغازی نو برمی‌گردد، مسئولیت به تمامی بر گردن خودشان است.
جوانان و نوجوانان پناهجو درکنار دلتنگی‌هایشان برای خانواده که معلوم نیست کی دوباره فرصت دیدار آنها را پیدا کنند، دشواری‌ها و بحران‌هایی که در وطنشان از سر گذرانده‌اند و همینطور فشارهای روانی و جسمی طول سفرشان در راه رسیدن به اینجا، به تنهایی مسئول وضعیت آینده خود هستند.
در عین حال آنها خود را موظف می‌دانند که در برابر خانواده‌هایشان که برای آمدن آنها هزینه‌های گزاف پرداخته‌اند جوابگو باشند. آنها بحران‌های معمول جوانی و نوجوانی را همراه با انبوهی از بحران‌های ناآشنا می‌گذرانند. آنها در کنار خانواده خود حتی نامی از بحران‌های امروزی نشنیده بودند تا احتمالا بتوانند از راه حل‌های آنها برای غلبه بر شرایط موجود سود جویند.
این گروه پناهجویان برای یافتن هویت واقعی تازه‌ای که با وضعیت جدید آنها همخوان باشد راهی دشوار در پیش روی دارند. راهی که این جوانان به ناگهان بزرگسال شده، به تنهایی و آسانی نمی‌توانند طی کنند. بحران‌های هویتی چندگانه آنها در مقاطع مختلف رسیدن به اینجا را باید جدی گرفت و راه حل‌های جدی تری برای آنها یافت.
ناهید کشاورز، روان‌درمانگر و مشاور امور پناهندگان در آلمان

در همین زمینه:

'نیمی از دانشجویان استرالیا قربانی نوعی آزار جنسی شده‌اند'

'نیمی از دانشجویان استرالیا قربانی نوعی آزار جنسی شده‌اند'

آزار جنسیحق نشر عکستجاوز END در محوطه دانشگاه استرالیا
Image captionدانشجویان استرالیایی مبارزه با آزار جنسی را شروع کرده‌اند
کمیسیون حقوق بشر استرالیا می‌گوید در سال ۲۰۱۶ بیش از نیمی از دانشجویان این کشور قربانی آزار جنسی شده‌اند.
به گفته این کمیسیون حدود هفت درصد دانشجویان استرالیایی در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ دست کم یک بار قربانی حمله جنسی شده‌اند.
این بررسی که بزرگترین تحقیق در این زمینه در استرالیا بوده ۳۹ دانشگاه و ۳۱ هزار دانشجو را پوشش داده و درجات مختلف اذیت و آزار جنسی را در تمام دانشگاه‌ها گزارش کرده است.
در این گزارش حمله جنسی به مواردی گفته شده که "فرد مجبور یا وادار شود یا فریب داده شود که بر خلاف میل یا بدون رضایت وارد عمل جنسی شود". این شامل مواردی هم می‌شود که فرد "رضایت اولیه خود را پس گرفته باشد."
آزار جنسی به عنوان رفتار ناخواسته که ماهیت جنسی داشته باشد تعریف شده است مثل نگاه یا نظر نامناسب.
کیت جنکینز، رئیس کمیسیون تبعیض جنسی استرالیا این گزارش را ناراحت‌کننده خواند، چرا که به گفته او نشان می‌دهد "حمله و آزار جنسی تجربه رایجی در آموزش آکادمیک دانشجویان، زندگی اجتماعی و تجربه آنها در محل اقامتشان است."
خانم جنکینز گفت چنین تجربه‌هایی آثار "ویرانگری بر زندگی، سلامت، تحصیل و آینده شغلی دانشجویان خواهد داشت و ممکن است زندگی آنها را به کلی عوض کند.
به گفته خانم جنکینز از هر پنج قربانی حمله جنسی یک نفر گفته که در دانشگاه یا در مناسبت‌های جمعی به او حمله شده است.
او به طور خاص وضعیت زنان را در کالج‌ها که بنا بر گزارش تازه احتمال حمله جنسی به زنان در آن چهار برابر مردان است، نگران‌کننده خواند.

