söndag 1 mars 2015

پگیدا در بریتانیا: گول 'لایک‌های' فیسبوک را نخورید

پگیدا در بریتانیا: گول 'لایک‌های' فیسبوک را نخورید

  • 28 فوریه 2015 - 09 اسفند 1393
تنها چند صد نفر در تجمع اخیر پگیدا در وین شرکت کردند
شاید به نظر برسد که حملات اخیر پاریس باعث شده روز به روز بر محبوبیت پگیدا، جنبش "مخالفت با اسلامی شدن" آلمان، در بین ساکنان بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی افزوده شود – مخصوصا اگر چشمتان به فیسبوک باشد. اما واقعا این‌گونه است؟
این جنبش ریشه در شبکه‌های اجتماعی دارد. گروه "اروپایی‌های میهن‌دوست علیه اسلامی شدن غرب"، که با مخفف آلمانی پگیدا شناخته می‌شود، ابتدا یک گروه فیسبوکی بود که توانست با برگزاری چند تجمع اعتراضی در شهر درسدن آلمان توجه جهانیان را جلب کند.
این گروه خواستار سخت‌تر شدن قوانین مهاجرتی و محدود شدن تعداد پناهجویان است. اما منتقدان می‌گویند این گروه ضدمسلمان است و بخشی از حامیانش را فاشیست‌ها تشکیل می‌دهند.
بعد از حمله به مجله شارلی ابدو شاهد ظاهر شدن چندین شعبه جدید پگیدا در اینترنت بودیم و این برای خیلی‌ها نشانگر گسترش نفوذ این گروه در سطح اروپا است. گروه‌های محلی پگیدا در فرانسه، نروژ، سوئد، بلژیک، اسپانیا، بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی حالا در فیسبوک صفحه دارند.
صفحه پگیدا در بریتانیا بیش از ۱۷٫۰۰۰ بار "لایک" شده. این صفحه در فاصله کوتاهی پیش از حمله به شارلی ابدو گشوده شده و می‌توان نتیجه گرفت که بیشتر "لایک‌ها" به بعد از وقایع پاریس تعلق دارند.
ولی تحلیل بی‌بی‌سی نشان می‌دهد که منشاء بیشتر آنها اصلا بریتانیا نیست. ما با استفاده از ابزارهای تحلیلی، فعالیت‌های فیسبوکی پگیدا را از لحاظ مکانی بررسی کردیم. تنها حدود نیمی از کسانی که صفحه پگیدا در بریتانیا را لایک کرده‌اند در این کشور زندگی می‌کنند و منشاء بخش قابل توجهی از آنها از آلمان است.
به گفته گروه "دیدبان پگیدا"، که از شماری فعال چپ‌گرا تشکیل شده و فعالیت‌های اینترنتی پگیدا را رصد می‌کند، کاربران آلمانی به رشد صفحه‌های فیسبوکی پگیدا در دیگر کشورها هم کمک کرده‌اند.
"دیدبان پگیدا" می‌گوید حامیان پگیدا در شرق آلمان معمولا چند گروه مختلف پگیدا را لایک می‌کنند و با ایجاد صفحه‌های شخصی جعلی ارقام را بزرگ‌تر جلوه می‌دهند.
فیسبوک پگیدا در بریتانیا ۱۷٫۰۰۰ بار لایک شده ولی بیشتر آنها از خارج از بریتانیا بوده‌
بی‌بی‌سی با یکی از رهبران پگیدا در بریتانیا که با نام مستعار "دیوید" شناخته می‌شود صحبت کرد. ما از طریق صفحه فیسبوک با او تماس گرفتیم ولی هنوز نتوانسته‌ایم هویت او را تایید کنیم. به گفته او، رهبران گروه‌ها می‌خواهند تا زمان انتخاب یک سخنگوی رسمی ناشناخته باقی بمانند. دیوید به ما گفت که اصلیتش آلمانی و سوئیسی است ولی حالا در بریتانیا زندگی می‌کند و بیشتر کادر رهبری پگیدا در بریتانیا – که در حال حاضر حدود ۲۰ عضو دارد – بریتانیایی هستند. او ادعای استفاده گروه از صفحه‌های شخصی جعلی را رد کرد ولی تصدیق کرد که بیشتر کسانی که صفحه گروه را لایک کرده‌اند ساکن بریتانیا نیستند.
به گفته او "معلوم است که تعداد آلمانی‌های آن صفحه زیاد است. اشتیاق آلمانی‌ها زیاد است و در بحث‌ها مشارکت جدی دارند چون این جنبش آنها است." اما به ادعای او حالا بریتانیایی‌های واقعی هم به گروه علاقه پیدا کرده‌اند. او می‌گوید "بیشتر کسانی که در چند هفته اخیر صفحه را لایک کرده‌اند اهل بریتانیا هستند."
واضح است که از لایک‌های فیسبوکی، یک جنبش سیاسی درنمی‌آید. شعبه‌های پگیدا در بعضی از کشورهای اروپایی چون دانمارک، نروژ و جمهوری چک توانسته‌اند چند تجمع نسبتا کوچک خیابانی برپا کنند. اولین راهپیمایی پگیدا امروز در نیوکاسل برگزار شد. ولی چرا نیوکاسل؟
دیوید این‌گونه توضیح می‌دهد: "نیوکاسل یک شهر واقعا بریتانیایی است و برخلاف لندن و بیرمنگام مسلمانان و چپ‌گراهای کمی دارد. ما مشکلی با تجمعات مخالف نداریم. نمی‌خواهیم با کسی درگیر شویم و امیدوارم به ما احترام بگذارند."
پلیس شمار شرکت‌کنندگان در راهپیمایی هواداران پگیدا در نیوکاسل را حدود ۴۰۰ نفر و شمار شرکت‌کنندگان در راهپیمایی مخالفان این جنبش را بیش از یک هزار نفر گزارش کرده است.
بریتانیا، افراطی‌های راست‌گرای خودش را در فیسبوک دارد. دیوید می‌گوید "مشکل ما این است که خیلی از جنبش‌های راست افراطی می‌خواهند گروه پگیدا را از آن خود کنند." ظاهرا بعضی از افرادی که در ابتدا سعی کردند بر گروه فیسبوک پگیدا در بریتانیا مسلط شوند به "اتحادیه دفاعی انگلستان" تعلق داشتند.
صفحه پگیدا در بریتانیا حاوی تعدادی نظر نژادپرستانه و اهانت‌آمیز است که بعضا از اعمال گسترده خشونت حمایت می‌کنند. دیوید می‌گوید با این‌که چنین نوشته‌هایی خلاف سیاست‌های گروه است، ولی رهبران گروه هنوز وقت نکرده‌اند محتویات صفحه را بررسی کنند.
تعداد لایک‌های فیسبوکی به کنار، رشد پگیدا اخیرا با موانعی روبه‌رو شده. به غیر از شهر درسدن، تجمعات پگیدا در دیگر شهرهای آلمان چندان مورد استقبال قرار نگرفته. گروه بریتانیایی ضدنژادپرستی "امید نه تنفر" اطلاعاتی را جمع‌آوری کرده که نشان می‌دهد راهپیمایی‌های این گروه تنها در چند شهر با استقبال عمده روبه‌رو شده و در خیلی جاها تجمعات مخالفان بسیار بزرگتر از راهپیمایی‌های پگیدا بوده. از طرف دیگر در داخل آلمان، انتشار عکس‌هایی از لوتز باخمان، موسس گروه، در لباس هیتلر، به استعفای ۵ تن از رهبران پگیدا انجامید. در اولین راهپیمایی این گروه در اتریش تنها چندصد نفر شرکت کردند.