دیگر یافته‌های گزارش:

  • ۵۱ درصد قربانیان حمله جنسی و ۴۵ درصد قربانیان آزار جنسی مهاجم یا مهاجمان را می‌شناختند
  • دانشجویان دوجنس‌گرا و بدون گرایش جنسی بیش از دیگران ممکن است هدف حمله جنسی قرار بگیرند
  • اکثر مهاجمان مرد هستند
  • ۱.۶ درصد دانشجویان در دانشگاه هدف حمله جنسی قرار گرفته‌اند

måndag 31 juli 2017

ازدواج دختران زیر ۱۳ سال حتی با اجازه پدر و دادگاه ممنوع می‌شود

ازدواج دختران زیر ۱۳ سال حتی با اجازه پدر و دادگاه ممنوع می‌شود

نایب رئیس فراکسیون زنان مجلس گفته است آمار طلاق، افزایش ازدواج کودکان، افزایش فاصله سنی بین دختر و پسر در ازدواج‌ها و مرگ‌ومیر تعداد بسیاری از دختران در هنگام زایمان به دلیل فرزند‌آوری در سنین پایین سبب اصلاح این قانون است.
به گزارش «محبت نیوز» در شرایطی که در جمهوری اسلامی جناح اصولگرا و تندرو به شدت تلاش می‌کند تا ازدواج در سن پایین بیشتر شود. به باور آنها ازدواج در سن کم باعث کاهش فساد در جامعه می‌شود، اما فعالین حقوق زنان می‌گویند، ازدواج علاوه بر بلوغ جنسی به بلوغ فکری هم نیاز دارد.
حالا “فاطمه ذوالقدر” نایب رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی در خصوص اصلاح سن ازدواج دختران می گوید: فراکسیون زنان مجلس با هدف کاهش ازدواج دختران کمتر از سن قانونی ۱۳ سال به دنبال ارائه طرحی جهت اصلاح این قانون برآمده است، متاسفانه آمار طلاق، افزایش ازدواج کودکان، افزایش فاصله سنی بین دختر و پس در ازدواج‌ها و مرگ‌ومیر تعداد بسیاری از دختران در هنگام زایمان به دلیل فرزند‌آوری در سنین پایین سبب اصلاح این قانون است.
این نماینده مجلس با اشاره به نظر کارشناسان امور بهداشت و سلامت، گفت: این کارشناسان اذعان دارند که فرزند‌آوری برای دختران کمتر از ۱۸ سال آسیب بسیار به همراه دارد، البته با توجه به فتوای آیت الله مکارم شیرازی سن ازدواج را کاهش خواهیم داد، این سن قطعا بین ۱۵ تا ۱۸ سال خواهد بود.
وی افزود: سن دقیق ازدواج با توجه به نظر کارشناسی مرکز‌ پژوهش‌های مجلس، حقوقدان‌ها و نظر سایر مراجع مشخص خواهد شد، از سوی دیگر محدودیت‌هایی برای ازدواج کمتر از سن ۱۳ سالگی دختران قائل خواهیم شد به نوعی که با اذن پدر و دادگاه هم امکان ازدواج کمتر از ۱۳ سالگی وجود نداشته باشد، البته سن ۱۳ سالگی هنوز قطعی نشده است.
نایب رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، یادآور شد: نظر کارشناسی برای تعیین سن ازدواج هنوز اعلام نشده اما در تلاشیم تا این مسئله را تعیین تکلیف کنیم، زیرا آمار ازدواج در سنین پایین و کودکی بسیار نگران کننده است.
شایان ذکر است پیش از این “محمدعلی پورمختار” عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس نیز در مورد ثبت ۴۳ هزار عقد ازدواج غیر قانونی در دفاتر ثبت ازدواج ایران خبر داده بود، به گفت وی قانون درمورد منع ازدواج کودکان وجود دارد که در آن بر منع عقد این کودکان از سوی دفاتر ثبت ازدواج تاکید شده، ضمن آنکه ضمانت اجرایی کیفری هم برای دفاتر ثبت در صورت تخلف در نظر گرفته شده است اما متاسفانه شاهد ثبت ازدواج کودکان برخلاف قانون در برخی دفاتر ثبت ازدواج هستیم.