مطالب مرتبط

قلمی ترکی که برای حکایت از کردها و ارمنی‌ها جسارت داشت

قلمی ترکی که برای حکایت از کردها و ارمنی‌ها جسارت داشت

  • 28 فوریه 2015 - 09 اسفند 1393
پیش از اورهان پاموک، یاشار کمال را پرآوازه‌ترین نویسنده معاصر ترکیه بود
پیش از آنکه نام اورهان پاموک بر سر زبان‌ها بیفتد، ده‌ها سال بود که جهانیان، یاشار کمال را پرآوازه‌ترین نویسنده معاصر ترکیه می‌شناختند.
هر دو نویسنده، با اینکه دو نسل مختلف ادبیات ترکیه را نمایندگی می‌کنند و معرف دو جنبه متفاوت از فرهنگ ترکیه‌اند، منتقد ستمی‌اند که از دید آنان، جمهوری ترکیه در حق اقلیت‌هایش روا داشته است، با این فرق که یاشار کمال از دل این «ستم» آمده و در زمانی که کسی را یارای سخن گفتن از آن نبود، درباره‌اش نوشته و هزینه داده است.
خانواده‌اش از عشیره کرد «لووان» بودند که در دهه‌های پرکشمکش میان ارمنیان و مسلمانان حاکم، در نیمه دوم قرن نوزدهم، در سرزمین‌های ارمنی‌نشین شرق دریاچه وان سکنی یافته و زمین‌دار شده بودند.
پدرش صادق، برادرزاده گلی خان، بزرگ عشیره و مالک روستای ارنس بر کرانه دریاچه بود. در جنگ جهانی اول، این روستا زیر آتش توپخانه روس‌ها قرار گرفت و و اهالی‌اش آواره شدند. صادق، مادرپیر و برادر خواهر‌ها و خانواده‌هایشان را با همسرش نگار که سی سالی از خودش جوان‌تر بود برداشت و راه غرب را در پیش گرفت.
پس از یک سال و نیم سرگردانی به کرانه‌ای دیگر در یکی دیگر از سرزمین‌های باستانی ارمنیان رسیدند، به کیلیکیه، دشتی با دو رودخانه به قدمت افسانه‌های یونان باستان که شریان حیاتش بودند. قبائل ترک که از شرق رسیدند تا وارث پادشاهی ارمنیان شوند، به یاد شریان‌های حیات سرزمینی که از آن آمده بودند، این دو رود را هم جیحان و سیحان (جیحون و سیحون) نامیدند.
صادق و نگار و همراهان بر کرانه جیحان، در یکی از نه دهکده عشیره ترکمان بوزدوغان (شاهین خاکستری) اسکان یافته، تنها کردهای روستایی به نام حمیده شدند.
بوزدوغان‌ها هم خودشان پنجاه سالی پیش‌تر به زور در این دره اسکان داده و تخته قاپو شده بودند. جمهوری ترکیه که پایه‌هایش محکم شد، نام دهکده را به مناسبت کوه همجوارش گوکچه، به گوکچه دام تغییر دادند و بر همه اهالی ده، نام خانوادگی گوکچه لی (اهل گوکچه) نهادند.
در‌‌ همان سال تاسیس جمهوری ترکیه هم بود که فرزند صادق و نگار در این ده به دنیا آمد و کمال نام گرفت. کمال گوکجه لی را حدود سه دهه بعد، مردم ترکیه به نام مستعارش، یاشار کمال شناختند.
پاموک و کمال منتقد ستمی‌اند که از دید آنان، جمهوری ترکیه در حق اقلیت‌هایش روا داشته
آثار یاشار کمال یکسره بر این پیشینه خانوادگی و بر سرزمین زادگاهش پایه گذاشته شده و در جای‌جای آن، ارمنی‌هایی هستند که در آن سال‌ها، خانمان‌‌ رها کردند و رفتند. یاشار کمال از خانه‌ها و باغ‌ها و زمین‌های ارمنیان نوشته که غصب شدند.
در به یاد ماندنی‌ترین اثرش اینجه ممد می‌نویسد: ‌ «اگر جنگ استقلال نمی‌شد، هیچ کس حتی فکر تصاحب یک وجب از این خاک را نمی‌کرد. بخش بزرگی از این خاک مال سلطان عبدالحمید، مالک‌ها و عرب‌هایی است که به آن‌ها مصری می‌گویند، بخشی هم مال ارمنی‌ها (اشاره به معاهده کوتاهیه که در آن، سلطان عثمانی پس از جنگ با محمد علی پاشا، خدیو مصر، کیلیکه را به او واگذار کرد)».
در همین اینجه ممد از آن دهقان ارمنی می‌نویسد که زمین زراعی‌اش را به دوست ترکمانش می‌سپارد و می‌گوید: «داداش، اگر برگشتم زمینم را به من پس می‌دهی و اگر برنگشتم، مال تو، مثل شیر مادرت حلالت باشد».
در کتاب دیگرش، جنایت در بازار آهنگران، با بیانی عریان‌تر از کوچاندن ارمنیان می‌نویسد که «آن مردمان نیک، سوار آن اسبهای زیبا شدند و رفتند» و از غصب اموال و املاکشان و «آنهایی که از چادر درآمدند و صاحبخانه شدند».
از کردهایی می‌نویسد که در خانه‌های بر جای مانده از ارمنیان، در محله‌هایی که رو به ویرانی گذاشته بود ساکن شدند. خودش هم در یکی از همین خانه‌ها به دنیا آمد، تنها خانه‌ای در ده که در آن به زبان کردی صحبت می‌شد. خودش می‌گوید: «ترک و کرد در صلح و صفا و برادرانه با هم زندگی می‌کردند. در خانه کردی حرف می‌زدم و در ده، ترکی.
"یک روز هم خودم را غریبه و جدامانده و متفاوت با دیگران حس نکردم. من با فرهنگ ترکمان اعتلا پیدا می‌کردم و دوستانم هم از من ترانه‌های کردی یاد می‌گرفتند." (گفتگو با روزنامه رادیکال، ۲۵ ژوئیه ۲۰۰۹).
وقتی وارد حرفه خبرنگاری شد، اولین ماموریتش، سفری سه ماهه به شرق و مناطق کردنشین بود و برای اولین بار روستای پدری‌اش را دید. در آن سه ماه سلسله گزارش‌هایی در روزنامه جمهوریت نوشت با عنوان «در شرق چیزهایی باورنکردنی دیدم».
این گزارش‌ها نام یاشار کمال را به عنوان روزنامه نگاری توانمند پرآوازه ساخت و راه را برای چاپ داستان‌هایش و ثبت نامش به عنوان بزرگ‌ترین نویسنده معاصر ترکیه باز کرد.
در مارس ۱۹۹۱ که شخصیتی جهانی شده بود، مقاله‌ای چهار صفحه‌ای با عنوان کارزار دروغ در مجله آلمانی اشپیگل به چاپ رساند و در آن به تندی به حکومت ترکیه تاخت و متهمش کرد که به کردها ستم می‌کند و «حقیر‌ترین و زشت‌ترین جنگ دنیا» را علیه این مردم به راه انداخته است.
چهار سال بعد در ترکیه کتابی با عنوان ترکیه و آزادی اندیشه منتشر شد که مجموعه مقالاتی از شماری از نویسندگان این کشور بود و ترجمه مقاله یاشار کمال در اشپیگل، این بار تحت عنوان ستمت بیش باد همراه با مقاله‌ای دیگر از او با مضمونی مشابه و عنوان آسمان سیاه بر فراز ترکیه در آن درج شده بود.
انتشار این دو مقاله برای او مجازات بیست ماه حبس را به همراه داشت که با درخواست تجدیدنظر و شکایت او به دادگاه حقوق بشر اروپا، سرانجام پس از دو سال دادرسی، این مجازات به حبس تعلیقی تبدیل شد.
عبدالله اوجالان، رویکرد یاشار کمال را به «مسئله کرد» رومانتیک توصیف می‌کرد
موضعگیری او در قبال مسئله کرد در این مقاله‌ها، آن هم در روزگاری که کمتر کسی جرأت ورود به این وادی خطرناک را به خود می‌داد، در کنار تحسین و تشویق‌ها، مخالفت بسیاری از روشنفکران ترکیه را نیز برانگیخت. از او انتقاد شد که در مقاله‌هایش، پ.ک.ک را نماینده همه مردم کرد قلمداد کرده و مقابله دولت با چریک‌های جدائی طلب کرد را جنگ دولت با مردم کرد توصیف کرده است.
این در حالی بود که حتی عبدالله اوجالان، رهبر پ.ک.ک هم یاشار کمال را جدی نمی‌گرفت و رویکرد او به «مسئله کرد» را رومانتیک توصیف می‌کرد.
از دید اوجالان، اعتراض یاشار کمال «اصالت انقلابی» نداشت بلکه صرفا به علاقه رومانتیک و خیالپردازانه او به هر آن کسی بر می‌گشت که با دیگران متفاوت باشد و عصیان کند (کتاب مسئله کرد با اوجلان و بورکای، نوشته اورال چالشلار، چاپ ۱۹۹۳ ترکیه).
یاشار کمال از کودکی شیفته این عصیانگران بود، شیفته «اشقیا»، یاغیانی که دشمنان مال و اموال خوانین محلی بودند. این اشقیا برای او دادرس مظلومان و نماد مبارزه با ستم فرادستان بر فرودستان بودند. شاهکارش اینجه ممد نیز حکایت یکی از همین اشقیا بود.
آنچه اوجلان عیب یاشار کمال می‌داند، در واقع هنر او بود، هنر جان بخشیدن به جغرافیایی که در آن بزرگ شده بود، بال و پردادن به شخصیت‌ها و قهرمان ساختن از «اشقیا» و ساختن افسانه‌ای جهانی از یاغی گمنامی به نام اینجه ممد.

راه‌اندازی خطوط پروازی مستقیم بین تهران و صنعا

راه‌اندازی خطوط پروازی مستقیم بین تهران و صنعا

  • 2 ساعت پیش
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یک مقام آگاه ایرانی گفته است که خطوط پروازی مستقیم بین تهران و صنعا، پایتخت یمن، راه‌اندازی می شود.
به گفته این مقام ایرانی، "بنا شده است با حداکثر ۱۴ پرواز در هفته شاهد پروازهای مستقیم میان دو کشور باشیم."
بر اساس این گزارش، اولین پرواز میان دو کشور که حامل محموله کمک‌های دارویی و انسان‌دوستانه ایران به یمن است، امروز (یکشنبه) به صنعا پرواز کرد.
تاکنون میان ایران و یمن پرواز مستقیم وجود نداشته است.
بر اساس گزارش ایسنا، اداره کل هواپیمایی و هواشناسی یمن و سازمان هواپیمایی کشوری ایران یادداشت تفاهمی را در زمینه حمل و نقل هوایی امضا کردند که به موجب آن شرکت‌های هواپیمایی یمن و شرکت هواپیمایی ماهان‌ ایران می‌توانند پروازهای مستقیم بین دو کشور برقرار کنند.
در همین حال، خبرگزاری فارس گفته است که گروههای هم‌پیمان عربستان سعودی به محوریت عبد ربه منصور هادی، رئیس جمهور پیشین یمن، در شهر عدن گرد هم آمده‌اند تا جبهه منسجمی علیه حوثی ها تشکیل دهند.
دولتهای عربستان سعودی، ‌امارات متحده عربی، کویت، بحرین و قطر که مدتی پیش سفارتخانه های خود را در صنعا بسته بودند، اینک نمایندگی های سیاسی خود را در عدن دایر کرده اند.
گروههای شیعه حوثی‌ که عمدتا در شمال یمن حضور دارند و خود را انصارالله معرفی می کنند، در اواخر سپتامبر سال گذشته وارد صنعا شدند.
از ماه ژانویه که رئیس جمهور از قدرت کناره‌گیری کرد، گروههای شیعه امور پایتخت را در دست گرفته‌اند.
آنها پارلمان یمن را منحل کردند و در بیانیه‌ای از تشکیل "کمیته عالی انقلاب" خبر دادند و محمد علی الحوثی را رهبر آن کمیته معرفی کردند.

یک تخم‌مرغ گرد ۴۸۰ پوند فروخته شد

یک تخم‌مرغ گرد ۴۸۰ پوند فروخته شد

  • 28 فوریه 2015 - 09 اسفند 1393
کیم بروتون (چپ) پول فروش تخم‌مرغ گرد را به یک خیریه می‌دهد
تخم‌مرغ گردی که یک مرغ در روستایی در نزدیکی شهر اسکس بریتانیا گذاشته بود، در یک حراج اینترنتی به قیمت ۴۸۰ پوند فروخته شده است.
کیم بروتون روز ۱۷ فوریه (یازده روز پیش) متوجه شد که یکی از مرغ‌هایش - که الان به نام پینگ‌پونگ شناخته می‌شود – یک تخم کاملا گرد گذاشته است.
او تصمیم گرفت که این تخم‌مرغ "غیرعادی" را به حراج بگذارد و عواید حاصل از آن را به خیریه‌ای بدهد که برای کمک به مبتلایان به فیبروز سیستیک فعالیت می‌کند.
نام مرغی که این تخم را گذاشته به "پینگ‌پونگ" تغییر داده شده است
فیبروز سیستیک نوعی اختلال ژنتیکی است که بر اثر ابتلا به آن، ترشحات درونی بدن در بخش‌هایی مثل ریه، کبد و روده سفت و چسبنده می‌شود. پسر یکی از دوستان خانم بروتون بر اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست داده است.
بعد از عرضه این تخم‌مرغ در سایت ایی‌بی ۶۴ قیمت پیشنهادی ارائه شد.
هویت فرد خریدار هنوز اعلام نشده است، ولی کیم بروتون ۴۴ ساله گفته است که به نظرش فرد خریدار احتمالا این تخم‌مرغ را نمی‌خورد و به دلیل شکل غیرعادی، آن را نگه خواهد داشت.
تخم‌مرغ گرد در یک حراج اینترنتی فروخته شد
او اضافه کرد که در ابتدا می‌خواست خودش تخم‌مرغ را بپزد و بخورد، ولی بعد به او گفته شده است که چنین تخم‌مرغی "یک در میلیارد" ممکن است گذاشته شود.
خانم بروتون گفت: "واقعا داشتم تخم‌مرغ را می‌شکستم که کلوچه درست کنم، ولی یکی از دوستانم که عکس تخم‌مرغ را در فیسبوک دیده بود، پیام داد که این کار را نکن!"
او گفت: "ظاهرا قبلا یک فرد دیگر تخم‌مرغ مشابهی را به ۹۰ پوند فروخته بود و به نظرم رسید که اگر این تخم‌مرغ را من هم به چنین قیمتی بفروشم، عالی می‌شود."